ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 5 نخست 1234 ... آخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 46
  1. #11

    عضو با سابقه
    4,515 امتیاز ، سطح 19
    67% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 135
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2014/12/14
    محل سکونت
    iran-tehran
    نوشته ها
    86
    امتیاز
    4,515
    سطح
    19
    483

    پیش فرض

    سلام میثم جان
    خوبی
    اینها که اینقدر پول میگرن باید خوب خدمت کنن
    وظیفه یک پرستار یا خدمه در دنیا به طور کامل تعریف شده که توی ایران اجرا نمیشه
    وقتی توی یک بیمارستان میگن برو دارو یا فلان وسیله رو از بیرون بگیر که وظیفه ما هم نیست تازه رییس جمهور به این فکر رسیده که این مشکل حل کنه
    توی بیمارستانهای اروپا حتی زیر مریض هم تمیز میکنن ولی اینجا از این خبرها نیست پول ندی میبرن میندازنت توی بیابون
    گفتنی زیاده مردم خوب میدونن
    ولی انسانهای با وجدان و زحمت کش هم کم نیستن پرستار و خدمه هایی هم هستند که زحمت زیادی میکشن
  2. #12

    کاربر 3 ستاره
    1,717 امتیاز ، سطح 11
    56% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 133
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2015/06/09
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    1,717
    سطح
    11
    147

    پیش فرض

    سلام ...
    بابا ای ووووووووووول حال کردم ...
  3. #13
    عزیز پرکشیده
    7,918 امتیاز ، سطح 26
    62% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 232
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2014/07/31
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    7,918
    سطح
    26
    1,571

    پیش فرض

    سالام بر سروران خودم!?خاستم پدر پرستار گردن نازک رو دربیارم دیدن ناکس قبلا که چه عرض کنم ازهمون روزهای اول زیرآبم روزده دکترم گوشش پرشده
    اما جمعه با حقیقت معجزه‌ای میرسم خدمت تون
    تاجمعه
    خدایا در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم وتو چون خود نداری
    امام زین العالمین
  4. #14
    عزیز پرکشیده
    7,918 امتیاز ، سطح 26
    62% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 232
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2014/07/31
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    7,918
    سطح
    26
    1,571

    پیش فرض

    باسلام خدمت سروران خودم
    دراین پست قراره از اتفاقات منفی وشیرین مثله عسل که برام اتفاق
    افتاد خدمت شما دوستان عرض کنم،?که انشاالله باعث امید در بیماران. نخاعی که خودرا لاعلاج می پندارند بشه!?
    اما داستانم
    کماکان رفتارهای گیری!کماکان در نورافشار ادامه داشت?
    که حتی دو پرسنل (خدماتی)بمن گفتن?چرا اجازه نمیدی مادرت چندروز بره!منزل استراحت کنه?!اینطوری از پاه درمیاد!
    گفتم باباجان پرستارری اجازه نمیده ?که من!بدونه همراه باشم?!
    یکیشان گفت یعنی چی تخت ۲دوماه بدونه همراه چهاراندامم خانمه فلجه تمام!کاراش با ماست?اونیکی هم گفت همراها بخوان. میرن مرخصی کاراش باماست?!
    به مادرم گفتم اینطوری شما جمعه که من کاری ندارم صبح برو ببین ماهی هام چرایکی یکی مردن!?
    مادر بیچارم آماده شد!بره?گفتم به پرستاری بگو?که مثله دفعه پیش?!نشه!نه به من آب ندن نه غذا?!
    از غذا خانم نیکوسرشت اومد?!من بهش گفتم?مادرم بره منزل بعدازظهر بر می گرده?!خیلی بی تفاوت گفت خب بره!اما انگار یه چیزی یادش اومده ?باشه!گفت جای گزین داره،?گفتم نه چندساعت دیگه?برمیگرده!?فرمودند نمیشه!?که نمیشه?گفتم شما خبردارید که مادرم ۹۹درصد کارام رو انجاام میده!گفت?بله داربم میبینیم?!
    گفتم دکترم بیاد!شکایت شمارو بهش می کنم!?
    ملاقات دکتر?!
    دکترم رو دیدم گفتم?!جریان رو گفت ببین همه تختا همراه دارن?!
    گفتم صبح جمعه اجازه ندادند ?مادرم!بره خونه کارداشت برگرده?!
    گفت روزه جمعه اشکال نداره می تونه بره?!?
    خانم حسینی نژاد که پرستار مهربونی هست?!گفت چهارشنبه مادرت صبح تا بعدازظهر بره?!
    پرستاری فردایش?!!?
    اگر روزه جمعه خانم?نیکوسرشت اجازه نداده بود?من نگذاشته بودم?!(من اسم این پرستارو فراموش کردم)
    با دکترت صحبت کردم! دکتر رو قانع کردم!که مادره شما نمی تونه یک روزه کامل منزل بره?!فقط ۳ساعت می تونه?خونه بره?!هرچی صحبت کردم!دیدم بایه آشغال دارم صحبت می کنم!?
    من تو فیزیوتراپی
    از این کارهای بخش کلی جنگ اعصاب گرفته?بودم، اما چون همش بهتربودم!?مقاومت می کردم! بیمارستان رو ترک نمی کردم?!
    تاتوی فیزیوتراپی
    ازگریه زیای یه بچه حاله کابین کناری زنه بهم خورد?!
    خنده پرستار فیزیوتراپیش رو میدیدم عصبی تر میشدم?!هجوم اورژانس دیدم دکترها رو دیدم تا احیاء کنن خانم شمسایی رو?!
    دیگه اصلا صبرم رو رو به پایان می دیدم?!طوریکه نزدک بود کفربگم تو دلم بخدا?!خودمو کنترل کردم?ولی دنیا رو گفتم?!
    خانم شمسایی رو به آی سی یو انتقال دادن،که تا امروزم همونجاست?!
    مادرم اومد پیشم حرف دلم روزد گفت می خوایی ببرمت?!خونه!?
    من گفتم نه?!چون نمی خاستم?با این همه شوری که داشنم!کم بیارم?!
    کار برق رو دستو پاهام تمام شد?!بامادرم همیشه بعداز کار درمانی فیزیوتراپی!میریم تو حیاط پشت بیمارستان که مثله پارکه?!هم هوا می خورم?هم حمام آفتاب می گیرم?!هم باکش ورزش می کنم!?
    مادرم مژده‌ای بمن داد!طلا که دکترت اومده?عکس ام آر آی که اکروز صبح انداختی رو دیده?!گفته نخاعت عالی?!
    یه انرژی مثبتی گرفتم?!که خستگی سه هفته تو نورافشار?از تنم بیرون!رفت!?
    یه یکساعتی تو حیاط بودم خیلی شاد ورزش کردم!?
    بعدبه بخش رفتم!?ازخانم حسنی نژاد?پرسیدم!آقای شاهرخی!?اومده بود۰گفت بله گفتم عکسم رو دید!?
    گفتند?بله گفتم خب چی گفت!??گفت میثم که اصلا مشکل نخاع نداره!!!!!!?گفتم یعنی چه یعنی نخام خوبه گفت۱۰۰درصد!?!?!ولی ما به دکترت گفتیم خودتون بیایید?به میثم بگید تشخیص تونو?!بعد دکتر میاد باشماهم صحبت می کنه?!البته برات آزمایش مغزی نوشته
    فردا غروب دکترم پیشه من?!
    بعداز احوال پرسی البته دکتر بابایی هم پیش من بود تا بریسهای که برام درست کرده بود،البته فقط برای دستم آماده بود رو بهم تحویل بده!?
    که شاهرخی هم رسید?!پرسیدم نخام درچه وضعی گفت شما به هیچ وجهه مشکل نخاع نداری برات آزمایش مغزی نوشته بودم?که رفتی دادی!تااومد ادامه بده?گفتم من به پرستاراتون گفتم من در دوران!مدرسه زیاد درس خون نبودم?!به دکترم بگید!مغزم آک آکه
    دکترمم با خنده گفت?!آره آره آک آک بود،!طوریش نبود?!
    من به دکترم گفتم من چراچهار اندامم دچاره این مشکله?گفت شما پیچ خوردگی یا بقول خودم. مارپیچی شدن ?ستون فقرات دارید?!
    گفتم اگر مهرهام خوب بشه آناتومی بدنم?!خوب بشه راه میفتم?!
    گفتنددددد!!???بببببله?!!!
    حالا؟قرار براین شد دکتر بابایی برای بالاتنم!بریس بسازه?برای مفاصلم از جمله?دوتامچ پاها زانوی پای راستم?!دو دستم?!ودو دستکش که به جای اینکه دستم رو بدور!دستگیرهای فنر رو قرقره(پولی)موچاله کنم،!ببندم?دستم تویه دست کشی صاف قرار بگیره ?!اتصال بگیره به دستگیره?توی منزل ورزش کنم!?
    البته دکتر. بابای گفتند تا ۶۰درصد این اسپیلنت ها بهت در بهبودی کمک میکنه?!(قبله اینکه جواب ام آر آی)بیاد گفته بود،
    خب ازاین پس حاجیتون قابل مداواست!!دیگه جز بیماران لاعلاج نیست?البته برای نسخه ترمین نخاع!میتونید?یه سری به پروفایلم بزنید!قسمت یاداشتها نسخه من اونجاهست?!
    ا

    ---------- Post added at ۱۱:۰۳ ---------- Previous post was at ۱۱:۰۱ ----------

    ما جواب مهدی سوریمن که فرموده بود،باورکردن که نخاع شما خوب شده!?
    جواب اینها اصلا قبول ندارند که من نخاعی هستم?!!
    صبح وقت نماز صبح
    شکی به دلم افتاد?که. نکنه دکترم خاست بمن روحیه بده!!!!!
    صبح به خانم حسینی نژاد گفتم?!این شک بدلم افتاده!?
    گفت یعنی چی مگه دکترباشما روی دروایسی داره،!منم عکس شمارو دیدم?!مشکل نخاع نداشتی!ازاین فکرانکن?!
    تمام ممنون از مطالعه شما دوستان
    خدایا در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم وتو چون خود نداری
    امام زین العالمین
  5. #15

    گوهر سايت
    9,355 امتیاز ، سطح 29
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 595
    45.0% فعالیت
    جایزه ها:
    برگزیده مسابقه کتابخوانی آذر 94
    تاریخ عضویت
    2014/01/11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    280
    امتیاز
    9,355
    سطح
    29
    1,070

    پیش فرض

    سلام میثم جان
    خیلی خیلی خوشحال شدم
    امیدوارم هر چه زودتر به طور کامل مداوا و در مان شی.



    همون طوری که میثم اشاره کرد از یه نسخه خاصی برای درمانش استفاده کرده که پیشنهاد می کنم دوستان ضایعه نخاعی ازش استفاده کنن.
    اگر اشتباه می گم میثم جان حرفم رو اصلاح کن:
    نکته قابل توجه اینه که میثم ضایعه نخاعی بوده و این به تایید دکتر های قبلی میثم رسیده بوده و الان نیست نه این که از ابتدا مشکلش فقط پیچ خوردگی ستون فقرات باشه.
    در حقیقت درمان شده.
    توضیحات بیشتر رو خود میثم می ده انشاالله.
  6. #16
    عضو شورا
    21,519 امتیاز ، سطح 44
    86% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 131
    0% فعالیت
    جایزه ها:
    نفر سوم مسابقه نقاشی با نرم افزار Paint موضوع «معلولیت »

    تاریخ عضویت
    2014/11/07
    محل سکونت
    ایران.تهران
    نوشته ها
    968
    امتیاز
    21,519
    سطح
    44
    4,107

    Wink

    سلام داداش میثم
    خیییییییلی برات خوشحالم
    نمیدونی با دیدن پیامت از صبح یروز بسیار خوبیو شروع کردم
    فقط نتم ضعیف بود زودتر نتونستم پیام بدم
    و دعا میکنم که انشالله مراحل درمانو به خوبی طی کنی و بهبودی کامل کسب کنی
    فقط گوشه چشمی از نگاه خدا برای خوشبختی همه انسانها کافیست
    این نگاه را برایت آرزو میکنم …
  7. #17
    مدیر بخش اخبار
    24,582 امتیاز ، سطح 48
    4% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 968
    0% فعالیت
    جایزه ها:
    نفر اول مسابقه شعر و گرافینفر دوم مسابقه عکس و قلم (بهار94)

    تاریخ عضویت
    2014/03/09
    محل سکونت
    شمال
    نوشته ها
    1,512
    امتیاز
    24,582
    سطح
    48
    4,873

    پیش فرض

    سلام آقا میثم گل ، خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم از این که مشکل نخائی نداری و بیماریت قابل درمانه ، پس به پیش به پیش تا فتح قله های سلامتی
    خدایا چنان کن سرانجام کار
    توخشنود باشی ومارستگار
  8. #18
    عزیز پرکشیده
    7,918 امتیاز ، سطح 26
    62% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 232
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2014/07/31
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    7,918
    سطح
    26
    1,571

    پیش فرض

    ممنونم
    از لطف دوستان بخاطر ابراز محبت شون به دلم نشست چون از دل برآمده بود
    راجب جواب مهدی عزیز
    بله من بیمار دکتر صابری بودم!که قول درمان نخاعی هارو داده بود!و همین العان در اتاقم باشخصی هم اتاقی. هستم?که دکتر صابری عملش کرده اما خوب نشده!?
    اما وضعیت جسمیش بهترازمنه چون از همون ابتدای حادثه ورزش یا فیزیوتراپی رو شروع کرده،
    سخنم روبه پایان برسونم بایه روایت از رسول اکرم!?
    که میفرمایند هرآنکس که درد میدهد دواهم میدهد
    تمام
    خدایا در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم وتو چون خود نداری
    امام زین العالمین
  9. #19
    عزیز پرکشیده
    7,918 امتیاز ، سطح 26
    62% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 232
    0% فعالیت
    تاریخ عضویت
    2014/07/31
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    7,918
    سطح
    26
    1,571

    پیش فرض

    [img]باسلام وشادباش خدمت سروران خودم من پنچ شنبه ساعت ۶بعدازظهر بایکدنیا عجله که مبادا دکتر مزدا که ۱۰روز از اومدنش به نورافشار می گذره!? به فرانسه برگرده?!وارده بیمارستان فوق تخصصی نورافشار شدم،! ☺☺☺☺☺که الحمدلله به موقع رسیدم! که از غذا یکی، از دست یاران دکر رو درب در بیمارستان دیدم !که ایشون گفت من صبح فرستادم دنبالت?!شما العان! اومدی?!گفتم?واله العانم با کمکه درو همسایه خودمو رسوندم!!ضمنا ساعت ۱۲نیم مطلع شدم، باید زود!بیام? گفت اسمت جی بود،?گفتم!میثم جهدی?!گفت باشه،!?میگم!?پنجشنبه!که فردا باشه می فرستم دنبالت ! وارد بخش شدم،اما نه بخشه ورزشکاران!?چون جانداشتن ?خداروشکر!همین فرستاده شدم،به بخش مردها?!همین دیگه پیشه اون پرستارهای نیستم !? دراین بخشم گوشه شیطون کر!پرسونل پرستاری وخدمه بامن خیلی مهربون هستند!?به خاسته خودم تخته کناره پنجره بمن دادن، که ویو کوه جلوی چشمم هست۰ تو اتاقم هم بیماری نیست منو مادرم تنها هستیم اما از این دوروز بگم،?که دیروز ساعت ۱۰دکتر شاهرخی به دیدارم اومد !?گفت کارهای فیزیوتراپی وکاردرمانی از امروز شروع میشه!به من گفت آقای مزدا به بالین کمی ازبیماران میره?!ایشون فقط تو اتاق عمل جراحی میکنه !اما بهترین دست یارشو برای معاینه بیمار که اگر عمل یا دستور به کاردرمانی بده!?ماهمه گوش کنیم،!حق دخالت در کاره دکتر رو تیم ایشون رونداریم بنده دیروزتا بحال منتظرمتا دستیار دکتر رو ملاقات کنم،که امروز جمعه هست!تعطیل فعلا موفق نشدم?! امادیروز ساعت ۴بعدازظهر به فیزیوتراپی رفتم واز اونجا به کاردرمانی رفتم?!باآقای اسماعیلی برای اولین بار به عنوان کاردرمانه من کارکردم!?که ایشون جوان جسور با اراده ای بود،که من از کارکردن با ایشون خیلی لذت بردم!?(برای اولین بار با تخته ایستاده سرپام کرد،پاهای منو روی وسیله‌ای گذاشت که مثله دوچرخه پاه میزد?!)خلاصه ازجسارت ایشون خوشم اومد?!چون کاردرمان قبلیم می ترسید ایستادم کنه?!بنابراین تو ۴۰روزه گذشته که یکماه درنور بودم،یکبارم ایستاده نشده?بودم،ازاین لحظه خودم بگم?که چون دیروز وقت (ببخشید)شکم کارکردنم!?بود، به دنباله یه بیزاکودین میگردم!نه بخش داره نه دارو خونه!?که حالا قراره از منزل برام بیارن?!البته اگربشه تشک مواجم رونیز بیارند?!چون تشکهای اینجا تمام شده!? خب تا جمعه دیگه یاعلی دعاء برای من فراموش نشه فدای دارید[/img]
    خدایا در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم وتو چون خود نداری
    امام زین العالمین
  10. #20

    گوهر سايت
    9,355 امتیاز ، سطح 29
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 595
    45.0% فعالیت
    جایزه ها:
    برگزیده مسابقه کتابخوانی آذر 94
    تاریخ عضویت
    2014/01/11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    280
    امتیاز
    9,355
    سطح
    29
    1,070

    پیش فرض

    سلام میثم جان
    خیلی خوشحالم از روند بهبودت و خبرهای خوبی که دائم ازت می شنوم.
    چه خوب که رفتی بخش مردان و چه عالی که کاردمان شجاع و کاردستی نصیبت شده که روحیش مثل خودته.
    امیدوارم به زودی عمل بشی و روز به روز بهتر
    ممنونم از این که تجربیات خودت رو برامون می گی و به اشتراک می زاری
    قربانت بوس بوس
صفحه 2 از 5 نخست 1234 ... آخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 46

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •