برگشت   انجمن معلولین اسپیشال > سالن اجتماعات Special > انجمن معلولين

توجه

پاسخ
 
امکانات جستجوی این موضوع حالات نمایش
Old دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹, ۰۱:۴۷   #1
NaviD.Sincere

عضو بسيار فعال
امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
 
آواتار NaviD.Sincere
 

تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۹
موقعیت: فارس . لامرد
ارسالها: 604
تشکر: 675
447 تشکر در 224 ارسال
NaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of light
پیشفرض روانشناسی معلولین ذهنی

روانشناسی معلولان ، سنگ بنای نظام توانبخشی







توانبخشی فرآیندی است منسجم ، مستمر و پویا ، چرا كه وقتی سخن از قادر سازی فرد معلول به میان می آید ، نه تنها نظام خانواده و آموزش و پرورش بلكه سازمانهای حمایتی ، طراحان معماری شهری ، رسانه های ارتباط جمعی ، صاحبان مشاغل و نظام آموزش عالی و ... هر كدام به نوعی می كوشند تا زیرساخت های توانبخشی بر اساس اركان زندگی اجتماعی شكل یابد و در نهایت این فرآیند توانمند سازی بر پایه عناصر موجود در ساختار جامعه امروز محقق گردد . حال بد نیست تا به نقطه آغازین این سلسله تلاشها بازگردیم .
از زمانی كه معلولیت یك فرد برای خانواده محرز می گردد ، نه تنها شخص مبتلا بلكه والدین و سایر اعضای خانواده نیز عملاً وارد حوزه توانبخشی می شوند . تأمین سلامت روانی خانواده ی دارای فرزند معلول مهمترین موضوعی است كه در این مرحله از توانبخشی مد نظر روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی قرار دارد ؛ زیرا مادام كه والدین آگاهی لازم در خصوص علل زیست محیطی و اجتماعی معلولیت فرزندان خود و شیوه برخورد با آنان نداشته باشند ، انگیزه لازم برای مشاركت در فعالیت های توانبخشی نخواهند داشت . اینجا است كه روانشناس با استعانت از اصول روانشناسی معلولان و بهره مندی از شیوه های مؤثر در زمینه مشاوره خانواده ، می كوشد تا از خلال بحث و گفت و گو با پدران و مادران و با توجه به نوع ارزشها ، اعتقادات و میزان دانش و آگاهی آنان ، معلولیت فرزندان را برای آنان تشریح نماید . روانشناسان همچنین می كوشند تا با بررسی نوع رابطه سایر اعضای خانواده (اعم از خواهران و برادران و دیگر بستگان) با فرد معلول ، بافت ارتباطی مناسبی در محیط منزل ایجاد كنند تا عضو معلول خانواده بتواند در سایه چنین روابطی ، خود را برای كسب استقلال در زندگی آتی مهیا سازد . بنابراین جایی برای انكار این واقعیت نیست كه روانشناسی معلولان ، سنگ بنای نظام توانبخشی است ؛ زیرا تا زمانی كه سلامت روانی والدین فرزندان معلول تضمین نشود ، ارائه خدمات اجتماعی و توانپزشكی به فرد دارای معلولیت و خانواده وی بی معنا خواهد بود . بدیهی است كه قرار گرفتن والدین در مدار توانبخشی نیز از اعتقاد آنان نسبت به اثر بخشی این فعالیتها منبعث می گردد .
فرد معلول نیز همچون سایرین ، مراحل مختلف تحول را پشت سر می گذارد و با ورود به مرحله نوجوانی ، ذهن و روان خود را با مسائل تازه ای مواجه می یابد . آیا وی می تواند همچون دیگر دانش آموزان آزادانه رشته تحصیلی خود را انتخاب كند ؟ جاذبه فردی و اجتماعی وی تا چه اندازه متأثر از معلولیت او خواهد بود ؟ چگونه می تواند با جنس مخالف ارتباط برقرار كند و آیا اساساً موفقیتی در این رابطه خواهد داشت ؟ اینها بخشی از سؤالاتی هستند كه كه روانشناس متخصص در امور معلولان می كوشد تا با توجه به گستره ی دانش و آگاهی خود ، پاسخی مقتضی برای آنها یافته و روح و روان نوجوان معلول را از رنج ناشی از ناآگاهی نسبت به این مسائل برهاند . وی تلاش می كند تا والدین انتظارات خود را با قابلیت های فرزند كم توان ذهنی خود متناسب سازند ؛ شیوه آموزش رفتارهای اجتماعی به نوجوانان نابینا و ناشنوا را بیاموزند و فرزندان دارای مشكلات جسمی و حركتی را به منظور افزایش مشاركت های اجتماعی ترغیب كنند . آنچه بر اهمیت كار روانشناسان در این دوره می افزاید وجود این حقیقت است كه نوجوانان دارای معلولیت و خانواده های آنان ، به منابع آموزشی خاص این دوره از رشد ، (به ویژه در خصوص كودكان و نوجوانان مبتلا به نارسایی های ذهنی ، حسی و حركتی) دسترسی چندانی ندارند و بهره مندی از مشورت توأم با همدلی مشاوران و روانشناسان ، تنها امكان ارزشمندی است كه آنان می توانند در این مرحله از زندگی از آن بهره گیرند . گستره موضوعات روانشناسی معلولان تنها به مراحل كودكی و نوجوانی افراد معلول محدود نمی گردد. رشد و تحول شخصیت فرد معلول و ورود وی به مرحله جوانی ، بستری نو برای طرح مسائل تازه تری فراهم می كند كه از مهمترین آنها می توان به مقوله ی ازدواج و چگونگی سازگاری شغلی و اجتماعی اشاره نمود . روانشناسان می كوشند تا جوانان معلول را نسبت به قابلیت ها ، محدودیت ها و نقش و پایگاهی كه در جامعه قادر به احراز آن هستند ، آشنا سازند و به آنها بیاموزند كه چگونه در تمامی گزینش های خود در طول زندگی از این شناخت استفاده كنند . یك روانشناس یا مشاور حوزه توانبخشی به فرد معلول می آموزد كه با توجه به شرایط خاص خود ، در انتخاب همسر چه نكاتی را لحاظ نماید و چگونه به خود باوری لازم در این رابطه دست یابد . وی همچنین نیازمند آن است تا بر اساس علائق و ویژگی های شخصیتی خویش شغلی را با تمامی محدودیت های موجود برگزیند و علاوه بر آن ، چگونگی سازگاری با محیط كار و ایجاد روابط انسانی مؤثر با افرادی را كه در مدار تعامل با وی قرار دارند ، فراگیرد . در اینجا نیز یك روانشناس متعهد تلاش می كند تا مددجوی وی ، به تفسیر درستی از موقعیتهای پیرامون خود دست یافته و با مشكلات موجود به نحو شایسته ای سازگار شود . بررسی خصوصیات روانشناختی و رفتاری كودكان و نوجوانان معلول به ما می آموزد كه چگونه با آنان تعامل نماییم ، محتوای برنامه های آموزشی را از چه طرقی با ویژگی های شناختی و عاطفی این دسته از مهارت آموزان منطبق ساخته و در نهایت چگونه آنان را با زندگی و فراز و نشیب های آن سازگار نماییم . اهمیت نقش و جایگاه روانشناسان در عرصه فعالیت های توانبخشی ما را بر آن می دارد تا به طور جدی به خلائی بیندیشیم كه در زمینه ارائه خدمات مشاوره ی روانشناختی به افراد معلول وجود دارد . از آنجا كه تا به حال هیچ گونه برنامه مشخصی برای فعالیت روانشناسان شاغل به كار در مراكز توانبخشی ارائه نگردیده است آموزش خانواده و مشاوره با مددجویان معلول چنان كه باید مورد توجه واقع نشده و در نتیجه ، این تلاشها تنها به صورت موردی و در قالبی كاملاً سلیقه ای در مراكز مزبور صورت می پذیرد . واضح است كه راه حل این مسئله را نه در این مجتمع ها ، بلكه باید در مراكز ستادی سازمان بهزیستی جستجو كرد . در نخستین گام باید مدیران و مسئولان امر را نسبت به ضرورت ترویج اصول روانشناسی معلولان در زمینه توانبخشی توجیه نمود . گام بعدی آن است كه با ایجاد تغییرات لازم در ساختار تشكیلاتی حوزه معاونت توانبخشی ، شرایطی را فراهم نمود تا هر یك از گروههای تخصصی مراكز ، ستادی اعم از تیمهای كارشناسی امور ناشنوایان ، نابینایان ، معلولان جسمی متخصص در امور معلولان ایجاد نموده و در سایه آن به تدوین برنامه های آموزشی جامع و كاربردی ، به منظور آموزش و مشاوره با افراد معلول و خانواده های آنان بپردازند . باشد كه در راستای این تلاش ها بتوانیم توانبخشی معلولان و استعدادهای شگرف این افراد را چنان كه باید به جامعه امروز معرفی نماییم.
NaviD.Sincere آفلاین است   پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از NaviD.Sincere برای ارسال مفید تشکر نموده اند:
Old دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹, ۰۱:۴۸   #2
NaviD.Sincere

عضو بسيار فعال
امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
 
آواتار NaviD.Sincere
 

تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۹
موقعیت: فارس . لامرد
ارسالها: 604
تشکر: 675
447 تشکر در 224 ارسال
NaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of light
پیشفرض

معلولین نیازی به ترحم ندارند

سوم دسامبر (مصادف با 12 آذر 138 روز جهانی معلولان نامگذاری شده است.
اعلام این روز از سوی سازمان ملل متحد، برای جلب توجه دولت ها و جامعه جهانی به پدیده معلولیت و مشکلات انسان های معلول است.
منشور سال 1982 سازمان ملل، روز معلولان را، برخاسته از نیازهای به حق افرادی می داند که به رغم داشتن محدودیت های حسی و جسمی، به دلیل برخورداری از جوهره ی انسانی، باید همچون دیگران، از امکانات رفاهی و اجتماعی برخوردار شوند.
حق بهره مندی از خدمات آموزش و پرورش، بهداشت، مسکن، اشتغال، امکانات تفریحی و ... ، همگی به عنوان موضوعات محوری در قوانین و آیین نامه های مربوط به حقوق معلولان به شمار می آیند.

معلول کیست؟

معلول به کسی گفته می شود که بر اثر نقص جسمی یا ذهنی، به طور مستمر اختلال قابل توجهی در سلامت و کارایی عمومی و یا شئون اجتماعی، اقتصادی و حرفه ای او به وجود آید، به طوری که این اختلال، از استقلال فردی، اجتماعی و اقتصادی وی بکاهد.
این گروه، شامل ناشنوایان، نابینایان، معلولین جسمی، حرکتی و ذهنی است.
آمار ارائه شده از سوی سازمان بهداشت جهانی (who)، نشان می دهد که تا سال 1378، ده درصد از جمعیت جوامع صنعتی و دوازده درصد از جمعیت جوامع رو به توسعه را افراد معلول تشکیل می دهند.
در ایران، حدود سه درصد به نوعی دچار معلولیت های جسمی جزئی یا کلی هستند. گاهی به علت فقدان امکانات درمانی مناسب، تا پایان عمر، معلولیت همراه این گونه افراد خواهد بود.

احترام، نه ترحم

ارتباطات اجتماعی با معلول باید همراه با احترام باشد و از ترحم به ایشان باید دوری گزید. تفاوت این دو نوع رفتار در این است که در حالت اول، طرفِ موردِ احترام، انسانی بزرگ به شمار می آید، اما در گزینه ترحم، مخاطب، انسانی ذلیل و خوار شمرده می شود که باید همواره دست او را گرفت. هنگام ترحم به شخصیت و روحیات معلول، توجهی نمی گردد. به یاد داشته باشیم آنچه توانایی را می سازد، اراده است و اگر اراده بخواهد جاری شود، هیچ بهانه ای را نمی شناسد.

اشتغال معلول

اشتغال هر فرد، موجب استقلال اقتصادی او می شود. داشتن شغل، به هر کسی هویت و تشخص اجتماعی بخشیده و در او اعتماد به نفس به وجود می آورد. متاسفانه تعداد زیادی از معلولان، به رغم گذراندن دوره های تحصیلات عالیه و کسب دانش و مهارت لازم، نمی توانند به اشتغال مناسب برسند.
در زمینه اشتغال زایی برای معلولان، تبعیض فاحشی وجود دارد و گاه میزان بیکاری میان معلولان، دو برابر بیکاران عادی است، در صورتی که بر اساس قانون، دولت موظف است سه درصد از اشتغال را به معلولان اختصاص دهد، ولی این قانون تا کنون به صورت مطلوب اجرا نشده و شاهدیم که موضوع اشتغال معلولان، با بی مهری رو به رو گردیده است.
به ناچار تعداد قابل توجهی از آنان، باید بیشترین وقت خود را در میان خانواده سپری کرده و زندگی خود را به سختی ادامه دهند.

تفریح و سرگرمی

توجه به تفریح و ورزش، باعث سلامت جسمی و روانی معلولان می شود. بیشتر این افراد نمی توانند از امکانات تفریحی موجود در جامعه استفاده ی مناسبی کنند، زیرا محیط های تفریحی و ورزشی، با شرایط جسمی معلولان متناسب نیست.
شایسته است که مسئولان، درصدی از امکانات رفاهی و ورزشی را به معلولان اختصاص دهند تا آن ها نیز مانند سایر افراد جامعه، از این امکانات استفاده نمایند.

مشارکت اجتماعی

افراد معلول باید در تصمیم گیری ها، به ویژه در سازمان هایی که اعضای آن را معلولان تشکیل می دهند، یا معلولان در آن عضویت دارند و برای معلولان خدمت رسانی می کنند، مشارکت جدی و موثر داشته باشند.
کمک به تشکیل گروه های خودیار به منظور حمایت و توسعه جامعه خاص معلولان، از مهم ترین اقدامات برای مشارکت اجتماعی این افراد می باشد.
تشکیل جوامع خاص معلولان نیز می تواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد.
از سوی دیگر، وجود چنین تشکیلاتی موجب می شود تا افراد ضمن برخورداری از رابطه اجتماعی، استقلال اقتصادی، احترام اجتماعی، دسترسی به خدمات تخصصی و نیز زندگی زناشویی و تشکیل خانواده، بتوانند دیدگاه ها و ایده های شان را مطرح و در مورد مسایل مربوط به زندگی خود، تصمیم گیری کنند.

آموزش و فرهنگ

معلولان باید فرصت یابند تا استعدادهای خلاق هنری و فکری خود را رشد دهند و آن را نه تنها برای منافع خود، بلکه برای غنی سازی جامعه به کار گیرند. لذا باید دسترسی آنان برای مشارکت در فعالیت های فرهنگی تضمین شود.
از جمله ی این اقدامات، می توان تهیه وسایل کمک ارتباطی برای ناشنوایان، منابع و مطالب علمی به خط بریل یا نوارهای صوتی برای نابینایان، و مطالب خواندنی که با توان و استعداد افراد معلول ذهنی مناسب باشد، را نام برد.

یاری به معلولان

کمک و یاری رساندن به هم نوع، فضیلتی است بزرگ و در اسلام سفارش زیادی به آن شده است. البته این کمک باید به حال کمک گیرنده مفید باشد و موجب ناراحتی او نشود. کسانی که با انگیزه خودنمایی و ارضای حس خود بزرگ بینی و فخرفروشی به دیگران کمک می کنند، راه را به خطا می روند.
در این میان، کمک به افراد معلول، برداشتن همه موانع و مشکلات نیست، بلکه کمک به انجام کاری است که این افراد از عهده ی آن برنمی آیند. فراهم ساختن امکان شرکت واقعی معلولان جسمی در زندگی اجتماعی، در آن ها دلگرمی، اعتماد به نفس و نشاط می آفریند.

سخن آخر

افراد سالم و توانمند جامعه باید بدانند که معلولان هرگز نیازی به ترحم ندارند. همنوعان سالم باید همواره بکوشند تا کمبود موجود در معلولان رابه صورت یک جریان طبیعی نشان دهند و کاری نکنند که این کمبود، زندگی معلول را از حالت طبیعی خارج کند و او را به فردی منزوی و جدای از جامعه تبدیل سازد.
باید این حقیقت را بپذیریم که اگر فرد معلول به درون جامعه برمی گردد و به فعالیت می پردازد، حتما توانمندی دارد. پس نباید با ترحم یا تمسخر، هیاهوی زیبای بازگشت به زندگی را در او خاموش کنیم، بلکه باید او را بپذیریم و تشویقش کنیم تا کارهایش را درست انجام دهد و با خواستن کار از آن ها، آنان را در میان خود نگه داریم
NaviD.Sincere آفلاین است   پاسخ با نقل قول
Old دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹, ۰۱:۴۹   #3
NaviD.Sincere

عضو بسيار فعال
امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
 
آواتار NaviD.Sincere
 

تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۹
موقعیت: فارس . لامرد
ارسالها: 604
تشکر: 675
447 تشکر در 224 ارسال
NaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of light
پیشفرض

عقب ماندگی ذهنی (mental Retardation)




عقب ماندگی ذهنی اختلالی است كه با عملكرد هوشی زیر حد طبیعی و اختلال در مهارتهای انطباقی مشخص می گردد. سن شروع عقب ماندگی ذهنی زیر 18 سال است و منظور از مهارتهای انطباقی انجام كارهای است كه در هر سن خاص به طور معمول از فرد انتظار می رود . انواع

عقب ماندگی ذهنی بر اساس میزان بهره هوشی ، از خفیف تا بسیار شدید ( عمیق ) وجود دارد . جدول زیر تقسیم بندی های مربوط به عقب ماندگی ذهنی را با توجه به نوع و مهارت مورد نظر نشان می دهد:

مهارت مورد انتظار

نوع

بهره هوش

آموزش پذیرخفیف
50- 70
ربیت پذیر بالا
متوسط
35- 50
تربیت پذیر پایین
شدید
25- 25
كمتر از 25
عمیق
ایزوله ، نیازمند نگهداری در مؤسسه


در حالی كه بهره هوش طبیعی در محدوده 90- 110 قرار می گیرد ، به فاصله بین 71- 84 هوش مرزی اطلاق می شود كه این افراد عقب مانده ذهنی نیستند اما از نظر پیشرفت تحصیلی موفقیت چندانی ندارند . خوشبختانه كمترین تعداد این بیماران را عقب مانده ذهنی نوع شدید و بسیار شدید كه عمدتاً نیازمند نگهداری و پرستاری دائم در مؤسسات مربوطه می باشند تشكیل می دهند.
شیوع این اختلال در حدود 1 درصد جمعیت می باشد كه در جنس مذكر حدود 5/1 برابر جنس مؤنث است. سبب شناسی عقب ماندگی ذهنی

1- عوامل قبل از تولد : بیشتر شامل تأثیرات ژنتیك و تغییرات كروموز می شود . ضمن این كه عفونت های رحمی و ابتلای به بیماری سرخچه و توكسوپلاسموز ( بیماری خطرناكی كه از طریق گربه منتقل می شود ) نیز در بروز عارضه نقش دارند . آنچه مسلم است بیشترین علل عقب ماندگی ذهنی همین عوامل قبل از تولد است كه از نظر پیشگیری نیز اهمیت دارند ، به ویژه عوامل كروموزومی مانند سندرم داون و عوامل عفونی مثل سرخچه و توكسوپلاسموز مادرزادی . در این بین عوامل حین تولد مثل زایمان مشكل و خونریزی جمجمه و اشكالات تنفسی حین زایمان و ..... نیز مؤثر می باشند .

2- عوامل پس از تولد : شامل ضربات شدید به جمجه كودك ( یرقان ) سیانوز ( سیاه شدن )، عفونتهای دوران نوزادی به همراه تب و تشنج ، كم كاری تیروئید و .... است كه با مواظبت از كودك بخصوص قبل از سن چهارسالگی می توان از بروز عقب ماندگی ذهنی تا حدی جلوگیری نمود.
3- عوامل محیطی اجتماعی : تأثیرات محدودتری در بروز عقب ماندگی ذهنی دارند و شامل فقر ، تغذیه ، ناپایداری خانواده ، وضعیت اقتصادی – اجتماعی بد و محرومیت های فرهنگی و استرسهای مكرر و فوق تحمل در محیط زندگی كودك است. پیشگیری

پیشگیری اولیه : جلوگیری از ظهور عوامل ایجادكننده عقب ماندگی ذهنی بخصوص عوامل قبل از تولد ، اهمیت ویژه ای دارند. آموزش خانواده ، ممانعت از ازدواجهای فامیلی ، جلوگیری از حاملگی بعد از سنین 35 سالگی ، رعایت بهداشت حاملگی ( پرهیز از اشعه ، دارو ، ضربه به شكم ، تغذیه مناسب مادر ، جلوگیری و كنترل نمودن عفونت های مادرزادی و .... ) در پیشگیری اولیه بسیار مؤثر هستند. محافظت كودك پس از تولد بخصوص در دوره نوزادی و مداخله ی درمانی به موقع در موارد بیماری ، مثل كم كاری تیروئیدی ( هیپوتیروئیدی ) نیز در جلوگیری از بروز عقب ماندگی ذهنی اهمیت دارد .
پیشگیری ثانویه :

عقب ماندگی ذهنی درمان ندارد و بهترین راه كنترل آن جلوگیری از بروز آن است . به نظر نمی رسد داروهای خاصی نیز در كنترل پیشرفت اختلال مؤثر باشد. مهمترین روش درمانی افراد عقب مانده ذهنی افزایش میزان سازگازی آنها ، محیط زندگی و تنظیم توقعات محیطی و سطح كارآیی این افراد در خانواده و جامعه است.
پیشگیری ثالث

انجام مشاوره خانواده و مشاوره فردی در جهت محدود كردن تأثیرات عقب ماندگی ذهنی ضرورت دارد . استفاده از روشهای توصیه شده توسط افراد متخصص در تقویت و حفظ كارآیی عملی این افراد می تواند باعث افزایش اعتماد به نفس و سازگاری مناسب تر با استرسهای معمول زندگی افراد عقب مانده ذهنی گردد. آموزش كودك و خانواده ، آموزش مهارت های كلامی ، محیطی ، ارتباطی ، اجتماعی ، همچنین آموزش های ویژه و فیزیوتراپی و آموزش های مهارت های جسمی همگی می توانند در سازگاری و رشد بهتر این افراد و توانبخشی آنان كمك مؤثری باشند
NaviD.Sincere آفلاین است   پاسخ با نقل قول
Old دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹, ۰۱:۴۹   #4
NaviD.Sincere

عضو بسيار فعال
امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
 
آواتار NaviD.Sincere
 

تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۹
موقعیت: فارس . لامرد
ارسالها: 604
تشکر: 675
447 تشکر در 224 ارسال
NaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of light
پیشفرض

توانایی ام را بنگر نه معلولیتم را









شهرما، شهر بسیارناامنی برا ی معلولان اعم از جسمی – حركتی و حسی است . تصور كنید كه فرد روشندلی قصد عبور از خط عابر پیاده را دارد، از كجا باید بداند چراغ عابر سبز است یا قرمز ؟ شهرما و امكانات شهری آن حتی برای افراد عادی مشكل ساز است چه رسد به معلولان حسی حركتی ، نابینایان و ناشنوایان .
هیچكدام از امكانات شهری ما به گونه طراحی نشده اند كه استقلال یك معلول را ارج نهند . فرد معلول در مسافرت های درون شهری باز هم وابسته به اعضای خانواده یا رهگذران كوچه و خیابان است. بسیار دیده ایم كه عابران پیاده ، معلول حركتی نشسته برویلچر را برای عبور از پل كمك می كنند، یا نابینایی را ازخیابان عبور می دهند ، و یا تردید معلولی با عصای دستی را هنگام عبور از پل های فلزی برروی جوی های آب دیده ایم. مشكلات در جوامع توسعه نیافته به شكل جدی تری بروز می كند چون در جوامع پیشرفته ، سیستم های شهرسازی وهمچنین امكانات شهری از قبیل مترو، پارك ، سینما... با مدد تكنولوژی روز تا حد زیادی مشكلات معلولین حسی را مرتفع ساخته است. اما در جوامعی مانند جامعه ما كه حتی افراد عادی در آن نمی توانند آن طور كه باید و شاید راحت زندگی كنند معلولین به خصوص معلولین حسی اغلب ناچار می شوند از جامعه دوری گزینند و خانه نشین شوند. آنچه در گوشه نشینی مزید بر علت شده رفتار ترحم آمیز و نا آگاهانه سایر شهروندان با معلولین است" .(1) در یك كلام ، ما ، مردم جامعه در شكل نگرفتن استقلال فردی معلولان سهیم هستیم. " تمامی افرادی كه به دلیل فقدان یكی از ملزومات زندگی متعارف اجتماعی به گونه ایی متفاوت از سایرین زندگی می كنند، معلولند"(2)
بسیاری را تصور بر این است كه معلولان عمدتاً افرادی هستند كه با این نقص متولد می شوند ، ولی آمار عكس این مطلب را بیان می كند. " براساس یك بررسی مركز ملی تحقیقات علوم پزشكی كشور 2/27 درصد معلولیت ها دركشور ناشی از تصادفات وسوانح است... معلولیت مادرزادی با 7/25 درصد دومین علت معلولیت درمیان افراد جامعه به شمار می رود، جنگ با 3/6 در صد و سكته مغزی با 7/4در صد"(3 ) رتبه های بعدی میزان معلولیت در كشور به خود اختصاص داده است " میزان معلولیت در مردان 4/3 درصد و در زنان 2 درصد است"(4)
چنانكه از آمار بر می آید بیشتر معلولیت ها در نتیجه تصادفات و حوادث است و آیا مراكز توانبخشی در كشورما آنچنان توسعه یافته هستندكه بازگشت این افراد را ( كه بخشی از عمر خود را بدون هیچ محدودیتی گذرانده و حال با محدودیت ناشی از معلولیت مواجهند ) به زندگی عادی تسهیل نمایند و به آنان در عادی سازی زندگیشان كمك كنند ؟؟
ما در جامعه ، فرد معلول را یك انسان ناقص می بینیم ، جسم معلول او را می نگریم و نه روح انسانی و كامل او را از اینروست كه " فرهنگ ارتباط با معلولیت درجامعه ما بسیار نادرست است ... تشخیص غلط ... واشتباه گرفتن ( معلولان حسی – حركتی ) با كم توان ذهنی گاه ممكن است كه ( فرد معلول ) را یك عمر از تحصیل محروم و او را در خانه حبس كند."(5)
جامعه ما ازهمان ابتدا كودك معلول را در مدارس جداگانه آموزش می دهد ، او را درجمعی همانند خود او محصورمی سازد و این امر به دوری فرد معلول از جامعه و از افراد جامعه كمك می كند. فرد معلول چون در طول مدت تحصیل از افراد عادی دور بوده است، هنگام ورود به اجتماع در بر قراری ارتباط با آنان ناتوان است . از سوی دیگر افراد عادی اجتماع نیز، عادی سازی روابط با معلولان را نمی آموزند و این دو سبب می شود كه آسیب های روانی بر معلولیت فرد كم توان افروده گردد.
" این درحالی است كه امروزه جوامع اروپایی سیاست عادی سازی را پیش گرفته واین امكان را فراهم آورده اند كه معلولین جسمی – حركتی نیز درمدارس عادی تحصیل كنند. این امر باعث می شود كه اینگونه افراد در روند تطبیق خویش با محیط و سایر دانش آموزان به پیشرفت های جسمی دست یابند، به هر صورت آنچه مهم است آن است كه حتی المقدور فرصت ها به نسبت مساوی بین معلولان و افراد عادی تقسیم شود و معلولان هم امكان دست یابی آسان به امكانات را داشته باشند ، آنچه كه در جامعه ما تاكنون رخ نداده است. معاون امور توابخشی سازمان بهزیستی كشور تعداد معلولان جامعه را درحدود 500 هزارنفر تخمین زده است كه از این تعداد 45هزار نفر با اعطای یارانه درمراكز بخش خصوصی نگهداری می شوند.
بنا به گفته مسئولان سازمان بهزیستی مساله اشتغال عمده ترین مشكل این قشر از جامعه است. درحال حاضر دستگاههای دولتی موظفند سه در صد از ظرفیت استخدامی خود را به معلولان اختصاص دهند با این حال بنا به گفته " محمد رضا راه چمنی رئیس سازمان بهزیستی تعداد معلولان جویای كار 200 هزار نفر است(7) ( این رقم در گفته های اصغر مكارم معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی 20 هزار نفر اعلام شده است(
اگر رقم ارائه شده در گفته های رئیس سازمان بهزیستی درست باشد، اندكی كمتر از نیمی از جمعیت معلولان كشور بیكار هستند ( یعنی درحدود 50% ) واین رقم در مقایسه با رقم بیكاری درمیان افراد سالم كه حداكثر 17% اعلام شده است از نبود برابری امكانات و فرصت های معلولان حكایت می كند.
" ازجمله اهداف برابر سازی فرصت ها می توان به موارد ذیل اشاره كرد :
- تحقق مشاركت های اجتماعی معلولان درجامعه
- ایجاد فرصت ها ی برابر به منظور دسترسی به سیستم های عمومی جامعه
- ارائه راهكارهای عملی در خصوص رفع مشكلات زندگی انسانهای دارای نیازهای ویژه
- تغییر واصلاح درنگرش نسبت به افراد معلول
- آشنایی با مشكلات اجتماعی معلولان ."(9) اولین گام در ایجاد برابر سازی فرصت ها برعهده سازمان بهزیستی است . رسانه ها نیز می توانند با فرهنگ سازی نحوه رفتار درست با معلولان را آموزش داده و ما مردم فراموش نكنیم كه هر آن ممكن است ما هم در زمره معلولان درآئیم . پس استقلال و احترام آنان را پاس بداریم بر آنان ترحم نكنیم بلكه در صدد باشیم آنان را آنگونه كه هستند بپذیریم .
NaviD.Sincere آفلاین است   پاسخ با نقل قول
Old دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹, ۰۱:۴۹   #5
NaviD.Sincere

عضو بسيار فعال
امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
 
آواتار NaviD.Sincere
 

تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۹
موقعیت: فارس . لامرد
ارسالها: 604
تشکر: 675
447 تشکر در 224 ارسال
NaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of light
پیشفرض

"معلولیت" مشكل جامعه یا مشكل فرد?

"معلولیت" مشكل جامعه

یا مشكل فرد?


موضوع كودكان استثنایی و مسائل و مشكلات مربوط به این قشر، مبحثی است كه از دید بسیاری از مردم جامعه ما ،
صرفاٌ به خانواده های این افراد بر می گردد و غالباً از كنار مشكلات این افراد به سادگی می گذرند. گروه پژوهشی ( بخش اجتماعی ) سایت تبیان به مناسبت روز جهانی نابینایان با جناب آقای غفوریان، رئیس آموزش و پرورش استثنایی تهرانگفتگویی داشت كه در آن جایگاه كودكان استثنایی در جامعه و وضعیت علمی و درسی آنان تا اندازه ای مورد بررسی قرار گرفته است .
آقای غفوریان در پاسخ سؤال ما درمورد فعالیت های این مركز توضیح دادند:
- مدیریت آموزش و پرورش استثنایی تهران متولی آموزش و پرورش و توان بخشی دانش آموزان با نیازهای ویژه است.
روند كلی عملكرد ما چنین است :ما هفت گروه دانش آموز را در تهران تحت پوشش داریم. در حقیقت اینهفت گروه ، هفت نوع آموزشخاص خود را دارند.مابر حسب نوع معلولیت ، دانش آموزان كم توان ذهنی، ناشنوا- نیمه شنوا، نابینا- نیمه بینا، معلول جسمی- حركتی، با مشكلات ویژه یادگیری، مشكلات رفتاری و چند معلولیتی را در حدود 70 مركز در سطح شهر تهران تحت پوشش داریم.تعداد كل دانش آموزان ما حدود 10 هزار نفراست. این دانش آموزان در اینهفتگروه از لحاظ مسائل آموزشی تفاوت هایی دارند؛ مثلادانش آموزان ناشنوا و نیمه شنوا و نابینا و نیمه بینا مانند بچه های عادی در مدرسه درس می خوانند و حتی وارد دانشگاه می شوند.
دانش آموزان كم توان ذهنی دوره پیش دبستانی، ابتدایی و دورهسهساله مهارت های حرفه ای دارند.
بچه هایی كه اختلالات رفتاری دارند و بچه های چند معلولیتی، در مراكز ما تا پایه پنجم ابتدایی درس می خوانند.
یك گروه هم دانش آموزانی هستند كه مشكلات ویژه یادگیری دارند. این عده در مدارس عادی تحصیل می كنند وممكن است تنها در یك یا دو درس مشكل داشته باشند؛ آنها در كلینیك ما به صورت پاره وقت برای جبران ضعف درسی كار می كنند. دانش آموزان استثنایی چطور شناخته می شوند؟

همه ساله در كل كشور طرح سنجشی اجرا میشود كه بین آموزش و پرورش كودكان استثنایی و وزارت بهداشت مشتركاً صورت می گیرد. در این طرح دانش آموزان ازتمام جنبه ها از فیلتر سنجش ما می گذرند. عده ای هم مراجعه حضوری دارند و در واحد سنجش ما آزموده می شوند تا جایگاه آموزشی آنها تعیین شود.

بزرگترین حسن این طرح،ارتقای سطح سلامت است و به نوعی پیشگیری از معلولیت ها هم هست. در رابطه با بچه های دارای مشكلات ویژه هم، آنها در مدارس شناسایی و به كلینیك ها معرفی می شوند.
سیستم آموزش و پرورش استثنایی براساس نرم افزار آموزش عادی است، منتها برای بچه های نابینا واحدی داریم كه كتاب ها را به نوار یا خط بریل تبدیل می كند.علیرغم وجود مشكلات جسمی ، سال گذشته دانش آموزان ما در كنكور رتبه دو رقمی كسب كردند، با این كهسهمیه ای هم ندارند و تنها تسهیلات دادن منشی به بچه ها در جلسه كنكور است. پس با هدف شناخت توانمندی این بچه ها، لازم است كهروی این موضوع كار شود.
زمانی گفته می شد مشكل معلولیت مشكل فرد است و فرد باید خود را با جامعه تطبیق دهد. اما اكنون نگاه جهانی این است كهمعلولیت مشكل جامعه استو باید شرایطی فراهم شود تا همه افراد جامعه حق شهروندی داشته باشند و این مسئله با فراهم كردن فرصت های برابربرایاین افرادتحقق می یابد.
هم اكنون حدود 3500 دانش آموز ما در گروه ناشنوایان و نیمه شنوایان و نابینایان و نیمه بینایان و معلولین جسمی و حركتی در مدارس عادی درس می خوانند و ما برای تسهیل در كار، به آنها معلم رابط می دهیم. پس تغییر نگرشبه این ترتیب تدریجاً صورت می گیرد ، تا افراد عادی بدانند هیچ مشكلی از جانب یك فرد معلول برای آنها پیش نمی آید.
درآموزش فراگیرهدف این است كه هر فردی بدون توجه به مشكلاتی كه دارد بتواند در نزدیكترین مكان به محلسكونت خود تحصیل كند. در اجلاسی كه در سالامانكا( اسپانیا )تشكیل شد با حضور وزیر آموزش وپرورش ایران و وزرای آموزش وپرورش سراسر جهان ،قراردادی بسته شد و همه در آنجا به صورت مشروط قراردادی را امضا كردند كه تا سال 2015 آموزش فراگیر در همه كشورهای عضو اجرا شود. ما نیزدر پیآن هستیم كه این شرایط را با منعطف كردن آموزش و پرورش ایجاد كنیم و نظام ارزشیابی را منعطف كنیم تا هر كس مطابق توانایی و استعداد خود ، فرصت استفاده از آنرا داشته باشد.ما باید با فراهم كردن تسهیلات برای حضور دانش آموزان معلول در مدارس ( مثل امكانات سخت افزاری) شرایط را برای حضور فعال آنان در صحنه جامعه فراهم كنیم. الان دردواستان گیلان و اصفهان بحث آموزش فراگیر به صورت آزمایشی در روستاها در حال اجراست.
به طور كلیآموزش فراگیر مربوط به همه افرادی است كه ممكن است به نوعی مشكل داشته باشند مثل بچه هایی كه در خانوادههاینابسامان هستند. آیا بااجرای طرح آموزش فراگیر ، مدارس استثنایی تعطیل خواهند شد ؟

خیر. دانش آموز در سیستم فراگیر باید مقید باشد كه خود سیستم تحصیلی اش را انتخاب كند. از نظر ما مزیت آموزش فراگیر، فراهم شدن بستری مناسب در جهت ارتقای شرایط اینعزیزان است.مزیت دیگرآندرگیر شدن همه نهادهای جامعه با این موضوع است. از نگاه دینی در اسلام هم توجه خاصی به توانایی های فردی شده است، بنابراین ما باید در برنامه ریزی ها همهی این موارد را در نظر بگیریم.

فرزندان معلول ما راضی به ترحم نیستند اما دغدغه های بسیاری دارند: دغدغه تحصیل ، شغل و ازدواج. درست مثل افراد عادی كه این مسائل را حق خود می دانند. برای پذیرش افراد استثنایی در جامعه ، جایفرهنگ سازی را در تبلیغات و برنامه های صدا و سیما چگونه می بینید؟

من فكر می كنم ما از نظر كیفیت و سیستم آموزشی در مورد بچه های استثنایی، در آسیا و خاورمیانه حرف های زیادی برای گفتن داریم، خصوصاً در این چند سال اخیر. منتهابرای تأثیر گذاری بر افكارعمومی، این ارتباط باید دو طرفه باشد یعنی آموزش و پرورش استثنایی شهرتهران اختیارات محدودی دارد ولی متولی این كار ( دو طرفه كردن ارتباط بین كودكان استثنایی با سایر افراد جامعه) كیست؟

این كه تصور كنیم نهادهایی مثل ما یا بهزیستی متولی این امر هستند شاید مغایر با آموزش فراگیر باشد. ولیایده آل آن است كه همهحس كنیم معلولیت مشكل جامعه است. صدا و سیما همانطور كه برای افراد عادی برنامه تولید می كندباید برای معلولین هم برنامه هایی تولید كند. اكنونبه طور محدود مشاهده می شود كه در بعضی از برنامه های صدا و سیما، خانمی در گوشه صفحه تلویزیون متن برنامه ها رابرای ناشنوایانبه زبان اشاره اجرا می كند. این مسئله نباید محدود باشد باید نهادینه شود تا همه فكر كنند و در برنامه ریزی های خود این مسائل را لحاظ كنند. تمام دستگاههای اجرایی و رسانه های گروهی،وهر كسی كه به نوعی با افراد جامعه سروكار دارد باید در برنامه ریزی های خود، شرایط ویژه معلولین رادر نظر بگیرد، به طوری كه حرمت این بچه ها هم حفظ شود. ما در آموزش و پرورش استثنایی این كار را شروع كرده ایم. مثلاً در شبكه تهران و سایر شبكه ها برنامه هایی را داشته ایم. اما باید در كل دیدگاهجامعه را نسبت به این عده تغییر دهیم.
NaviD.Sincere آفلاین است   پاسخ با نقل قول
Old دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹, ۰۱:۴۹   #6
NaviD.Sincere

عضو بسيار فعال
امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
 
آواتار NaviD.Sincere
 

تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۹
موقعیت: فارس . لامرد
ارسالها: 604
تشکر: 675
447 تشکر در 224 ارسال
NaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of light
پیشفرض

بهداشت کودکان معلول

معلولیت چیست

معلولیت، به ناتوانی در انجام تمام یا قسمتی از فعالیت های عادی زندگی فردی یا اجتماعی به علت وجود نقصی مادرزادی یا اکتسابی، در قوای جسمانی یا روانی اطلاق می شود.
انواع معلولیت ها

معلولیت های جسمی شامل موارد زیر است:
الف: معلولیت های حواسی : مانند نابینایی و ناشنوایی؛
ب: معلولیت های حرکتی : شامل انواع نقص عضوها، ضایعات نخاعی و ناهنجاری های مربوط به اسکلت و عضلات؛
ج: معلولیت احشای داخلی: شامل ناهنجاری های قلبی ـ عروقی، تنفسی، کلیوی و غیره؛
معلولیت ذهنی شامل موارد زیر است:
الف: عقب ماندگی ذهنی
ب: بیماری روانی
علل معلولیت ها
معلولیت های اکتسابی: در اثر تصادفات، حوادث یا بلاهای طبیعی، جنگ، آتش سوزی، مسمومیت ها و یا بیماری های مزمن و عوارض ناشی از آنها، فرد ممکن است دچار این معلولیت گردد.
در برخورد با افراد ناشنوا باید آرام و شمرده صحبت کرد و موقع صحبت روی خود را به سمت فرد نگهداشت تا بتواند با لب خوانی منظور ما را درک کند. صحبت با صدای بلند باعث می شود که وی نتواند منظور ما را به خوبی درک کند. چون در این حالت، لب خوانی مشکل می شود.


معلولیت های مادرزادی: علل معلولیت مادرزادی را به طور کلی به دو دسته تقسیم می کنند:
عوامل دوران بارداری: نظیر عوامل ژنتیکی، سوء تغذیه مادر، سن بالای مادر، رعایت نکردن بهداشت دوران بارداری، اشعه، دارو، بیماری مادر، استعمال دخانیات.
عوامل هنگام زایمان: زایمان مشکل و طولانی، زایمان های غیربهداشتی، ضربات وارده به نوزاد هنگام تولد.
راههای پیشگیری از معلولیت ها


پرهیز از ازدواج های فامیلی، مراقبت های دوران بارداری، تغذیه صحیح مادر، اجتناب از باردار شدن در سنین بالای 35 سال و زیر 18 سال، مصرف نکردن دارو در هنگام بارداری، اجتناب از در معرض اشعه قرار گرفتن و انجام زایمان در شرایط کاملاً بهداشتی و تحت نظر فرد دوره دیده از جمله اقداماتی است که می تواند از بسیاری از معلولیت ها پیشگیری نماید.
برخورد خانواده با افراد معلول باید چگونه باشد؟
درک این نکته مهم است که اگرچه ممکن است فرد معلول با دیگران تفاوت داشته باشد ولی تکیه بر ناتوانی فرد، نه تنها کمکی به وی نمی کند بلکه بر مشکلات وی خواهد افزود. افراد معلول، غالباً مشکلاتی دارند که مانع انجام برخی از فعالیت های آنها می شود یا احتمالاً آنها بعضی از کارها را به شکل دیگری انجام می دهند، اما اکثر افراد معلول نیز می توانند پس از آموزش لازم، بسیاری از فعالیت های عادی زندگی را با اندک تفاوت یا آهسته تر از دیگران انجام دهند. آنچه یک معلول نیاز دارد پذیرفتن و باور کردن توانایی های اوست نه غصه خوردن برای ناتوانی وی.



علت معلولیت های جسمی و حرکتی چیست؟ و چگونه باید با آنها برخورد کرد؟


افراد مبتلا به ضایعات نخاعی، معمولاً از ناحیه پا دچار ناتوانی هستند و فلج های مغزی می تواند هر یک از اندام ها یا همه آنها را مبتلا سازد. بیماری ها، حوادث و تصادفات نیز می توانند سبب بروز نوعی نارسایی حرکتی در فرد گردند. در برخورد با معلول جسمی باید ضمن توجه به محدودیت های حرکتی فرد، دیگر توانایی های او در حدی تقویت شود که حتی الامکان بتواند نارسایی ها را جبران کند.
با افراد نابینا چگونه باید برخورد کرد؟


در برخورد با فرد نابینا باید تلاش نمود تا در صورت وجود بینایی حتی به صورت جزیی، با استفاده از روش های مناسب، مهارت های فرد را در استفاده از آن بالا برد. تقویت حواس دیگر فرد، وی را در مواجهه با عوامل محیطی موفق تر می سازد.
وضعیت زندگی و اثاثیه منزل، باید به نحوی چیده شود تا نابینا بتواند به راحتی وسایل مورد نیاز خود را پیدا کند. خوشبختانه امروزه با استفاده از الفبای بریل، نابینایان می توانند با سواد شوند، بخوانند و بنویسند.
با افراد ناشنوا چگونه باید برخورد کرد؟


در برخورد با افراد ناشنوا باید آرام و شمرده صحبت کرد و موقع صحبت روی خود را به سمت فرد نگهداشت تا بتواند با لب خوانی منظور ما را درک کند. صحبت با صدای بلند باعث می شود که وی نتواند منظور ما را به خوبی درک کند. چون در این حالت، لب خوانی مشکل می شود.
به چه افرادی عقب ماندگان ذهنی می گویند؟


عقب ماندگان ذهنی، افرادی هستند که از نظر فعالیت های ذهنی، نسبت به همسالان خود نارسایی دارند و عقب مانده اند. در نتیجه از نظر توانایی یادگیری، همسازی با محیط، بهره برداری از تجربیات، درک مفاهیم، قضاوت و استدلال صحیح، به درجات مختلف محرومند.
عقب ماندگان ذهنی به چند گروه تقسیم می شوند؟
آموزش پذیر: بهره هوشی این افراد، بین 70-50 است. این گروه، به طور کلی چه به لحاظ حرکات و حواس و چه به لحاظ روانی، از کودکان عادی کندتر هستند. سازگاری اجتماعی این افراد، به شرایط محیطی آنها بستگی دارد. در برخورد با این افراد، باید متوجه محدودیت های ذهنی آنها بود. انتظارات والدین نیز باید با توجه به شرایط ذهنی آنها باشد.
تربیت پذیر: بهره هوشی این گروه، بین 50- 25 است. به لحاظ عاطفی وضع بسیار متغیری دارند. معمولاً وقتی چیزی را طلب می کنند مهربان و مطیع هستند، لیکن در مقابل مخالفت های دیگران حملات خشم و غضب و عصبانیت شدید از خود بروز می دهند. توانایی ذهنی این افراد در هر سنی که باشند در حد توانایی های ذهنی کودک 7- 6 ساله باقی می ماند. والدین، در برخورد با آنها باید به توانایی ذهنی آنها توجه نمایند و در هر حال، توجه داشته باشند که اگرچه از لحاظ جسمی، روز به روز بزرگتر می شوند ولی در توانایی های ذهنی، همچنان محدودیت دارند. حمایت پذیر: بهره هوشی این گروه، در حد 25 و کمتر از آن است. به لحاظ ظاهر، وضع چهره اغلب این کودکان غیرعادی است و توانایی کنترل خود را ندارند. در اکثر موارد آب دهانشان از گوشه لب ها به طرف خارج سرازیر است. بسیاری از آنها در ایستادن و راه رفتن مشکل دارند. به لحاظ عاطفی نیز حالت بی تفاوت دارند. با آموزش های مناسب از طریق به کارگیری مکانیسم شرطی در بعضی از این افراد، آنها می توانند در برخی امور شخصی همکاری کنند؛ ولی در هر حال در اکثر موارد برای زنده ماندن، محتاج حمایت دیگران هستند.
NaviD.Sincere آفلاین است   پاسخ با نقل قول
Old دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹, ۰۱:۵۰   #7
NaviD.Sincere

عضو بسيار فعال
امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20 امتیازها: 4,746, سطح: 20
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%
 
آواتار NaviD.Sincere
 

تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۹
موقعیت: فارس . لامرد
ارسالها: 604
تشکر: 675
447 تشکر در 224 ارسال
NaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of lightNaviD.Sincere is a glorious beacon of light
پیشفرض

اوتیسم چیست؟

اوتیسم ( ( Autismنوعی اختلال رشدی است كه با رفتارهای ارتباطی ، كلامی غیر طبیعی مشخص می شود . علائم این اختلال در سال های اول عمر بروز می كندو علت اصلی آن ناشناخته است. این اختلال در پسران شایع تر از دختران است. وضعیت اقتصادی ، اجتماعی ، سبك زندگی و سطح تحصیلات والدین نقشی در بروز اوتیسم ندارد. این اختلال بر رشد طبیعی مغز در حیطه تعاملات اجتماعی و مهارت های ارتباطی تأثیر می گذارد. كودكان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم در ارتباطات كلامی و غیر كلامی ، تعاملات اجتماعی و فعالیت های مربوط به بازی، مشكل دارند. این اختلال ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای آنان دشوار می سازد . در بعضی موارد رفتارهای خود آزارانه و پرخاشگری نیز دیده می شود. در این افراد حركات تكراری ( دست زدن ، پریدن ) پاسخ های غیر معمول به افراد ، دلبستگی به اشیا و یا مقاومت در مقابل تغییر نیز دیده می شود و ممكن است در حواس پنجگانه ( بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی و چشایی ) نیز حساسیت های غیر معمول نشان دهند. هسته مركزی اختلال در اوتیسم ، اختلال در ارتباط است.
50 % از كودكان اوتیستیك قادر نیستند از زبان به عنوان وسیله اصلی برقراری ارتباط با سایرین استفاده نمایند. عدم به كار بردن ضمیر "من" از ویژگی های كلامی این كودكان است. از مسائل دیگر تكلمی، تكرار كلمات و جملات اطرافیان است. انواع اختلالات نافذ رشد چیست؟

چندین اختلال در زیر گروه اختلالات نافذ رشد وجود دارد. در اختلالات نافذ رشد آسیب شدید در چندین حوزه رشدی وجود دارد. افرادی كه در طبقه بندی اختلالات نافذ رشد قرار می گیرند در برقراری ارتباط اجتماعی دچار مشكل هستند ولی شدت آن متفاوت است.

نكات عمده ای كه تفاوت میان اختلالات را بیان می كنند عبارت اند از : اختلال اوتیستیك

: ارتباط ، تعامل اجتماعی و بازی تخیلی به طور مشخص آسیب دیده است. علائق ، فعالیت ها و رفتارهای تكراری دیده می شود . اختلال در سه سال اول زندگی شروع می شود.اختلال آسپرگر : با آسیب در تعاملات اجتماعی و وجود فعالیت ها و علائق محدود مشخص می گردد . علائم بالینی كلی كه نشان دهنده تأخیر در زبان باشد وجود ندارد یعنی در حقیقت مبتلایان مشكلات تكلمی كمتری دارند. هوش طبیعی و یا بالاتر از طبیعی است.
اختلال رت

: اختلال پیش رونده ای است كه فقط در دختران دیده می شود. ابتدا مراحل رشد طبیعی است ولی بعد مهارت های به دست آمده قبلی و استفاده هدف دار از دست ها را از دست می دهند و به جای آن حركات تكرار شونده دست ایجاد می شود كه بین سنین1-4 سالگی شروع می شود.اختلال فرو پاشنده دوران كودكی : رشد حداقل در دو سال اول زندگی طبیعی است . از دست دادن جدی مهارت هایی كه قبلاً داشته است مشاهده می شود.
اختلال نافذ رشد غیر اختصاصی

: به تنهایی علائم مشخص هیچیك از اختلالات بالا را ندارد و نمی توان آنرا جزو یكی از طبقه بندی های فوق الذكر جای داد.
علت اوتیسم چیست؟

اوتیسم یك ناتوانی طولانی مدت است كه منجر به اختلال عملكرد عصبی – روانی در فرد می شود. گر چه به نظر می رسد كه اوتیسم عارضه نادری است اما اطلاعات اخیر گویای آن است كه شیوع اوتیسم حتی تا20 مورد در هر10000 تولد زنده می رسد. اوتیسم در پسران3 - 4 برابر بیشتر از دختران دیده می شود. اگر چه علت اصلی آن كاملاً شناخته شده نیست، اما در سال های اخیر تحقیقات و مطالعات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است.تحقیقات تأكید زیادی بر منشاء زیست شناختی و عصب شناختی در مغز دارد . در بسیاری از خانواده ها سابقه اوتیسم و یا اختلالات مربوط به آن وجود داشته است كه ریشه ژنتیك را مطرح می كند اگر چه تا به حال ژن خاصی كه مربوط به اوتیسم باشد شناخته نشده است . پژوهشگران در مورد نقش ژنتیك در علت شناسی اوتیسم اختلاف نظر دارند و عده ای از آنها تركیب چندین ژن را به عنوان علت اختلال مطرح می كنند . چندین نظریه درباره اوتیسم مطرح شده كه هیچیك به طور دقیق اثبات نشده است.
اوتیسم یك بیماری روانی نیست

؛كودكان مبتلا به اوتیسم كودكان سركشی نیستند كه خود رفتارهایشان را انتخاب كرده باشند. اوتیسم به دلیل داشتن والدین بد ایجاد نمی گردد، به علاوه هیچ عامل روان شناختی خاصی در خصوص تأخیر رشد كودك شناخته نشده است.
علائم اوتیسم چیست ؟

افراد مبتلا به اوتیسم معمولاً حداقل نصف علائمی را كه در زیر عنوان شده است نشان می دهند . این نشانه ها از خفیف تا شدید متغیر هستند . در موقعیت های كاملاً متفاوت، رفتارهایی كه با سن كودك تطابق ندارد مشاهده می گردد.· اصرار به یكسانی داشته و در مقابل تغییر مقاوم هستند.

· مشكلات شدید تكلمی دارند.
· در بیان نیازها مشكل دارند و از اشارات و حركات به جای كلمات استفاده می كنند.
· اغلب از ضمایر استفاده معكوس می كنند ، به جای استفاده از " من" از " تو" استفاده می كنند .
· كلمات و یا جملات دیگران را تكرار می كنند.
· خنده و گریه بی دلیل دارند و یا بدون علت مشخص نگران و مضطرب می شوند.
· قشقرق به پا می كنند و به دلایلی كه برای دیگران آشكار نیست شدیداً پریشان می شوند.
· قادر نیستند با دیگران رابطه برقرار كنند.
· دوست ندارند در آغوش گرفته شوند و یا دیگران را در بغل گیرند.
· تماس چشمی ندارند یا تماس چشمی آنها اندك است.
· به روش آموزش معمول پاسخ نمی دهند.
· با اسباب بازی، درست بازی نمی كنند.
· چرخیدن و تاب خوردن را خیلی دوست دارند.
· احساس درد كمتر یا بیشتر از حد دارند.
· از خطرات نمی ترسند.
· پر تحرك یا كم تحرك هستند.
· به صحبتها و یا صداها پاسخ نمی دهند به طوری كه به نظر می آید ناشنوا هستند اگر چه حس شنوایی سالم است.
· 70 % كودكان مبتلا به اوتیسم، ناتوانی هوشی دارند.

باورهای غلط درباره اوتیسم:

-1 كودكان مبتلا به اوتیسم هرگز ارتباط چشمی برقرار نمی كنند.

-2 كودكان اوتیستیك نبوغ دارند.
-3 كودكان مبتلا به اوتیسم صحبت نمی كنند.
-4 كودكان اوتیستیك قادر به نشان دادن محبت خود نیستند. باورهای دیگر :

-1 منظور از پیشرفت این كودكان یعنی این كه كاملاً شفا یابند.

-2 كودكان مبتلا به اوتیسم نمی توانند به دیگران لبخند بزنند.
-3 كودكان اوتیستیك تماس بدنی محبت آمیز برقرار نمی كنند.
ما می دانیم كه این كودكان تحریكات حسی را به گونه ای متفاوت درك می كنند كه موجب اشكال در ابراز محبت و برقراری ارتباط عاطفی در آنها می گردد. اما به هر حال این كودكان می توانند محبت كنند. در صورتی كه این كودكان را باور كنیم قادر به داد و ستد عاطفی با آنها هستیم. سخنی با والدین گرامی

مهم ترین اصل در بهداشت روانی خانواده ، پذیرش استعدادها ، تفاوت های فردی و در نهایتمعلولیت

فرزند است. با توكل به خداوند بزرگ با در نظر گرفتن توانایی های فرزند خود و با دلگرمی هر چه بیشتر در كنار آموزگاران با همراهی همه افراد خانواده ، نقایص كودك خود از قبیل مشكلات حسی ، جسمی ، حركتی و ذهنی را بشناسیم و با قرار گرفتن كودك در جایگاه مناسب موافقت نماییم تا شاهد پیشرفت هرچه بیشتر او باشیم. اختلال بینایی

اختلال بینایی همان كاهش توانایی دیدن است. اصطلاح هاینیمه بینا ، كم بینا ، نابینا برای توصیف میزان اختلال های بینایی به كار می روند.

نیمه بینا : كاملاً مشخص است.
كم بینا : اشخاصی كه حتی با اصلاح چشم با وسایل كمكی نیز با مشكل مواجه هستند. نابینایان می توانند از باقی مانده بینایی خود استفاده نمایند. فقط20% آنان نابینای مطلق هستند .
نابینای آموزشی : فردی است كه قادر به استفاده از بینایی نیست و بر حواسی مانند شنوایی و لامسه تكیه می كند و باید از آموزش خاص هماهنگ با استفاده از حواس دیگر برای یادگیری
استفاده كند. اختلال شنوایی

به فردی ناشنوا اطلاق می شود كه حس شنوایی او برای هدف های معمولی زندگی مفید و قابل استفاده نباشد.

اختلال شنوایی به :
* خفیف (40-25 دسی بل )
* متوسط (55-41 دسی بل )
* نیمه شدید (70-56 دسی بل )
* شدید (90-71 دسی بل )
* عمیق (91 دسی بل )
تقسیم بندی شده است. روش های آموزش در این اختلال :

* گفتار خوانی یا همان لب خوانی

* ارتباط شفاهی با استفاده از باقیمانده شنوایی و بصری
* و ارتباط كلامی
می باشد.
همه افراد دچار آسیب شنوایی باید حتماً از سمعك استفاده كامل نمایند. صرع

فردی به صرع دچار می شود كه در برخی از سلول های مغزی او ، مقدار انرژی الكتریكی به صورتی غیر طبیعی تخلیه می شود. در چنین حالتی انرژی تخلیه شده به سلول های مجاور گسترش می یابد؛ در نتیجه حالاتی نظیر بیهوشی ، حركات غیر ارادی یا پدیده های حسی غیر طبیعی به فرد دست می دهد.
كودكان بیش فعال ، پرتحرك

كودك بیش فعال ، كودكی با فعالیت زیاد و اختلال توجه است . او دچار رفتار و كردار ناگهانی ، حواس پرتی ، اختلال یادگیری ، عدم تمركز حواس فكری ، بیقراری شدید حركتی و تحریك پذیری شدید ، عدم ثبات هیجانی ،كم خوابی، منفی گرایی شدید، تخریب رفتار ضد اجتماعی و تغییرات خلقی فراوان می باشد و مانع سكوت و تمركز در كلاس می شود. در حالت های شدیدتر ، كودك دچار اختلال رفتاری پیشرفته می باشد كه باید به روان پزشك مراجعه شود و كودك پس از مصرف دارو از آموزش بهره گیرد.
فلج مغزی

فلج مغزی عارضه ای است كه در اثر آسیب بخش كوچكی از مغز به وجود می آید كه این بخش وظیفه كنترل حركات را بر عهده دارد و در نتیجه ی آسیب ، اختلال هایی در كنترل ماهیچه های بدن پدید می آید.
NaviD.Sincere آفلاین است   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربرانی که در حال مطالعه این موضوع هستند: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
امکانات جستجوی این موضوع
جستجوی این موضوع:

جستجوی پیشرفته
حالات نمایش

قوانین ارسال
نمی‌توانید مبحث جدید ارسال کنید.
نمی‌توانید به مباحث پاسخ دهید.
نمی‌توانید فایل پیوست ضمیمه کنید.
نمی‌توانید نوشته خود را ویرایش کنید.

BB code فعال است
شکلک‌ها فعال هستند
[IMG] فعال است
HTML غیرفعال است

مراجعه سریع


ساعت: ۱۴:۴۲ بوقت GMT +4.5


Powered by: vBulletin Version 3.8.2
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.

vBFarsi Language Pack Version 3.0
User Alert System provided by Advanced User Tagging (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2014 DragonByte Technologies Ltd.
سایت اسپیشال در قبال تبلیغات نمایش داده شده و مطالب ارسالی کاربران هیچ مسئولیتی ندارد.Ad Management plugin by RedTyger