ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 3 نخست 123 آخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 28
  1. #11
    مدیر بخش سالن اجتماعات

    عضو شورا
    63,844 امتیاز ، سطح 78
    38% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,006
    27.0% فعالیت
    جایزه ها:
    نفر دوم مسابقه عکس و قلم شماره یکنفر اول مسابقه نقاشی با نرم افزار Paint موضوع «معلولیت »نفر اول مسابقه عکس و قلم شماره دوبرگزارکننده مسابقه شعر و گرافیبهترین کاربر به انتخاب دور اول شورا

    تاریخ عضویت
    2013/10/05
    محل سکونت
    جنــوب شــرق ایــران
    نوشته ها
    3,805
    امتیاز
    63,844
    سطح
    78
    20,702

    پیش فرض

    سلام
    منم تا حدودی با نظر آقا مجید موافقم
    فراموش کردن وضعیت و با اراده حرکت کردن فقط در صورتی جواب میده که یا فرد بخواد جدای از دیگران و جامعه زندگی کنه یا اینکه در کشوری باشه که به لحاظ فرهنگی و رفاهی(امکانات برای قشر معلول) در سطوح بالاتری از مملکت ما قرار داشته باشه.

    چند روز پیش خواهرم مشغول کاری بود خواستم برم کتری رو بزارم روی اجاق گاز، حالا کتری رو پر آب کردم گذاشتم رو اجاق دارم کبریت میزنم کبریت رو از دستم میگیره که مبادا دستت بسوزه
    در حالیکه میدونه سالها مستقل و به دور از خانواده زندگی کرده ام و در تمام امور مستقل هستم اما این باور براشون سخته که من از این لحاظ تفاوتی با دیگران ندارم و می توانم از عهده ی خود بر بیام

    بارها از این موارد برای من پیش اومده و باعث شده بارها بشینم و باهاشون صحبت کنم که من می تونم
    تنها کاری که فکر می کردند من از عهده اش بر میام درس خوندن بوده و بس
    حالا اینم غنیمته داریم در همسایگی خودمون که اجازه درس خوندن به دخترشون که شدت مشکل جسمیش از من بسیار پایین تر بود ندادند که مبادا به زمین بخورد و بدتر شود
    هرچند من بارها زمین خوردم اما چیزیم نشد هنوز سالمم

    +
    مدتی پیش مشاوری می رفتم ایشون مدعی بودند که من می توانم با رفتارم دیدگاه اطرافیان را تغییر بدم هر چند بی فایده نبود اما تک و تنها جنگیدن در محیطی که من زندگی می کنم و آداب و معاشرت بسیار پررگ است، دید خانواده رو عوض کردیم می رسد فامیل، فامیل را عوض کردیم می رسد ایل و تبار و طایفه، طایفه را عوض کردیم میرسد کل روستا، شهر و ... و این یک فرهنگ سازی قوی می طلبد که بنده را با شکست روبرو کرد


    ---------------

  2. #12
    گنج سايت
    گنج سايت
    10,559 امتیاز ، سطح 31
    2% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 691
    99.7% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2015/05/26
    محل سکونت
    بهشت جهنمی
    نوشته ها
    680
    امتیاز
    10,559
    سطح
    31
    2,128

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط مجید110 نمایش پست ها
    پ.ن:
    این رفیقت هم اگر تو بهشت جهنمی به دنیا میومد و اینجا بزرگ میشد بهتر میشد راجبش قضاوت کرد.
    زندگیشو بخونی می فهمی در جهنم جهنمی به دنیا اومده

    ---------- Post added at ۰۹:۱۶ ---------- Previous post was at ۰۹:۰۵ ----------

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلوفر نمایش پست ها
    سلام
    منم تا حدودی با نظر آقا مجید موافقم
    فراموش کردن وضعیت و با اراده حرکت کردن فقط در صورتی جواب میده که یا فرد بخواد جدای از دیگران و جامعه زندگی کنه یا اینکه در کشوری باشه که به لحاظ فرهنگی و رفاهی(امکانات برای قشر معلول) در سطوح بالاتری از مملکت ما قرار داشته باشه.

    چند روز پیش خواهرم مشغول کاری بود خواستم برم کتری رو بزارم روی اجاق گاز، حالا کتری رو پر آب کردم گذاشتم رو اجاق دارم کبریت میزنم کبریت رو از دستم میگیره که مبادا دستت بسوزه
    در حالیکه میدونه سالها مستقل و به دور از خانواده زندگی کرده ام و در تمام امور مستقل هستم اما این باور براشون سخته که من از این لحاظ تفاوتی با دیگران ندارم و می توانم از عهده ی خود بر بیام

    بارها از این موارد برای من پیش اومده و باعث شده بارها بشینم و باهاشون صحبت کنم که من می تونم
    تنها کاری که فکر می کردند من از عهده اش بر میام درس خوندن بوده و بس
    حالا اینم غنیمته داریم در همسایگی خودمون که اجازه درس خوندن به دخترشون که شدت مشکل جسمیش از من بسیار پایین تر بود ندادند که مبادا به زمین بخورد و بدتر شود
    هرچند من بارها زمین خوردم اما چیزیم نشد هنوز سالمم

    +
    مدتی پیش مشاوری می رفتم ایشون مدعی بودند که من می توانم با رفتارم دیدگاه اطرافیان را تغییر بدم هر چند بی فایده نبود اما تک و تنها جنگیدن در محیطی که من زندگی می کنم و آداب و معاشرت بسیار پررگ است، دید خانواده رو عوض کردیم می رسد فامیل، فامیل را عوض کردیم می رسد ایل و تبار و طایفه، طایفه را عوض کردیم میرسد کل روستا، شهر و ... و این یک فرهنگ سازی قوی می طلبد که بنده را با شکست روبرو کرد
    سلام
    باز هم بر می گرده به نحوه برخورد خودتون.
    دیروز یه نردبان فلزی برام اورده بودن(خرید)
    من با وجود مشکلات شدید جسمی جوری در زندگی برخورد کردم که همسرم گفت می تونی خودت ازش استفاده کنی؟برای لحظه ای متعجب شدم.انتظار نداشتم چنین برداشتی از توانایی م براش باقی مونده باشه.

    بعد هم قرار نیست برای دیگران زندگی کنیم.مشکل خودشون هست که درکشون رو تغییر نمی دن یا به اصطلاح آک آوردن و آک هم می برن
  3. #13

    گوهر سايت
    5,005 امتیاز ، سطح 20
    89% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 45
    0% فعالیت
    جایزه ها:
    Frequent Poster
    تاریخ عضویت
    2016/04/29
    محل سکونت
    -
    نوشته ها
    637
    امتیاز
    5,005
    سطح
    20
    1,108

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mf1127 نمایش پست ها
    من ترجیح می دم معلول باشم تا وضعم اینجوری نابسامان باشه
    معلول نیستم؛ اما ...
    سلام
    چرا؟////
    فقط بدنت سالم باشه دنیا را میتوانی بدست بیاری هنوز معلول نشدی اونوقت قدر سلامتی میدانی
    البته خداوند خودش صلاح بنده اش هرجور خیره میخاد چه معلول چه سالم فرقی نداره
    هرکس بیش خدا عزیزه تقواش بیشتره
    سلامتی بالاترین نعمته

    ---------- Post added at ۱۱:۲۸ ---------- Previous post was at ۱۱:۲۴ ----------

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلوفر نمایش پست ها
    سلام
    منم تا حدودی با نظر آقا مجید موافقم
    فراموش کردن وضعیت و با اراده حرکت کردن فقط در صورتی جواب میده که یا فرد بخواد جدای از دیگران و جامعه زندگی کنه یا اینکه در کشوری باشه که به لحاظ فرهنگی و رفاهی(امکانات برای قشر معلول) در سطوح بالاتری از مملکت ما قرار داشته باشه.

    چند روز پیش خواهرم مشغول کاری بود خواستم برم کتری رو بزارم روی اجاق گاز، حالا کتری رو پر آب کردم گذاشتم رو اجاق دارم کبریت میزنم کبریت رو از دستم میگیره که مبادا دستت بسوزه
    در حالیکه میدونه سالها مستقل و به دور از خانواده زندگی کرده ام و در تمام امور مستقل هستم اما این باور براشون سخته که من از این لحاظ تفاوتی با دیگران ندارم و می توانم از عهده ی خود بر بیام

    بارها از این موارد برای من پیش اومده و باعث شده بارها بشینم و باهاشون صحبت کنم که من می تونم
    تنها کاری که فکر می کردند من از عهده اش بر میام درس خوندن بوده و بس
    حالا اینم غنیمته داریم در همسایگی خودمون که اجازه درس خوندن به دخترشون که شدت مشکل جسمیش از من بسیار پایین تر بود ندادند که مبادا به زمین بخورد و بدتر شود
    هرچند من بارها زمین خوردم اما چیزیم نشد هنوز سالمم

    +
    مدتی پیش مشاوری می رفتم ایشون مدعی بودند که من می توانم با رفتارم دیدگاه اطرافیان را تغییر بدم هر چند بی فایده نبود اما تک و تنها جنگیدن در محیطی که من زندگی می کنم و آداب و معاشرت بسیار پررگ است، دید خانواده رو عوض کردیم می رسد فامیل، فامیل را عوض کردیم می رسد ایل و تبار و طایفه، طایفه را عوض کردیم میرسد کل روستا، شهر و ... و این یک فرهنگ سازی قوی می طلبد که بنده را با شکست روبرو کرد
    سلام نیلوجان
    این قسمت حرفهای آخر واقعا حقیقت اعلی گفتی خیلی سخته فرهنگ سازی که تفکرات دیگران را روشن کنی
    سخته سخته

  4. #14

    کاربر 3 ستاره
    705 امتیاز ، سطح 6
    78% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 45
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2016/03/29
    محل سکونت
    ایران - مشهد
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    705
    سطح
    6
    74

    پیش فرض

    سلام بهار خانم

    این فرمایش شما قشنگ ه

    اما دردی از بنده دوا نمی کنه

    من فقط یک شغل مناسب می خوام و یک همسر مهربون

    همین

    آیا این توقع زیادی ه؟؟

    من الآن اونقدر تو تنگنای میل جنسی قرار گرفتم که حاضرم حتی با یک پیرزن هفتاد ساله که دست و پا هم نداشته باشه ازدواج کنم؛ تنها شرطم اینه که برام یک کار مناسبی جور کنه و یا اینکه اصلاً نیازی به کار بنده نداشته باشه
    همین

    می بینید؛ برای نجات خودم از این تنگنا به چه چیزهایی راضی شدم
  5. #15

    گوهر سايت
    7,041 امتیاز ، سطح 24
    99% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 9
    18.0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2014/11/09
    محل سکونت
    قزوین
    نوشته ها
    248
    امتیاز
    7,041
    سطح
    24
    893

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mf1127 نمایش پست ها
    سلام بهار خانم

    این فرمایش شما قشنگ ه

    اما دردی از بنده دوا نمی کنه

    من فقط یک شغل مناسب می خوام و یک همسر مهربون

    همین

    آیا این توقع زیادی ه؟؟

    من الآن اونقدر تو تنگنای میل جنسی قرار گرفتم که حاضرم حتی با یک پیرزن هفتاد ساله که دست و پا هم نداشته باشه ازدواج کنم؛ تنها شرطم اینه که برام یک کار مناسبی جور کنه و یا اینکه اصلاً نیازی به کار بنده نداشته باشه
    همین

    می بینید؛ برای نجات خودم از این تنگنا به چه چیزهایی راضی شدم
    متاسفانه همه حرفات از سر احساس هست،وقتی احساست فروکش کنه نظرت هم به همون سرعت عوض میشه!

    کمی صبور باش برادر من

    شما سالم هستی و اگر قانع باشی حتما برای شما موقعیت شغلی فراهم هست
    اول با کارگری شروع کن ننگ هم نیست !تا یک سرمایه مختصری فراهم کنی و به مرحله بعد فکر کنی
    دیر هم نشده!!!
    ی یا علی بگو
    داره آلاله میخشکه...

    داره آلاله میمیره...

  6. #16

    گوهر سايت
    5,005 امتیاز ، سطح 20
    89% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 45
    0% فعالیت
    جایزه ها:
    Frequent Poster
    تاریخ عضویت
    2016/04/29
    محل سکونت
    -
    نوشته ها
    637
    امتیاز
    5,005
    سطح
    20
    1,108

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mf1127 نمایش پست ها
    سلام بهار خانم

    این فرمایش شما قشنگ ه

    اما دردی از بنده دوا نمی کنه

    من فقط یک شغل مناسب می خوام و یک همسر مهربون

    همین

    آیا این توقع زیادی ه؟؟

    من الآن اونقدر تو تنگنای میل جنسی قرار گرفتم که حاضرم حتی با یک پیرزن هفتاد ساله که دست و پا هم نداشته باشه ازدواج کنم؛ تنها شرطم اینه که برام یک کار مناسبی جور کنه و یا اینکه اصلاً نیازی به کار بنده نداشته باشه
    همین

    می بینید؛ برای نجات خودم از این تنگنا به چه چیزهایی راضی شدم

    سلام
    مرسی ممنونم از شما
    ولی در جواب این حرفهات بگم که؛
    خوب نمیدانم برای شغلت تلاش کردی یا نه
    ولی اگر شغل خوب میخای باید شرایطش از مدرک وچیزهای دیگه وتلاش برای بدست آوردنش داشته باشی ک خداوند هم کمکتان میکنه و برای همسر هم همینطور
    توکل وتلاش دوچیز برای رسیدن به اهداف است
    در جواب قسمت پایین پیامت
    هم بگم هر انسانی که به سن جوانی میرسه نیازش به جنس مخالف بیشتر و دوس داره
    ولی زندگی همش میل جنسی نیست ...درسته جوانی وتحت فشار..ولی از راه درستش..
    منظورم اینه که یجوری نباشی که فقط بخاطر میل جنسی ازدواج کنم ک این خودش ملاک نیست
    واین که میگی پیرزن ...واقعا نمیدانم چه بگم
    انشالله خداوند کمکت کنه وهمسری نصیبت کنه
  7. #17
    گنج سايت
    گنج سايت
    14,447 امتیاز ، سطح 36
    50% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 403
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2012/10/14
    محل سکونت
    قزوین
    نوشته ها
    504
    امتیاز
    14,447
    سطح
    36
    2,036

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط HoPe نمایش پست ها

    شاید خیلیا بگن با حرف هیچی درست نمیشه.بله درست نمیشه ولی با اراده میشه.کافیه شروع کنید.
    شما همونی هستی که خودت فکر میکنی

    حرف روی آدم خیلی تاثیر داره
    مخصوصا حرفی که آدم به خودش میزنه

    میگن شما اگه 1 بار بگی نمیتونم ..... عدد دقیقشو نمیدونم ولی فکر کنم 17 نفر باید بیان به تو بگن میتونی .....که اثر اون 1 باری که گفتی نمیتونم از بین بره !!!!

    شاد باشید

    با داده قناعت کن با داد بزی ......................در بند تکلف نشو آزاد بزی


    رودکی
  8. #18

    کاربر 3 ستاره
    705 امتیاز ، سطح 6
    78% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 45
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2016/03/29
    محل سکونت
    ایران - مشهد
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    705
    سطح
    6
    74

    پیش فرض

    در جواب آقا مجید عزیز باید عرض کنم که من الآن سه ساله با مدرک لیسانس در حال جستجوی کار هستم
    کارگری هم انجام می دم؛ اما متأسفانه کارگری هم به من نمی دند
    اونقدر تو این شهر درندشت دنبال کار گشتم که دیگه خسته شدم
    کارم به جایی رسیده که حاضرم حتی خدمتکار یک معلول بشم و کارهاشو براش انجام بدم؛ فقط بهم یک پولی بده که بتونم زندگی مو شروع کنم؛ زندگی مستقلمو
    از بس تو روزنامه و تو اینترنت دنبال کار گشتم دیگه واقعاً کارم به جایی رسیده که به فکر خودکشی هم افتادم
    یعتی با یک لیسانس نیم بند و یک دیپلم کامپیوتر نتونستم تا الآن یک شغل مناسب پیدا کنم
    من باید این درد رو به کی بگم؟؟

    ---------- Post added at ۱۳:۴۳ ---------- Previous post was at ۱۳:۳۸ ----------

    در جواب خانم بهار (یاد برنامه ی خانم بهار و بستنی ها افتادم) باید عرض کنم که:

    همه ی مردها مثل هم نیستند در میل جنسی
    من از اون دسته مردهایی هستم که میل جنسی م به شدت زیاده
    طوری که دیگه نمی تونم کنترلش کنم
    برای پیدا کردن شغل هم خیلی تلاش کردم
    تو شهر مشهد جایی نیست که نرفته باشم
    همه وعده ی سر خرمن می دند و می گند زنگ می زنیم؛ الآن فکر کنم تقریباً هزار جا برای کار سر زدم
    تو تلویزیون یک بار می گفت اگر کسی به سه جا مراجعه کنه و نتونه کار پیدا کنه، بهش می گند بیکار مطلق
    من چی بگم که هزار جا مراجعه کردم و نتونستم کار پیدا کنم؟؟ حتماً بهم می گند بیکار فوق مطلق؛ سوپربیکار
  9. #19

    گوهر سايت
    7,041 امتیاز ، سطح 24
    99% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 9
    18.0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2014/11/09
    محل سکونت
    قزوین
    نوشته ها
    248
    امتیاز
    7,041
    سطح
    24
    893

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mf1127 نمایش پست ها
    در جواب آقا مجید عزیز باید عرض کنم که من الآن سه ساله با مدرک لیسانس در حال جستجوی کار هستم
    کارگری هم انجام می دم؛ اما متأسفانه کارگری هم به من نمی دند
    اونقدر تو این شهر درندشت دنبال کار گشتم که دیگه خسته شدم
    کارم به جایی رسیده که حاضرم حتی خدمتکار یک معلول بشم و کارهاشو براش انجام بدم؛ فقط بهم یک پولی بده که بتونم زندگی مو شروع کنم؛ زندگی مستقلمو
    از بس تو روزنامه و تو اینترنت دنبال کار گشتم دیگه واقعاً کارم به جایی رسیده که به فکر خودکشی هم افتادم
    یعتی با یک لیسانس نیم بند و یک دیپلم کامپیوتر نتونستم تا الآن یک شغل مناسب پیدا کنم
    من باید این درد رو به کی بگم؟؟
    ببین الان دیگه به قول امید تو بهشت جهنمی(ایران) مدرک و تخصص چندان ملاک نیست
    من هم فوق لیسانس دارم و چون پارتی ندارم نتونستم کار دایمی و متناسب با مدرکم پیدا کنم !!!
    الان هم کاری میکنم که ربطی به مدرکم نداره و درآمدش هم خوب نیست(دایمی نیست)
    این وضعیتی هست که این رژیم برای ما(نسل سوخته)رقم زده
    در واقع اگر پارتی نداشته باشی،هیچی نداری!!!
    داره آلاله میخشکه...

    داره آلاله میمیره...

  10. #20

    کاربر 3 ستاره
    705 امتیاز ، سطح 6
    78% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 45
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2016/03/29
    محل سکونت
    ایران - مشهد
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    705
    سطح
    6
    74

    پیش فرض

    آقا مجید! هر چی بیشتر درس بخونید و دیدتون بازتر بشه، رضایت تون از زندگی کمتر می شه
    بچسبید به کار تون

    موفق باشید
صفحه 2 از 3 نخست 123 آخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 28

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •