ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 101 از 172 نخست ... 519199100101102103111151 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,001 به 1,010 از 1717
  1. #1001
    ناقوس
    Banned
    28,247 امتیاز ، سطح 51
    64% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 403
    0% فعالیت

    تاریخ عضویت
    2009/03/08
    محل سکونت
    پستوی زمان
    نوشته ها
    1,856
    امتیاز
    28,247
    سطح
    51
    3,903
    7,854

    پیش فرض

    من بچه نیستم . من بزرگ شدم دیگههههههههههه ... من دکمه لباسمو خودم میبندم . بند کفشمو خودم گره میزنم . خودم بلدم اتاقمو ممیز کنم من به مدرسه رفتممممم .

    نه واقعا دور از شوخی . ما این بحث ها رو با هم قاطی کردیم و داریم الکی الکی حرف میزنیم
    . مخصوصا اینکه دارمی حرف خودمونو به دیگری تحمیل میکنیم مثل من که میگم مرتضی داره الکی میگههه

    ولی من از اون اولش هم میدونستم این تایپک به نتیجه ای نخواهد رسید

    چون همش دارن الکی بحث میکنن

    اصلا این تایپک برا چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    نه واقعا برا چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.
  2. 1
    bnm
  3. #1002
    ahmad
    گنج سايت
    گنج سايت
    11,236 امتیاز ، سطح 31
    98% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 14
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2011/01/11
    محل سکونت
    دورود
    نوشته ها
    491
    امتیاز
    11,236
    سطح
    31
    824
    1,725

    پیش فرض

    سلام
    من می تونم چنتا سوال ازت بپرسم اقا مرتضی ؟
    خوب می پرسم
    از نظر تو ازدواج یعنی چی ؟
    از نظر تو معلول یعنی چی ؟
    از نظر تو شهوت یعنی چی ؟
    از نظر تو لذت یعنی چی ؟
    از نظر تو دوست یعنی چی ؟
    فقط نظر خودتو می خوتم بدونم نه چیزایی که شنیدی

    ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ”
    ،
    ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎلای ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖ”

  4. 1
    bnm
  5. #1003
    almasshahr

    گنج سايت
    14,832 امتیاز ، سطح 36
    98% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 18
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2010/12/03
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    865
    امتیاز
    14,832
    سطح
    36
    906
    2,936

    پیش فرض

    اول بگو چرا من اينجا محكوم شدم تا بعد جوابتو بدم
    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
    بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
    نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
    سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
    عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
    من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
  6. 1
    bnm
  7. #1004
    رز سیاه

    عضو با سابقه
    7,158 امتیاز ، سطح 25
    22% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 392
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2009/12/07
    محل سکونت
    بندرعباس
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    7,158
    سطح
    25
    208
    654

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط almasshahr نمایش پست ها
    من آدمهايي با معلوليت خيلي شديدو گفتم نه شما . شما اگه رو ويلچرم باشي از نظر من معلول نيستيد



    آدمهای با معلولیت شدید هم حق زندگی و ازدواج رو دارن
  8. 1
    bnm
  9. #1005
    ناقوس
    Banned
    28,247 امتیاز ، سطح 51
    64% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 403
    0% فعالیت

    تاریخ عضویت
    2009/03/08
    محل سکونت
    پستوی زمان
    نوشته ها
    1,856
    امتیاز
    28,247
    سطح
    51
    3,903
    7,854

    پیش فرض

    اتفاقا فکر خوبیه

    ولی خیلی احتمالش کمه که خانواده ها با این کار موافق باشن.

    مشکل اینه که ما ( خانواده ها ) نمیخواییم چارچوب ذهنمون رو بشکنیم . خلاقیت نداریم .

    تصورات و افکار غلط از / در زندگی و پیرامونمون زیاده .
  10. 2
  11. #1006
    almasshahr

    گنج سايت
    14,832 امتیاز ، سطح 36
    98% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 18
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2010/12/03
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    865
    امتیاز
    14,832
    سطح
    36
    906
    2,936

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط pesarak_va_aseman نمایش پست ها
    من در مورد ازدواج افراد با معلولیت بالا یک پیشنهاد دارم ، شاید هم کاملا اشتباه فکر کردم و خنده دار باشه ولی میگم :

    خب اسم این پیشنهاد رو میتونم بگذارم : ازدواج با مسئولیت کمتر با همکاری خانواده دو طرف

    ببینید در حالت عادی همه این افراد هر روز زندگیشون رو میکنن و امیدشون رو از دست نمیدن ، ( البته با کمک خانواده شون )

    یکی از تصورات افراد معلولیت بالا میتونه این باشه : من به ازدواج احتیاج دارم ، اما چه کسی حاضر میشه با من ازدواج کنه ؟ شاید این تفکر رو اصلا نتونن کنار بگذارند ، گرچه استثناء

    هم وجود داره ولی من با موارد استثناء کار ندارم ، من میگم این افراد درست فکر میکنند : به این راحتی ( یک شخص با معلولیت کمتر از اونها یا یک شخص سالم ) نمیاد با یک فرد

    دارای معلولیت بالا ازدواج کنه ، اما من میگم این افراد (معلولیت بالا ) باید یک قشری رو هم در نظر بگیرند که درد اونها رو خوب میفهمند ، منظورم افراد شبیه خودشون هست ، حالا

    میرسیم به جای جالبش ، چرا وقتی اسم ازدواج میاد معانی و کلماتی مثل : زندگی در زیر یک سقف و استقلال دو نفره ، در ذهن ما ایجاد بشه ؟ البته اینها درسته ها ، اما به نظر من

    نباید برای این اشخاص ، این کلمات وجود داشته باشه ، حتما که نباید وقتی ازدواج میکنند زیر یک سقف زندگی کنند ، میتونند در خانواده خودشون مثل همیشه زندگی کنند و هر موقع

    خواستند همدیگر رو ببینند ، البته این پیشنهاد من ، ارتباط مستقیمی با میزان گذشت و همکاری خانواده ها با همدیگه داره . که اگر این اتفاق بیفته خیلی از موارد میتونه خیلی عالی

    انجام بشه ، حتی برای مثال میشه اینطور گفت: مثلا این دو تا زوج با معلولیت بالا ، یک روز نزد خانواده پسر باشند و یک روز دیگه هم نزد خانواده دختر ، مدتی هم بین دیدارشون فاصله

    باشه که خانواده ها خسته نشن . البته به نظرم همین فاصله بین دیدارشون باعث میشه گرمای عشقشون بیشتر بشه،خب اینجوری روحیه دو فرد معلول بالاتر میره و طبیعتا خانواده ی

    طرفین هم از روحیه بالاتر بچه شون ، خوشحال میشن . اما در مورد بچه دار شدن اینطور زوج ها نظری ندارم .

    خودت اگه جاي اين افراد بودي حاضر بودي اينطوري ازدواج كني؟
    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
    بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
    نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
    سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
    عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
    من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
  12. 2
  13. #1007
    ahmad
    گنج سايت
    گنج سايت
    11,236 امتیاز ، سطح 31
    98% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 14
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2011/01/11
    محل سکونت
    دورود
    نوشته ها
    491
    امتیاز
    11,236
    سطح
    31
    824
    1,725

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط almasshahr نمایش پست ها
    اول بگو چرا من اينجا محكوم شدم تا بعد جوابتو بدم
    تو به جيزي محكوم نشدي فقط من فكر مي كنم طرز فكرت با بقيه معلولا فرق داره
    فقط مي خوام مطمعن شم

    ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ”
    ،
    ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎلای ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖ”

  14. 1
    bnm
  15. #1008
    امیرمهدی

    گنج سايت
    51,992 امتیاز ، سطح 70
    61% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 558
    0% فعالیت

    تاریخ عضویت
    2010/06/15
    محل سکونت
    کرمانشاه
    نوشته ها
    4,480
    امتیاز
    51,992
    سطح
    70
    6,389
    17,499

    Thumbs down

    نقل قول نوشته اصلی توسط pesarak_va_aseman نمایش پست ها
    من در مورد ازدواج افراد با معلولیت بالا یک پیشنهاد دارم ، شاید هم کاملا اشتباه فکر کردم و خنده دار باشه ولی میگم :

    خب اسم این پیشنهاد رو میتونم بگذارم : ازدواج با مسئولیت کمتر با همکاری خانواده دو طرف

    ببینید در حالت عادی همه این افراد هر روز زندگیشون رو میکنن و امیدشون رو از دست نمیدن ، ( البته با کمک خانواده شون )

    یکی از تصورات افراد معلولیت بالا میتونه این باشه : من به ازدواج احتیاج دارم ، اما چه کسی حاضر میشه با من ازدواج کنه ؟ شاید این تفکر رو اصلا نتونن کنار بگذارند ، گرچه استثناء

    هم وجود داره ولی من با موارد استثناء کار ندارم ، من میگم این افراد درست فکر میکنند : به این راحتی ( یک شخص با معلولیت کمتر از اونها یا یک شخص سالم ) نمیاد با یک فرد

    دارای معلولیت بالا ازدواج کنه ، اما من میگم این افراد (معلولیت بالا ) باید یک قشری رو هم در نظر بگیرند که درد اونها رو خوب میفهمند ، منظورم افراد شبیه خودشون هست ، حالا

    میرسیم به جای جالبش ، چرا وقتی اسم ازدواج میاد معانی و کلماتی مثل : زندگی در زیر یک سقف و استقلال دو نفره ، در ذهن ما ایجاد بشه ؟ البته اینها درسته ها ، اما به نظر من

    نباید برای این اشخاص ، این کلمات وجود داشته باشه ، حتما که نباید وقتی ازدواج میکنند زیر یک سقف زندگی کنند ، میتونند در خانواده خودشون مثل همیشه زندگی کنند و هر موقع

    خواستند همدیگر رو ببینند ، البته این پیشنهاد من ، ارتباط مستقیمی با میزان گذشت و همکاری خانواده ها با همدیگه داره . که اگر این اتفاق بیفته خیلی از موارد میتونه خیلی عالی

    انجام بشه ، حتی برای مثال میشه اینطور گفت: مثلا این دو تا زوج با معلولیت بالا ، یک روز نزد خانواده پسر باشند و یک روز دیگه هم نزد خانواده دختر ، مدتی هم بین دیدارشون فاصله

    باشه که خانواده ها خسته نشن . البته به نظرم همین فاصله بین دیدارشون باعث میشه گرمای عشقشون بیشتر بشه،خب اینجوری روحیه دو فرد معلول بالاتر میره و طبیعتا خانواده ی

    طرفین هم از روحیه بالاتر بچه شون ، خوشحال میشن . اما در مورد بچه دار شدن اینطور زوج ها نظری ندارم .
    من حاضرم وحشتناکترین کارارو مثل این

    که باماشین مدل بالا توخیابون بوووووووغ بزنم دخمرخوشمل سوارکنم تاغروب وبازبون چرب ونرم هزارتا گناه جوراجورکنم نه این موردوقبول کنم

    جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ غغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ غغ
    چی شد؟
    حرفام بداموزی داشت
    .....................
    خوب محمدعلی عزیز همینکه شمابفکر این جورمعلولا هم هستی خیلی خوبه باورکنیدهمینکه ادمهایی باشندکه بفکرشون باشندبراشون کافیه
    خیلی گلی محمدعلی
    فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
  16. 1
    bnm
  17. #1009
    طه

    گنج سايت
    78,153 امتیاز ، سطح 86
    90% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 197
    0% فعالیت

    تاریخ عضویت
    2009/08/15
    محل سکونت
    بيرجند
    نوشته ها
    3,533
    امتیاز
    78,153
    سطح
    86
    18,410
    14,335

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط almasshahr نمایش پست ها
    خودت اگه جاي اين افراد بودي حاضر بودي اينطوري ازدواج كني؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرمهدی نمایش پست ها


    من حاضرم وحشتناکترین کارارو مثل این

    که باماشین مدل بالا توخیابون بوووووووغ بزنم دخمرخوشمل سوارکنم تاغروب وبازبون چرب ونرم هزارتا گناه جوراجورکنم نه این موردوقبول کنم

    جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ غغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ غغ
    چی شد؟
    حرفام بداموزی داشت
    .....................
    خوب محمدعلی عزیز همینکه شمابفکر این جورمعلولا هم هستی خیلی خوبه باورکنیدهمینکه ادمهایی باشندکه بفکرشون باشندبراشون کافیه
    خیلی گلی محمدعلی

    اتفاقا نظر بسیار زیبا و مورد تأییدی رو دادی اقا محمد علی . ازت ممنونم .
    اما تفکرات و فرهنگها تا زمانی بخواد درست بشه راه زیادی مونده .


    نقل قول نوشته اصلی توسط ساغر نمایش پست ها
    اتفاقا فکر خوبیه

    ولی خیلی احتمالش کمه که خانواده ها با این کار موافق باشن.

    مشکل اینه که ما ( خانواده ها ) نمیخواییم چارچوب ذهنمون رو بشکنیم . خلاقیت نداریم .

    تصورات و افکار غلط از / در زندگی و پیرامونمون زیاده .
    میبینین ساغر گرامی هم به عنوان یک بانو ، نظر محمد علی رو قبول دارن تنها مشکلشون با فرهنگ های غلط اجتماع هست
  18. 2
  19. #1010
    امیرمهدی

    گنج سايت
    51,992 امتیاز ، سطح 70
    61% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 558
    0% فعالیت

    تاریخ عضویت
    2010/06/15
    محل سکونت
    کرمانشاه
    نوشته ها
    4,480
    امتیاز
    51,992
    سطح
    70
    6,389
    17,499

    پیش فرض

    مهدی یارعزیز ان یعنی فرافکنی دربین روشنفران

    پیشنهاد صمیمانست اما این لقمه دوربرگردانهای تهرونه که یه اشتباه ادمو سالها بعقب میندازه

    پیشنهادواقعی وودوستانست

    اما ازدواج معلول با شدت ودرصدبالارو اگه معتقدبه به دموکراسی افکاروازادی اندیشه ادمهاهستید بزاریدخودشون نظربدن

    اگه شهامت داشته باشند میان نظرخودشونو میگن توهرفضایی

    البته نظرهای شماامیدوارکنندست حداقل اینکه اینجورافرادوبسرذوق یادفاع وادمومیکشونه توبحث واین یک امتیاز بسیارعالیست
    فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
  20. 2
صفحه 101 از 172 نخست ... 519199100101102103111151 ... آخرین
نمایش نتایج: از 1,001 به 1,010 از 1717

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •