ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 19 12311 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 187

ترکیبی نمایش

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    عضو شورا
    27,333 امتیاز ، سطح 50
    79% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 217
    0% فعالیت
    جایزه ها:
    برگزیده مسابقه میلاد امام علی(ع)ایجاد کننده بهترین تاپیک به انتخاب دور اول شورا
    تاریخ عضویت
    2007/06/12
    محل سکونت
    ساري
    نوشته ها
    1,421
    امتیاز
    27,333
    سطح
    50
    3,098

    پیش فرض معلولين موفق

    دكتر محمد خزائلی
    محمد خزائلی فرزند محمد رضا به سال ۱۲۹۲ ه . ش در کرهرود اراک چشم به جهان گشود.
    در هجده ماهگی بر اثر ابتلا به بیماری آبله٬ بینایی خود را از دست داد.
    دکتر خزائلی بنيانگذار جمعيت حمايت از روشندلان ايران و آموزشگاه
    مخصوص نابينايان و صاحب امتياز مجله روشندل نيز بود. او را با "هلن کلر" و
    "طه حسين" نويسنده معروف مصری مقايسه می کردند.علاوه بر فارسی به سه زبان
    عربی و فرانسه و انگليسی تسلط کامل داشت. می گويند اصول اوليه يادگيری زبان انگليسی را فقط در عرض دو هفته فرا گرفت.

  2. #2
    عضو شورا
    27,333 امتیاز ، سطح 50
    79% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 217
    0% فعالیت
    جایزه ها:
    برگزیده مسابقه میلاد امام علی(ع)ایجاد کننده بهترین تاپیک به انتخاب دور اول شورا
    تاریخ عضویت
    2007/06/12
    محل سکونت
    ساري
    نوشته ها
    1,421
    امتیاز
    27,333
    سطح
    50
    3,098

    پیش فرض

    هلن كلر
    داستان زندگی هلن کلر، داستان زندگی کودکی است که در سن 18 ماهگی ناگهان ارتباطش با دنیای بیرون قطع شد. اما او چنان محکم و آرام در برابر ناملایمات پیش رفت که توانست نبرد موفقیت آمیزی برای ورود دوباره خود به همان دنیا را داشته باشد.

    کودکی را کم کم سپری نمود و به بانویی بسیار باهوش و حساس تبدیل شد که قادر به نوشتن و صحبت کردن بود و به طور خستگی ناپذیری برای بهبود حال دیگران تلاش می نمود.

    هلن، در 27 ژوئن 1880 در «توسکامبیا آلاباما» متولد شد. زندگی واقعی او در یک روز ماه مارس سال 1887 وقتی که تقریباً 7 ساله بود، شروع شد.

    او از این روز به عنوان مهمترین روزی که در زندگی به خاطر دارد یاد می کند. روزی که «آنی سالیوان» با سابقه 20 ساله در مدرسه «پرکینز» نابینایان به عنوان معلم او وارد زندگیش شد.

    آنی و هلن از زمان آشنایی همیشه با هم بودند تا این که آنی در سال 1936 چشم از جهان فرو بست.

    هلن حتی وقتی که دخترک کوچکی بود بسیار مشتاق ورود به دانشگاه بود. او سرانجام در سال 1900 وارد دانشگاه «رادکلیف» و در سال 1904 فارغ التحصیل شد.

    بنابراین او اولین فرد نابینا- ناشنوایی بود که از دانشگاه فارغ التحصیل شد. در طی این سال ها آنی سالیوان با تلاش بی وقفه خود کتاب ها را می نوشت و در اختیار شاگردانش می گذاشت.

    هلن کلر از زمانی که هنوز در دانشگاه «رادکلیف» دانشجو بود، نگارش را آغاز کرد و این حرفه را 50 سال ادامه داد. علاوه بر " زندگی من" ، 11 کتاب ها و مقالات بیشماری در زمینه نابینایی، ناشنوایی، مسائل اجتماعی و حقوق زنان به رشته تحریر در آورده است.

    هلن کلر با وجود علایق بسیاری که داشت اما هرگز نیاز نابینایان و نابینا- ناشنوایان دیگر را از نظر دور نمی کرد. او دوست شخصی دکتر «پیتر سالمون» ، مدیر اجرایی خدمات هلن کلر برای نابینایان بود( که بعدها به عنوان خانه صنعتی نابینایان مشهور شد) و او را در تأسیس مرکزی یاری نمود که به عنوان مرکز ملی هلن کلر برای جوانان و بزرگسالان نابینا- ناشنوا نام گرفت. هلن از تعداد بسیاری از مراکز و امکاناتی که توسط IHB فراهم شده بود ، بازدید کرد.

    در سال 1936، هلن کلر به «کانکتیکات وستپورت » رفت، جایی که تا پایان عمر خود یعنی تا ژوئن 1968 و سن 87 سالگی در آنجا بود.
    در مراسم تدفین او سناتور «لیستر هیل» درباره او چنین گفت:

    «او زنده خواهد ماند و یکی از چند نام جاویدانی است که متولد شده اند اما نه برای مردن. روح او برای همیشه باقی می ماند و نسلها می توانند داستان های بسیاری را از زنی روایت کنند و بخوانند که به جهانیان نشان داد هیچ مرزی برای شجاعت و ایمان وجود ندارد.»

    هلن کلر در وصف و گرامیداشت یاد معلم خود چنین سروده است :

    ONCE I KNEW THE DEPTH WHERE NO HOPE

    WAS AND DARKNESS LAY ON FACE OF ALL THINGS.

    THEN LOVE CAME AND SET MY SOUL FREE.

    ONCE I FRETTED AND BEAT MYSELF AGAINST

    THE WALL THAT SHUT ME IN. MY LIFE WAS WITHOUT

    A PAST OR FUTURE, AND DEATH A CONSUMMATION

    DEVOUTLY TO BE WISHED,

    BUT A LITTLE WORD FROM THE FINGERS OF ANOTHER FELL

    INTO MY HANDS THAT CLUTCHED AT EMPTINESS,

    AND MY HEART LEAPED UP WITH THE RAPTURE OF LIVING.

    I DO NOT KNOW THE MEANING OF DARKNESS,

    BUT I HAVE LEARNED THE OVERCOMING OF IT.


    به عمق نومیدی رسیده بودم و تاریکی چتر خود

    بر همه چیز کشیده بود که عشق از راه رسید و

    روح مرا رهایی بخشید.

    فرسوده بودم و خود را به دیوار زندانم می کوبیدم.

    حیاتم تهی از گذشته و عاری از آینده بود و مرگ

    موهبتی بود که مشتاقانه خواهانش بودم.

    اما کلامی کوچک از انگشتان دیگری ریسمانی شد

    در دستانم، به آن ورطه پوچی پیوند خورد و قلبم با شور زندگی شعله ور شد.

    معنای تاریکی را نمی دانم، اما آموختم که چگونه بر آن غلبه کنم.
  3. #3
    عضو شورا
    27,333 امتیاز ، سطح 50
    79% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 217
    0% فعالیت
    جایزه ها:
    برگزیده مسابقه میلاد امام علی(ع)ایجاد کننده بهترین تاپیک به انتخاب دور اول شورا
    تاریخ عضویت
    2007/06/12
    محل سکونت
    ساري
    نوشته ها
    1,421
    امتیاز
    27,333
    سطح
    50
    3,098

    پیش فرض

    زهره اعتضاد
    زهره اعتضاد، هنرمندي است كه از ناحيه دو دست معلول است و با كمك پاهايش نقاشي ، خوشنويسي ، قالي‌بافي و گل‌سازي مي‌كند.
    او عضو انجمن بين‌المللي نقاشان آلمان است و تاكنون بيش از 60 نمايشگاه داخلي و 10 نمايشگاه خارجي در كشورهاي سوريه، لبنان، قطر، دبي، چين، تايلند، مكه برگزار كرده است.
    به گزارش فارس، زهره اعتضادالسلطنه متولد سال 1341 در تهران است و به صورت مادرزادي دچار معلوليت از ناحيه دو دست شده است. او دوران ابتدايي‌اش را در مدرسه استثنايي گذارند و از سال پنجم ابتدايي به بعد را در مدارس عادي و با موفقيت به اتمام رساند.
    اين هنرمند همچنين با بسياري از چهره‌هاي مشهور سياسي جهان از جمله رييس جمهور وقت چين،بي‌نظير بوتو و... نيز ديدار داشته و هدايايي از آنها دريافت كرده است.
    وي پس از گرفتن ديپلم به كار تدريس و آموزش بچه‌هاي معلول مي‌پردازد و به مدت 14 سال در كسوت دبير به آموزش و پرورش بچه‌هاي معلول مشغول مي‌شود و پس از آن براي پرستاري از پدرش تقاضاي بازنشستگي پيش از موعد مي‌كند.
    او هم اكنون علاوه بر تحصيل در رشته روان‌شناسي در مقطع كارشناسي ارشد ، در خانه نيز به كارهاي هنري‌ از جمله نقاشي ، خوشنويسي ، قالي‌بافي ، گليم‌بافي ، طراحي قالي و گل‌سازي مشغول است.
    اعتضاد درباره آموزش بچه‌هاي معلول مي‌گويد: من به معلمي بسيار علاقه داشتم و دوست داشتم به بچه‌هاي معلول و هم‌نوع خودم آموزش بدهم، من در آموزش آنها سختگيري‌هاي خاص خودم را داشتم و برخلاف تصور ديگران ، از آنها تكاليفي مي‌خواستم كه مي‌دانستم قادر به انجام آن هستند ، بچه‌ها هم در برابر آموزش‌هاي من مقاومت نمي‌كردند ، چون مي‌ديدند كه من هم معلولم.
    اعتضاد خانواده‌اش را در آموزش و رشد استعدادهايش بسيار مؤثر مي‌داند و در اين زمينه مي‌گويد: خانواده‌ام من را فردي متكي به خود و مؤثر تربيت كرد و به من آموزش دادند كه چگونه از انگشتان پاهايم براي انجام كارهايم استفاده كنم و به مرور با ورزش،تلاش و تمرين پاهايم قوي شدند.اگر چه در طي اين مراحل بارها شكست خوردم و خسته شدم ولي باز با انرژي مضاعفي بلند مي‌شدم و ادامه مي دادم.
    اعتضاد معلوليتش را انگيزه‌اي قوي براي رسيدن به خواسته‌هايش مي‌داند و مي‌گويد:همه مشكلات و موانعي كه سر راه من بود انگيزه‌اي شد تا با قدم‌هاي محكم تري گام بردارم و براي تحقق خواسته‌هايم مصر باشم.
    روي آوردن من به هنر، هم به دليل استعدادم بود و هم براي ثابت كردن توانايي‌هايم به خودم و جامعه تا به همه بگوييم كه معلوليت محدوديت نيست.
    او مي گويد: اخيرا اولين نمايشگاه انفرادي نقاشي من به مناسبت روز جهاني معلولين در فرهنگسراي بانو برگزار شد كه بازتاب بسيار خوبي داشت و 6 تابلو از آثار من در اين نمايشگاه به فروش رفت كه يكي از بهترين تجربه‌هاي هنري من بود.
    او معتقد است كه اگر معلول نبود انسان بلاتكليف و بي هنري بود چرا كه نيازي به اثبات چيزي نداشت و معلوليتش نشاني از جانب خداست براي او.
    زهره اعتضاد آرزو دارد كه به عنوان يك هنرمند شناخته شود نه يك معلول و مؤسسه‌اي براي آموزش بچه‌هاي معلول و عادي داير كند تا تمام تجربياتش را دراختيار آنها قرار دهد.
  4. #4
    عضو شورا
    27,333 امتیاز ، سطح 50
    79% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 217
    0% فعالیت
    جایزه ها:
    برگزیده مسابقه میلاد امام علی(ع)ایجاد کننده بهترین تاپیک به انتخاب دور اول شورا
    تاریخ عضویت
    2007/06/12
    محل سکونت
    ساري
    نوشته ها
    1,421
    امتیاز
    27,333
    سطح
    50
    3,098

    پیش فرض

    كيم پيك
    كيم پيك در يازدهم سپتامبر سال1951 به دنيا آمد، با سري كه به اندازه يك سوم بزرگتر از سر بچه‌هاي معمولي بود و والدينش متوجه اين مسئله نشده بودند
    کیم پیک ۵۶ ساله یکی دیگر از افرادی است که در عین داشتن مشکلات ذهنی و تکاملی، توانایی‌های اعجاب‌برانگیزی دارند. بر اساس شخصیت او کاراکتر «ریموند ببیت» در فیلم مشهور مرد بارانی ساخته شد، فیلمی که برنده ۴ اسکار بهترین هنرپیشه نقش اصلی(داستین هافن)، بهترین کارگردانی، بهترین تصویربرداری و بهترین فیلمنامه شد.

    کیم پیک در هنگام تولد مبتلا به بیماری به نام ماکروسفالی یا بزرگی مغز بود که به مخچه‌اش صدمه وارد آورد و باعث شده بود جسم پینه‌ای corpus callosum نداشته باشد. طبق مقاله ویکی‌پدیا، بر خلاف عقیده رایج او مبتلا به اوتیسم نیست و نقایص تکاملی دیگر موجب مشکلات و همچنین حافظه باورنکردنی‌اش شده است.

    پدرش به یاد می‌آورد که از ۱۵ ماهگی نشانه‌های حافظه زیاد او در او مشاهده شد. او می‌تواند در عرض یک ساعت یک کتاب را تمام کند و ۹۸ درصد محتویاتش را به خاطر بسپارد. مغز او یک کتابخانه بزرگ محسوب می‌شود چرا که حدود ۱۲ هزار کتاب را به حافظه سپرده است و اطلاعات خام زیادی در مورد ادبیات، جغرافیا، اعداد و ورزش به خاطر دارد.
  5. #5
    عضو شورا
    27,333 امتیاز ، سطح 50
    79% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 217
    0% فعالیت
    جایزه ها:
    برگزیده مسابقه میلاد امام علی(ع)ایجاد کننده بهترین تاپیک به انتخاب دور اول شورا
    تاریخ عضویت
    2007/06/12
    محل سکونت
    ساري
    نوشته ها
    1,421
    امتیاز
    27,333
    سطح
    50
    3,098

    پیش فرض

    استیون ویلیام هاوکینگ
    استیون ویلیام هاوکینگ یکی از بزرگ‌ترین فیزیک‌دانان نظری معاصر است که در ۸ ژانویه ۱۹۴۲، دقیقاً ۳۰۰ سال پس از مرگ گالیله، در آکسفورد، انگلستان به دنیا آمد و هم اکنون در دانشگاه کمبریج صاحب کرسی ریاضیات لوکاس است.
    مشهورترین آثار او در بین افراد معمولی علاقمند به دانش، کتاب‌های «تاریخچهٔ زمان» و «تاریخچهٔ بسیار کوتاه زمان» هستند.
    به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز بیست و یكسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی كه روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری كه به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حركتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می كند بطوریكه بمرور توانایی هرگونه حركتی از شخص سلب می شود. معمولاً مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.
    ناامیدی و اندوه عمیقی را كه پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دكترا-رویای دانشمند شدن - كشف رمز و راز كیهان - همگی به صورت كاريكاتورهایی در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا كاری بجز این از دستش بر نمی آمد كه در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.
    به اتاقی كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفكر و بی حركت ماند. خودش بعدها تعریف كرده است كه آن شب دچار كابوسی شد و در خواب دید كه محكوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حكم می برند و در آن موقعیت حس كرد كه هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد كه در بیمارستان با یك جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می كشید. پس خود را قانع كرد كه اگر به بیماری درمان ناپذیری مبتلااست لااقل درد نمی كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پیش بینی پزشكان درست از كار در بیاید و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتاب‌هاي درسی باشد!
    اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با ناامیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود كه بعد ها همسرش شد.
    جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تأثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می گذرانید.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دكترای خود را بگیرد و كار مناسبی پیدا كند.
    و او طی دو سال با اشتیاق و پشتكار این برنامه را عملی كرد در حالیكه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك یك عصا و سپس دو عصا راه می رفت. ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود كه به پیش بینی دو سال پیش پزشكان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید. جين تا سال ۱۹۹۱ ازاستیفن نگهداری كرد. در آن سال به دليل مشكلات ناشی از شهرت استیفن و بد تر شدن بيماری او، اين دو از يكديگر جدا شدند. سپس استیفن كه از اين ازدواج سه فرزند داشت، با يكی از پرستارانش، الن ميسون، ازدواج كرد. همسر اول الن، ديويد ميسون، سازنده نخستين دستگاه گويا برای استیفن بود.
    پروفسور استیفن هاوكینگ اكنون ۶۵ سال داردو ظاهراً بیش از یك ربع قرن قاچاقی زندگی كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!
    پیش بینی پزشكان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مكان از صندلی چرخدار استفاده می كند و قدرت تحرك از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دكمه های كامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد كه اختصاصأ برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می كند زیرااستیفن از سال ۱۹۸۵ قدرت گويايی خود را هم ازدست داده است.
    در آن سال او پس از بازگشت از سفری به گرد جهان برای مدتی در ژنو بسر می برد كه مركز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مركز جلسات مشاوره ای با او داشتند. یك شب كه استیفن هاوكینگ تا دیر وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشیدنش گرفت و صورتش كبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولاً مبتلایان به بیماری ALS در مقابل سينه پهلو حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند كه این خطر برای استیفن هاوكینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از سينه پهلو بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد كه با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز كنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد.
    عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت گويايی خود را از دست داد، با جایگزینی كامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می كرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه های كامپیوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار می كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن كه هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد كه به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود كه هرگز نسنجیده حرف نزند.
    آثار
    این فهرست کامل آثار هاوکینگ نیست و تنها مشهورترین آثار او را شامل می‌شود. برای فهرست کامل آثار مراجعه کنید به [1]. در ژوئن ۲۰۰۶، وی که برای یک سخنرانی به هنگ‌کنگ سفر کرده بود، اعلام کرد که تصمیم دارد به همراه دختر خردسالش، لوسی، کتابی علمی برای کودکان بنویسد. لوسی هاوکینگ گفت : «[این کتاب] داستانی است برای کودکان که در آن
    شگفتی‌های گیتی شرح داده می‌شود
  6. #6

    عضو فعال
    9,955 امتیاز ، سطح 30
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 595
    16.6% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2007/08/10
    نوشته ها
    449
    امتیاز
    9,955
    سطح
    30
    331

    پیش فرض

    اصل كاري رو كه يادت رفت ... بتهوون رو ميگم
  7. #7
    عضو شورا
    27,333 امتیاز ، سطح 50
    79% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 217
    0% فعالیت
    جایزه ها:
    برگزیده مسابقه میلاد امام علی(ع)ایجاد کننده بهترین تاپیک به انتخاب دور اول شورا
    تاریخ عضویت
    2007/06/12
    محل سکونت
    ساري
    نوشته ها
    1,421
    امتیاز
    27,333
    سطح
    50
    3,098

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط اتوس
    اصل كاري رو كه يادت رفت ... بتهوون رو ميگم
    سلام
    اتوس عزيز اگر ممكنه خودت زحمتش رو بكش...
    با تشكر
  8. #8

    عضو فعال
    9,955 امتیاز ، سطح 30
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 595
    16.6% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2007/08/10
    نوشته ها
    449
    امتیاز
    9,955
    سطح
    30
    331

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط پويا
    نقل قول نوشته اصلی توسط اتوس
    اصل كاري رو كه يادت رفت ... بتهوون رو ميگم
    سلام
    اتوس عزيز اگر ممكنه خودت زحمتش رو بكش...
    با تشكر
    چشم
  9. #9

    عضو فعال
    9,955 امتیاز ، سطح 30
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 595
    16.6% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2007/08/10
    نوشته ها
    449
    امتیاز
    9,955
    سطح
    30
    331

    پیش فرض

    لودویگ وان بتهوون



    لودویگ وان بتهوون (به آلمانی: Ludwig van Beethoven) (متولد ۱۶ دسامبر ۱۷۷۰ – درگذشتهٔ ۲۶ مارس ۱۸۲۷) یکی از موسیقیدانان برجسته آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد. بتهوون به عنوان بزرگ‌ترین موسیقیدان تاریخ همیشه مورد ستایش قرار گرفته


    بتهوون در شهر بنِ آلمان متولد شد. پدرش یوهان وان بتهوون اهل هلند (فلاندر آن زمان) بود و مادرش ماگدالِنا کِوِریچ وان بتهوون تبار اسلاو داشت.

    اولین معلّم موسیقی بتهوون پدرش بود. پدرش، یوهان، یکی از موسیقیدانان دربار بن بود. او مردی الکلی بود که سعی می‌کرد بتهوون را به‌زور کتک، به عنوان کودکی اعجوبه همانند موتزارت به نمایش بگذارد. هرچند استعداد بتهوون به‌زودی بر همه آشکار شد. بعد از آن بتهوون تحت آموزش کریستین گوت‌لوب نیفه قرار گرفت.

    بتهوون در سال ۱۷۹۲ به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش يوزف هایدن قرار گرفت؛ ولی هایدنِ پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرفتار، که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرف بتهوون بکند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلْبرِشْتْسْبِرگِر معرّفی کرد. زندگی او به عنوان موسیقیدان به سه دوره «آغازی»، «میانی»، و «پایانی» تقسیم می‌شود:

    دوره آغازی

    در دوره آغازی (که تقریباً از سال ۱۸۰۲ آغاز می‌شود) کارهای بتهوون تحت تأثیر هایدن و موتسارت بود

    دوره میانی

    دوران میانی مدتی پس از بحران روحیِ بتهوون که به‌خاطر ناشنوایی‌اش در او ایجاد شده بود، شروع شد. آثار بسیار برجسته‌ای که درون‌مایه اکثر آنها شجاعت، نبرد و ستیز است، در این دوران شکل گرفتند.

    دوره پایانی

    دوره پایانی فعالیتهای بتهوون از سال ۱۸۱۶ میلادی به بعد می‌باشد. آثار دوران پایانی بسیار قابل ستایشند و آنها را می‌توان عمیقاً متفکرانه و به‌تمامی بیانگر سیمای شخصی خود او توصیف کرد.

    نكته ي جالب :

    بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و با آنان به تلخی برخورد می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباسهایش اغلب کثیف و به‌هم‌ریخته بود.

    منبع: ويكيپديا
  10. #10
    مدیر بازنشسته
    64,929 امتیاز ، سطح 79
    5% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,521
    27.0% فعالیت

    تاریخ عضویت
    2006/11/23
    محل سکونت
    مرکز خلیج فارس
    نوشته ها
    2,665
    امتیاز
    64,929
    سطح
    79
    10,682

    پیش فرض

    نوید مجاهد

    نوید مجاهد در 27 شهریور 1361 چشم به جهان گشود . او اهل و ساکن یزد است و با لحجه ی شیرین یزدی صحبت میکند . خانواده او را پدر ، مادر و یک برادر و خواهر تشکیل میدهند .
    او در اثر بيماري ژنتيكي دوشن (ضعف عضلاني) از بدو تولد دچار معلولیت جسمی شد و در حال حاضر از ویلچر استفاده میکند . این به ظاهر ناتوانی جسمی اش نتوانست مانع شکوفائی استعداد سرشارش در زمینه کامیوتر شود و هم اکنون در زمینه برنامه نویسی و طراحی صفحات وب فعالیت دارد .ابتدا با Qbasic و Pascal برنامه‌نويسی را شروع و بعد با برنامه نویسی HTML ، ASP ، PHP ، .net فعالیت طراحی صفحات وب را آغاز کرد و همینطور تسلط کاملی بر نرم افزار مدیریت وبلاگ ( Movable type ) دارد . ...
    او سایتی را به نشانی www.special.ir را برای معلولین ایجاد کرده است که بخش تالار گفتمان آن به آدرس www.forum.special.ir فضای بسیار صمیمی و مفیدی برای معلولین میباشد .
    این بخش بسیار كوچكی از توانمندی های نوید مجاهد بود ...
    از سادگی برخی دختر خانومای سایت خیلی دلخورم .... بیشتر دقت كنید .
صفحه 1 از 19 12311 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 187

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •