PDA

مشاهده نسخه کامل : نام خواننده و شعر و آهنگ مورد علاقه


صفحات : [1] 2

pooya
چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶, ۲۰:۵۳
نام خواننده و شعر و آهنگ مورد علاقه

pooya
پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۵۴
خواننده و آهنگساز سياوش قميشي
شعر
آن لحظه كه از نياز انسان دارد نه كم از هواي حيوان
يك دانه گندم طلايي از تشت طلا گرانبها تر
در حادثه هاي ناگهاني سالم ز مريض مبتلا تر
آسوده مباش كه بي نيازي
يك آن دگر پر از نيازي
آنجا كه تو فرعون زماني
در تير رس باد خزاني
( مسعود فردمنش )

pooya
شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۶, ۲۰:۴۰
دوستان بيننده علاقه مند لطفا نظرات (شعر و آهنگ ) مورد علاقه خود را درج نماييد
متشكرم

pooya
پنجشنبه ۷ تير ۱۳۸۶, ۱۷:۵۲
به لبخند آيينه اي تشنه ام
به آغوش بي كينه اي تشنه ام
سلامي صميمانه آيا كجاست
سرآغاز الفت خدايا كجاست
خدايا سراي محبت كجاست
من آواره ام شهر الفت كجاست
كساني كه از عشق دم ميزنند
چرا بين ما را به هم مي زنند

pooya
يکشنبه ۱۷ تير ۱۳۸۶, ۲۱:۱۸
خرسند شديم از اين كه امروز
رنگي دگر است نه رنگ ديروز
تا شب نشده رنگ دگر شد
گفتند از اين نكته هزار نكته بياموز

pooya
جمعه ۲۲ تير ۱۳۸۶, ۱۹:۳۴
اون هميشه با محبت
براي من ديگه نيستي
نگو صادقي به عشقت
آخه چشمات ميگه نيستي

pooya
پنجشنبه ۲۸ تير ۱۳۸۶, ۱۵:۲۴
مگه مي شه يك پرنده
بمونه بي آب و دونه
مگه مي شه كه قناري
توي بغض آواز بخونه
اگه تو بري ز پيشم
من همون قناري مي شم
كه تو بغض و گريه هاش هم
ميگه مي خوام با تو باشم

pooya
پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶, ۲۰:۲۱
كجاي اين جنگل شب
پنهون ميشه خورشيدكم
پشت كدوم سد سكوت
پر مي كشي چكاوكم
چرا به من شك ميكني
من كه منم براي تو
لبريزم از عشق تو و
سرشارم از هواي تو
دست كدوم غزل بدم
نبض دل عاشقمو
پشت كدوم ترانه باز
پنهان كنم هق هقم و

آرزو
دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۰۷
آخي


چه خوب پويا جون


من خاله گوگوش رو خيلي دوست دارم


بخونم برات :)

آرزو
دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۱۱
دلم تنگه براي گريه كردن

كجاست مادر

كجاست

گهواره من



همون گهواره اي كه خاطرم نيست

همون امنيت حقيقي و راست

همون جايي كه شاهزاده قصه

هميشه دختر فقير رو مي خواست

همون شهري كه قد خود من بود

از اين دنيا ولي خيلي بزرگ تر

نه ترس سايه بود

نه وحشت باد

نه من گم مي شدم نه يك پرنده

pooya
سه شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۶, ۱۴:۵۶
من كويرم اي خدا
با حسرت يه قطره آب
يه عمره كه دريا رو
از دور مي بينم يه سراب
بهار برام يه اسمه
يه اسمه كهنه تو كتاب
حرف من با آسمون
چرا مي مونه بي جواب

pooya
چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۶, ۲۰:۲۷
باز
اي الهه ي ناز
با دل من بساز
كين غم جان گداز
برود ز برم
گر
دل من نياسود
از گناه تو بود
بيا تا ز سر
گنهت گذرم

زري
دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۴۹
اين آهنگ حميد عسگري رو واقعا دوست دارم:
آي كه چقدر تو رو دوست دارمو مي ميرم واسه تو
تو هميشه تو قلبمي مي ميرم واسه چشماي قشنگت
بگو بگو بگو دوسم داري
ديگه نگو نمي ياي كه مي ميرم وقتي كه نيستي بهونه مي گيرم
بازي نكن با دلم كه مي ميره بيا كه دلم پيش قلب تو گيره ...

pooya
دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۶, ۱۴:۵۱
نگو طفلي دلسپرده
يه نفر دلش رو برده
بگو چون عاشق قلبت
تا به حال از غم نمرده
ميدوني زندگي سخته
بار حرف زور زياده
اون كسي برده كه قلبش رو
به دست غم نداده

آزادي ايران
چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۶, ۱۹:۴۸
گردي از راهي نمي خيزد
سواران را چه شد
مرده اند از بيم ياران
نام داران را چه شد
جز صداي جغدها چيزي نمي آيد به گوش
غمريان آخر كجا رفتند ساران را چه شد
از هجوم كركسان شوم قلب من گرفت
بلبلان قرقاولان كبكان هزاران را چه شد

pooya
پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶, ۱۴:۴۴
چشماي من ميل به گريه داره
مي خواد بباره
دل نمي دوني كه چه حالي داره
چه حالي داره
از در و ديوار واسه دل مي باره
خدا مي باره
هر چي تو دنيا غمه ماله منه
روزي هزار بار دل من ميشكنه
دل ديگه اون طاقتارو نداره
خدا نداره
پشت سر هم داره بد مي ياره
خدا مياره
غصه به جز گريه دوا نداره
خدا نداره

آرزو
يکشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۶, ۱۳:۰۳
تاکی به تمنای وصال تو یگانه................................اشکم شود،از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟00000000000000ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهد ...........................دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد........................گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه

روزی که برفتند حریفان پی هر کار..........................زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار............................حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه

هر در که زنم،صاحب آن خانه تویی تو .......................هر جا که روم،پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو.............................مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن، زان گل رخسار نشان دید.....................پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید.......................یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم، من که روم خانه به خانه

عاقل، به قوانین خرد، راه تو پوید ............................دیوانه، برون از همه، آیین تو جوید
تا غنچه‌ی بشکفته‌ی این باغ که بوید ........................هر کس به زبانی، صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه

بیچاره بهائی که دلش زار غم توست .........................هر چند که عاصی است، زخیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست..........................تقصیر خیالی به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه

pooya
يکشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۶, ۱۹:۵۸
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شير
زندون تن و رها كن
اي پرنده پر بگير

pooya
دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱۹:۴۹
هيچكس
در دل تاريكي شب
با چراغي به سراغم نرسيد
هيچكس
موقع پژمردن فصل
با گلي تازه به باغم نرسيد
هيچكس بازو به بازويم نداد اي روزگار
گل پريشان شد
زمستان شد بهار
ازجواني نيست چيزي يادگار
هيچكس اين روزها هم درد و هم رازم نشد
آگه از درد منو دلسردي سازم نشد
باد زير بال پروازم نشد

رها
دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱۹:۵۲
ديگه عاشق شدن ناز كشيدن فايده نداره
نداره

ديگه دنبال آهو دويدن فاييده نداره .....نداره

وقتي ...اي دل .... به چشمون غزل خون مي رسي خودتو نگه دار ....

وقتي ... اي دل ... به گيسوي پريشون مي رسي خودتو نگه دار ..... خودتو نگه دار





اي دل ديگه بال و پر نداري

داري پير مي شي و خبر نداري :(

pooya
يکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۶, ۲۱:۱۲
ببين
تو اي رفيق
اي نا رفيق
اي وجود با منو از من رها
اي آن من ديگر تو اي
انسان
اين سرود دل نواز تار جانان است
كه هر دم مي زند مرهم به زخم هر دلي و
مي كشد دست نوازش بر سر ما
اين نفير خشم ياران
بيقراران
قسم خورده سواران پريشان است
كه زير سلطه شلاق شب
صبح اميد را مي پويند راه
تو شاهد باش
مراقب باش
تحمل كن سر ناسازگاري فلك
اين چرخ گردان را
كه در آخر
در اين مهماني كوتاه
تو ميماني و مشتي خاك
كه گر نامت نكو باشد
تو را باكي نباشد
از هجوم باد هرزه گرد
تشنه
يغما...
:wink:

آرزو
چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۶, ۱۲:۱۰
هر كه نازك بود تن يارش


گو دل نازنين نگهدارش



عاشق گل دروغ ميگويد

كه تحمل نمي كند خارش


كه تحمل نمي كند خارش

pooya
پنجشنبه ۱ شهريور ۱۳۸۶, ۲۰:۰۵
اون كه هرچي غم تو دنياست
خونه داره تو چشم هاش
اون كه ناچار بخنده
اما گريه ست خنده هاش
اون كه تو شهرش غريبه
با يه عالم آشناست
اون منم ... اون منم...
اون منم
بغضم و تو گلو مي شكنم

آرزو
شنبه ۳ شهريور ۱۳۸۶, ۱۲:۴۵
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام

نفسم تويي هوا رو نمي خوام

pooya
شنبه ۳ شهريور ۱۳۸۶, ۱۹:۴۶
با تو
حكايتي دگر
اين دل ما به سر كند
شب سياه قصه را
هواي تو سحر كند
باور ما نمي شود
در سر ما نمي رود
از گذر سينه ما يار دگر گذر كند
قصه بسي شنيده ام
از دل درد كشيده ام
كور شوم جز تو اگر
زمزمه اي دگر كنم
عاشق آزاده منم
تن به جزا داده منم
قاضي درگاه تويي
حكم سحر گاه تويي
:wink:

آرزو
يکشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۶, ۱۰:۳۳
http://qsmile.com/qsimages/123.gif http://qsmile.com/qsimages/123.gif http://qsmile.com/qsimages/123.gif


http://qsmile.com/qsimages/263.gif http://qsmile.com/qsimages/263.gif http://qsmile.com/qsimages/263.gif

pooya
يکشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۶, ۱۹:۴۵
دوباره مي سازمت وطن
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو مي زنم
اگرچه با استخوان خويش
:wink:

آرزو
دوشنبه ۵ شهريور ۱۳۸۶, ۱۰:۱۳
باز منو كاشتي رفتي

تنها گذاشتي رفتي

دروغ نگم به جر من

يكي ديگه داشتي رفتي

يكي ديگه داشتي رفتي

آرزو
سه شنبه ۶ شهريور ۱۳۸۶, ۰۹:۳۲
من هر روز صبح كه ميام يه آهنگ رو مي خونم يعني زمزمه مي كنم و ميام

امروز هم اينو مي خوندم



تو اون كوه بلندي

كه سر تا پا غروره

.......ريدام دام دام دارادام

داري دام دام راري رام



تو همون اوج بلند غصه هايي....

http://qsmile.com/qsimages/92.gif

pooya
سه شنبه ۶ شهريور ۱۳۸۶, ۱۹:۰۵
سكوتم از رضايت نيست
دلم اهل شكايت نيست
بزار شاكي خودش داره
خودش گير گرفتاره
همون بهتر كه ساكت باشه اين دل
جدا از اين ضوابط باشه اين دل
از اين بدتر نشه رسوايي ما
كه تنها تر نشه تنهايي ما
كه كار ما گذشته از شكايت
هنوزم پايبنديم بر رفاقت
كسي جرمي نكرده گر به ما
اين روزها عشقي نمي ورزه
بهايي داشت اين دل پيشتر ها
كه در اين روزها نمي ارزه
سكوتم از رضايت نيست
دلم اهل شكايت نيست
:wink:

آرزو
شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۶, ۰۸:۴۸
دوست دارم مي دوني

كه اين كار دله


گناه من نيست

تقصير دله





عشقتو ديوونم كرده

بي آشيونم كرده


ناز تو نازنينم

شبگرد كوچه هاتم

pooya
شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۶, ۲۰:۱۰
در اين دنيا
تك و تنها
شدم من
گياهي در دل صحرا
شدم من
چو مجنوني
كه از مردم گريزد
شتابان در پي ليلا
شدم من
چه بي اثر مي خندم
چه بي ثمر مي گريم
به ناكامي چرا رسوا
شدم من
چرا عاشق چرا شيدا
شدم من ...
:wink:

pooya
يکشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۶, ۲۰:۰۸
مگذاز كه ياد ما را
طعم تلخ اين حقيقت ببرد
اين حقيقت است كه از دل برود
هر آنكه از ديده رود ...
بيا برگرد تا خونه
از عادتت سير نشده
تا نگام با يك نگاه تازه درگير نشده
بيا تا اومدنت دير نشده
دلها دلگير نشده
تا هنوز فاصلمون جوونه و پير نشده ...
آخه شبها جاي خواب
تو چشمام درياي آبه
ساعت ديواري از وقتي كه رفتي
توي خوابه
هنوزم عكس من و تو
روي طاقچه توي قابه
نامه اي كه گفته بودي
من نخوندم
هنوزم لاي كتابه
:wink:

pooya
جمعه ۱۶ شهريور ۱۳۸۶, ۱۹:۲۶
دو سه شبه كه چشمام به دره ......... خدا كنه كه خوابم نبره
تو اين قفس كه زندون منه ............... دلم گرفته و منتظره
خدا كنه كه خوابم نبره
مي خوام كه دل به دريا بزنم ............. يه سينه حرف و يكجا بزنم
چرا كسي نمي گه به من ............... عشق و اميدم به كجا رفته
شبا كه يكه تنها مي مونم ............... با غصه ها تو دنيا مي مونم
يكي آخه نمي گه به من ................. اون كه پشيمونه چرا رفته
دو سه شبه كه چشمام به دره
فردا دوباره پاييز مي شه باز ............. دلش ز غصه لبريز مي شه باز
اي آسمون بهش بگو پشيمون مي شي
به سوز عاشقي قسم كه دلخون مي شي
دو سه شبه كه چشمام به دره
:wink:

pooya
يکشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۶, ۱۳:۰۴
اگه یه روز بری سفر، بری ز پیشم بی خبر
اسیر رویاها میشم،دوباره باز تنها می شم
به شب میگم پیشم بمونه،به باد میگم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری،چرا میری تنهام میذاری؟
اگه فراموشم کنی،ترک آغوشم کنی
پرنده دریا میشم ،تو چنگ موج رها می شم
به دل میگم خاموش بمونه،میرم که هرکسی بدونه
می رم به سوی اون دیاری که توش منو تنها نذاری
اگه یه روزی نوم تو ،تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه
به دل میگم کاریش نباشه بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم،که باز برات آواز بخونم
اگه بازم دلت می خواد که یار یکدیگر باشیم
مثال ایوم قدیم بشینیم و سحر پا شیم
باید دلت رنگی بگیره دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری که توش منو تنها نذاری
اگه می خوای پیشم بمونی، بیا تا باقیه جوونی
بیا تا پوست به استخونه، نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگی بگیره، دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری که توش منو تنها نذاری
اگه یه روزی نوم تو ،تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه
به دل میگم کاریش نباشه بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم،که باز برات آواز بخونم
:wink:

pooya
چهارشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۶, ۱۹:۵۲
داشتن تو نه عشقه و نه عادته

دیدن تو به حرمته زیارته

اما می خوام تو دستای تو گم بشم

فنا شدن در تو برام نهایته

نیاز تو چراغ خونه منه

هر جا باشی چراغ خونت روشنه

یادت باشه حتی اگه من نباشم

یکی تو را تو خونه فریاد می زنه

بی خوده با تو بودنم

مست به تو رسیدنم

تلختر از درد شراب

شرابه عشق تو منم

شراب عشق تو منم

اگر تو حتی اگه پشت هزارتا کوه باشی

یادت باشه چراغ خونمون باسه تو روشنه

حتی اگه من نباشم چراغ تو خونمون تا تو بیای همیشه سو سو می زنه

حرفای من زمزمه یه خواهشه

نه التامس نه خواهش نوازشه

فقط تویی حرف همه وجود من

وقت دعا زمزمه سجود من

اگر تو که حتی اگه انور لحظه ها بری

یادت باشه چراغ خونمون باسه تو روشنه

حتی اگه من نباشم چراغ تو خونمون تا تو بیای همیشه سو سو میزنه

يادش گرامي ...
:wink:

pooya
دوشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۸۶, ۲۰:۴۹
یه نیمكت تنها
یه شعله ی خاموش
یه لحظه یك رویا
منو تو در آغوش
یه یادگار از عشق
رو تنه درخت پیر
یه قصه ی كوتاه
ای وای از این تقدیر
بگو منو كم داری بگو
بگو كمی غم داری بگو
بگو تو هم بی قراری
یه لحظه آروم نداری
مثله یه ابر بهاری
بگو كه هر شب می باری
بگو دلت برام تنگ شده
همون دلی كه می گن از سنگ شده
بگو دیگه طاقت نداری
اشك توی چشمام میاری
بگو منو كم داری بگو
بگو كمی غم داری بگو
بگو كه نامه هامو خوندی
بگو برام دل سوزوندی
هق هقه گریمو شنیدی
بگو كه اشكامو دیدی
بگو دلت برام تنگ شده
همون دلی كه میگن از سنگ شده
بگو دیگه طاقت نداری
اشك توی چشمام بیاری
بگو منو كم داری بگو
بگو كمی غم داری بگو
:wink:

آرزو
سه شنبه ۲۷ شهريور ۱۳۸۶, ۱۳:۵۳
اتفاقا يه بار غضنفر از جلوي يه كله پاچه اي رد مي شده

يه مغر مي بينيتش دنبالش راه مي افته همينو مي خونه




بگو منو كم داری بگو
بگو كمی غم داری بگو

pooya
سه شنبه ۲۷ شهريور ۱۳۸۶, ۲۱:۱۸
هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد ...
:wink:

آرزو
چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۶, ۰۹:۳۱
هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد ...
:wink:


:roll: http://qsmile.com/qsimages/291.gif http://qsmile.com/qsimages/296.gif

pooya
پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۸۶, ۱۳:۲۳
خیال نکن نباشی بدون تو میمیرم

گفته بودم عاشقم حرفمو پس میگیرم

خیال نکن نمونی کارم دیگه تمومه

لیلی فقط تو قصس جنون دیگه کدومه

کی میگه تو نباشی ستاره بی فروغه

بذار همه بدونن که عاشقی دروغه

تو برده ای میخواستی که حرفتو بخونه

به پای تو بسوزه برای تو بمونه

عروسکی میخواستی رو تاخچتون بکاریش

وقتی بازی تموم شد کنج اتاق بزاریش

دیگه برای موندن اتاق تو شلوغه

عروسکا بدونید که عاشقی دروغه
:wink:

pooya
شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۶, ۲۱:۰۱
مي دوني دل اسيره
اسيره تا بميره
مي دوني بدون تو
دلم آروم نگيره
مي دوني دل تنگ تو
نموده آهنگ تو
ولي بيهوده جويد
بسي بيهوده پويد

به من بگو بي وفا حالا يار که هستي
خزان عمرم رسيد نو بهار که هستي

مي خوام برم دور دورا دلم طاقت نداره
دست غم تو داره روزهامو مي شماره
:wink:

آرزو
يکشنبه ۱ مهر ۱۳۸۶, ۱۴:۴۶
آرش یوسفیان

وقتی که می رفتیم با پای پیاده
گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده
هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه
یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده
ساااااااده ده ده ده ده ده ده ....
ده ده ده ده ده ده

وقتی که می رفتیم با پای پیاده
گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده، ساده، ساده
هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه
یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده

این بارونه چشمام تمومی نداره
آخه دلم برای تو یه بیقراره قراره قراره

گفتی نمی خوامت عاشقت نمیشم
گریه هاتم دیگه برام فایده نداره

دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردم
اینجوری عاشقت بشم
ولی دیدی که عاشقت کردم

اما من واسه تو میمردم
دوسم نداشتی غصه می خوردم
آخرش دل تو رو بردم
آخرش دل تو رو بردم

گفتی منو می خوای چی کار تنها برو هر جا می خوای برو

وقتی که می رفتیم با پای پیاده
گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده، ساده، ساده
هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه
یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده

واسه تو میمردم غصتو می خوردم
یواشکی عکستو با خودم می بردم،می بردم،می بردم
تا صبح میشستم کنار عکست
بیدار میموندم غصتو می خوردم

دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردم
اینجوری عاشقت بشم
ولی دیدی که عاشقت کردم

اما من واسه تو میمردم
دوسم نداشتی غصه می خوردم
آخرش دل تو رو بردم
آخرش دل تو رو بردم

pooya
يکشنبه ۱ مهر ۱۳۸۶, ۲۱:۰۳
مخور غم گذشته، گذشته ها گذشته

هرگز به غصه خوردن، گذشته بر نگشته

به فکر آینده باش، دلشاد و سرزنده باش

به انتظار طلعت، خورشید تابنده باش

عمر کمه صفا کن، رنج و غمو رها کن

اگه نباشه دریا، به قطره اکتفا کن

قسمت تو همین بوده که بر سرت گذشته

نکن گلایه از فلک، این کار سرنوشته

عمر گران می گذرد خواهی نخواهی

سعی بران کن نرود رو به تباهی

مطلب دل را طلب از سوی خدا کن

زان که بود رحمت او لا یتناهی
:wink:

آرزو
دوشنبه ۲ مهر ۱۳۸۶, ۱۱:۰۲
تا كي به تمناي وصال تو يگانه


اشكم شود از مژه چون سيل روانه



خواهد

به سر آيد


غم


هجران تو يا نهههههههههههههه

pooya
دوشنبه ۲ مهر ۱۳۸۶, ۱۳:۲۹
تنها ترین مَردم به دوشم کوله بار غم

از غمها لبریزم

کوه صبور شانه ام از بار غمها خم

من قِصه ی دردم تنهای شب گردم

تنها دو دست مهر بون تو پناه من

چشمان تو تنها چراغ کوره راه من

تنها تو ماندی از همه دنیا برای من

آن شانه های نازک تو تکیه گاه من

تنها تو هستی در تمام لحظه های من

تنها تو ماندی جز خدای من برای من

آه ای هستی من شور مستی من

بَرچین اشک مرا برچین

هستی میگذرد مستی میگذرد

بِنشین پیش دلم بنشین

از اَزل خوانم صد رقم با تو نقش تَدبیرم

خود تو میدانی با تو میمانم بی تو میمیرم

عاشق ترین مردم که میمیرم برای تو
:wink:

ليلا63
جمعه ۶ مهر ۱۳۸۶, ۱۴:۳۴
سلام من از چاووشي خيلي خوشم مياد الانم دارم ترانه هاشو گوش ميدم :)

pooya
جمعه ۶ مهر ۱۳۸۶, ۲۰:۵۶
سرگرمی تو

شده بازی با این دل غمگین و خستم

یادت نمیاد

اون همه قول قرارایی که با تو بستم

با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری

پاي این همه قول و قرار من نشستم

نشکن دلمو

به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز

نگو بی خبری

نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرینه سینه سوز

نگو بی خبری

نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده

کار این دل عاشق شب و روز

دیوونه نکن دلمو

به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز.....
:wink:

آرزو
شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶, ۱۵:۴۵
با اون نگار بي وفا


هزار تا كار دارم


خبر نداره من براش

چوبه دار دارم

براي روز روشنش

يك شب تار دارم


خاطر خواهاش هزار خزار

يكي يكي شون چشم انتظار

ببين دلم به كي خوشههههههههههه


خودتو به جاي من بزار


خودتو به جاي من بزار

pooya
شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶, ۲۱:۰۶
تو نشنیدی صدات کردم نمی دیدی نگات کردم

ازت خواستم نفهمیدی چی میخواستم ، نپرسیدی

تو دنیای خودت بودی و میرفتی

تو دائم زیر لب چیزی رو میگفتی

تو روی آسمونها در سفر بودی همش اشفته و آسیمه سر بودی

حالا از من میپرسی من کجا بودم! مگه یک لحظه من از تو جدا بودم

تو که عزم دیار عشق رو کردی که تا عاشق نشه دل برنگردی

تو که نامهربونی پرپرت کرد گل عشق رو ولی پر پر نکردی

چرا از گذر سینه ما گذر نکردی

چرا این عاشق اشفته رو خبر نکردی

تو نشنیدی صدات کردم نمی دیدی نگات کردم

ازت خواستم نفهمیدی چی میخواستم ، نپرسیدی

چي ميخواستم نپرسيدي ...
:wink:

pooya
دوشنبه ۹ مهر ۱۳۸۶, ۱۴:۲۴
من ميخواستم كه با تو بمونم تا هميشه
اما تو رفتي و نگفتي عاقبت اين دل من چي ميشه ...
:wink:

اتوس
پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۶, ۱۳:۰۹
ـــــــــــــــــــــــــ ـــ

pooya
شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۶, ۱۹:۵۱
ساغرم شکسته ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی
در میان ِ طوفان ، بر موج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم
ای ناخـــدای عالم
تا نام من رقم زده شد
یک باره مُهر غم زده شد
بر سرنوشت آدم

ساغرم شکسته ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی

حکایت از که کنم؟
شکایت از چه کنم؟
که خود به دست خود آتش بر دل ِ خون شده ی ِ نگران زده ام

بر موج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم
ای ناخــــدای عالم
تا نام من رقم زده شد
یک باره مُهر غم زده شد
بر سرنوشت آدم

تو تشنه کامم کُشتی ، در سراب ناکامی ها ، ای بلای نافرجامی ها
نبرده لب بر جامی ، می کِشم به دوش ت حسرت ، بار مستی و بد نامی ها

ساغرم شکست ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی
:wink:

pooya
دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۶, ۲۰:۱۸
تو از متن کدوم رویا رسیدی، که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد
که از رنگ صدات دریا شکفت و، نگاه من پر از رنگین کمون شد
تو از خاموشی دلگیر رویا، صدام کردی صدام کردی دوباره
صدا کردی منو از بغض مهتاب، از اندوه گل و اشک ستاره

صدام کردی صدام کردی نگو نه!
اگر چه خسته و خاموش بودی
تو بودی و صدای تو صدام زد
اگر چه دور و ظلمت پوش بودی
تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نور و غزل زیبا شدم باز
تو گیج و ویج از خود گم شدن ها
من از من مردم و پیدا شدم باز
من از من مردم و پیدا شدم باز

از این تک بستر تنهایی عشق
از این دنج سقوط آخر من
صدام کردی که برگردم به پرواز
به اوج حس سبز با تو بودن
صدام کردی که رو خاموشی من
یه دامن یاس نورانی بپاشی
برهنه از هراس و تازه از عشق
توی آغوش جان من رها شی

صدام کردی صدام کردی نگو نه!
اگر چه خسته و خاموش بودی
تو بودی و صدای تو صدام زد
اگر چه دور و ظلمت پوش بودی
تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نور و غزل زیبا شدم باز
تو گیج و ویج از خود گم شدن ها
من از من مردم و پیدا شدم باز
من از من مردم و پیدا شدم باز
:wink:

pooya
پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶, ۲۰:۴۶
با تو این تن شکسته داره کم کم جون می گیره

آخرین ذرات موندن توی رگهام نمی میره

با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من

دیگه از مرگ نمی ترسم عاشق شهامتم من

اگه رو حصیر بشینم یا که هیچ نداشته باشم

با تو من مالک دنیام با تو در نهایتم من

با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من

دیگه از مرگ نمی ترسم عاشق شهامتم من

با تو شاه ماهی دریا بی تو مرگ موج تو ساحل

با تو شکل یه حماسه بی تو یک کلام باطل

بی تو هیچی من نمی خوام از این عمری که دو روزه

نرو تا غم واسه قلبم پیرهن عزا بدوزه

با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من

دیگه از مرگ نمی ترسم عاشق شهامتم من
:wink:

pooya
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۶, ۱۴:۵۳
ببین از تو چه پنهون ، دلم هواتو کرده
هوای صحبت های تو آشنا رو کرده
می خوام هزار و یکشب ، بشینم پای حرفهات
نگاهم رو بدوزم ، به اون غنچه ی لبهات

ببین از تو چه پنهون ، قشنگ نازنینم
نمی خوام نمی تونم ، که دوریتو ببینم
تو چشمای قشنگت ، یه آسمون ستاره ست
تبسم روی لبهات ، برام عمر دوباره ست

از تو چه پنهون که شبها ، تو به خوابم میای
بنده نوازی می کنی ، به سراغم میای
دل من رو با خود می بری ، تو به شهرهای دور
تو قصر رویا می شونی ، توی دنیای نور


اگه مثل یه سایه ، برات باری نباشم
می خوام حتی یه لحظه ، ازت جدا نباشم
می خوام تو باغ چشمام ، گل روی تو باشه
توی خلوت دستهام ، سر زلف تو باشه


الهی بمونی ، همیشه واسه ی من
تویی دار و ندارم ، تو موندی واسه ی من
تو موندی واسه ی من
:wink:

سوته دلان
پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۶, ۰۱:۴۵
توي خواننده هاي فقط گوگوشhttp://qsmile.com/qsimages/178.gif (فائقه اتشين)http://qsmile.com/qsimages/104.gif
بهترين شعر http://qsmile.com/qsimages/16.gifhttp://qsmile.com/qsimages/227.gifhttp://qsmile.com/qsimages/16.gif
http://img.photoamp.com/pa/07/10/17/Lok0sNV0.JPG


ما به هم نمي رسيم
مثل خورشيديم و ماه
تن تو خاك بهشت
تن من پر از گناه


تويي يك روز بهار
يار تو خورشيد گرم
من شبي بي همد مم
يك شب سرد و سياه


من به دنبال تو با پاي برهنه
تو جوون و تازه اي من پير و كهنه


تويي يك مرغ سپيد
عاشق چشمه و نور
من گل آلوده و تلخ
قطره آبي ته چاه


تويي در راه سفر
سفري دور و دراز
تن بي قدرت من
عاجز از اين همه راه


من به دنبال تو با پاي برهنه
تو جوون و تازه اي من پير و كهنه
[

pooya
پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۶, ۱۹:۲۳
دست هاي گرمت امشب چقدر سرده
شادي چشمات انگار سفر كرده
شادي قلبم لبهاش نمي خنده
عشق منو از سينه اش بيرون كرده

چي شده ليلاي قلب من با مجنون خود مي جنگه
چرا دنياي شيرينم و با قهرهاش تيره كرده

كجا اين غصه پايون پذيره
چي ميشه از غمم قلبش بگيره
الهي قلب سنگ پر غرورش
يه روزي در غم عشقي بميره

چي شده ليلاي قلب من با مجنون خود مي جنگه
چرا دنياي شيرينم و با قهرهاش تيره كرده
:wink:

pooya
چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۸۶, ۱۴:۱۸
امیدم را نگیر از من خدایا خدایا

دل تنگ مرا مشکن خدایا خدایا

من دور از آشیانم سربه آسمانم

بی نصیب و خسته ماندم

جدا ز یاران ،از بلای طوفان بال من شکسته

از حریم دلم رفته رنگ هوس

درد خود را به که گویم در درون قفس

بس که دست قضا بسته بال مرا

روز شب زگلویم ناله خیزد و بس

آه ناله خیزد و بس

می زنم فریاد هرچه بادا باد

وای ازین طوفان وای

واي ازین بی داد
:wink:

آرزو
پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶, ۰۸:۱۲
توي خواننده هاي فقط گوگوشhttp://qsmile.com/qsimages/178.gif (فائقه اتشين)http://qsmile.com/qsimages/104.gif
بهترين شعر http://qsmile.com/qsimages/16.gifhttp://qsmile.com/qsimages/227.gifhttp://qsmile.com/qsimages/16.gif
http://img.photoamp.com/pa/07/10/17/Lok0sNV0.JPG


ما به هم نمي رسيم
مثل خورشيديم و ماه
تن تو خاك بهشت
تن من پر از گناه


تويي يك روز بهار
يار تو خورشيد گرم
من شبي بي همد مم
يك شب سرد و سياه


من به دنبال تو با پاي برهنه
تو جوون و تازه اي من پير و كهنه


تويي يك مرغ سپيد
عاشق چشمه و نور
من گل آلوده و تلخ
قطره آبي ته چاه


تويي در راه سفر
سفري دور و دراز
تن بي قدرت من
عاجز از اين همه راه


من به دنبال تو با پاي برهنه
تو جوون و تازه اي من پير و كهنه
[


آفرين

هر روز داره بيشتر از ديروز ازت خوشم مياد

آرزو
پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶, ۰۸:۱۵
قبلا ها همه ترانه عاشقانه فقط عاشقانه بود و ازشون لذت مي بردم

حالا همه ترانه ها براي من يه مخاطب خيالي پيدا كرده مي خواد منو از غم خفه كنه

اين روزها بد ترين روزهاي زندگيمه

هم دلم مي خواد ترانه گوش كنم و لذت ببرم

هم اينكه نمي تونم ازشون لذت ببرم و فقط منو از غم خفه مي كنه و حس بسيار بسيار بدي بهم مي ده

مي خوام بميرم از گريه

سوته دلان
پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۰۲
قبلا ها همه ترانه عاشقانه فقط عاشقانه بود و ازشون لذت مي بردم

حالا همه ترانه ها براي من يه مخاطب خيالي پيدا كرده مي خواد منو از غم خفه كنه

اين روزها بد ترين روزهاي زندگيمه

هم دلم مي خواد ترانه گوش كنم و لذت ببرم

هم اينكه نمي تونم ازشون لذت ببرم و فقط منو از غم خفه مي كنه و حس بسيار بسيار بدي بهم مي ده

مي خوام بميرم از گريه



يه جورايي موافق هستم باهات
ولي گوش دادن به ترانه هاي عاشقانه فقط براي عاشق ها نيست اين ترانه ها رو چون توي گذشته هم گوش ميداديم من رو ميبره به گذشته

نميدونم چرا همش دوست داري گريه كني
مشكلت هم به هيچ كس نگفتي كه چرا ناارحتي و افسرده شدي؟؟

pooya
پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶, ۱۸:۴۲
گریه کن گریه قشنگه

گریه سهم دل تنگ

گریه کن گریه غروب

مرهم این راه دور

سر بده آواز هق هق

خالی کن دلی که تنگ

گریه کن گریه قشنگه

گریه سهم دل تنگ

بذار پروانه ی احساس دلتو بغل بگیره

بغض کهنه رو رها کن تا دلت نفس بگیره

نکنه تنها بمونی دل به غصه ها بدوزی

تو بشی مثل ستاره تو دل شبا بسوزی

گریه کن گریه قشنگه

گریه سهم دل تنگ
:wink:

آرزو
پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶, ۲۱:۴۵
از ابراز همدريتون واقعا تشكر ميكنم

سوته دلان
جمعه ۴ آبان ۱۳۸۶, ۰۱:۱۴
خاش ميكنم قابلي نداشت http://qsmile.com/qsimages/275.gif

سوته دلان
جمعه ۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۵:۴۵
http://www.persepolis.com/Music/images/googoosh-12t.jpghttp://irapic.com/uploads/1193436721.jpg

سوته دلان
جمعه ۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۵:۴۶
شکايت
اين روزا که شهر عشق خالي ترين شهر خداست
خنجر نامردمي حتي تو دست سايه هاست
وقتي که عاطفه رو مي شه به آسوني خريد
معني کلام عشق خالي تر از باد هواست

اما من که آخرين عاشق دنيام
ماهي مونده به خاک و اهل دريام
از همه دنيا برام يه چشمه مونده
چشمه اي به قيمت همه نفسهام

از همينه که همه عمرم و مديون توام
تويي که عزيز تر از عمر دوباره اي برام
بي نيازي به تن قلندرم تنها لباسه
اما دستام به ضريح تو دخيل التماسه

خسته و زخمي دست آدمکهاي بدم
پشت پا به رسم بي بنياد اين دنيا زدم
من براي گم شدن از خود غرق تو شدن
راه دور عشقم و پيمودم اينجا اومدم

بي نيازي به تن قلندرم تنها لباسه
اما دستام به ضريح تو دخيل التماسه
http://irapic.com/uploads/1193413246.jpg

ليلا63
جمعه ۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۷:۴۷
[من ميگم منو شكستن چشم فانوسمو بستن/ تو ميگي خدا بزرگه ماه اميد به شب من/من ميگم آخه دلم بود اونكه افتاده به خاكت /تو ميگي سرت سلامت آينه ها زلال وپاكه/اينه كه فاصله ها رو نميشه با گريه پر كرد /يكيمون بهار سرخوش يكيمون پاييز پردرد[

سوته دلان
جمعه ۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۹:۱۵
[من ميگم منو شكستن چشم فانوسمو بستن/ تو ميگي خدا بزرگه ماه اميد به شب من/من ميگم آخه دلم بود اونكه افتاده به خاكت /تو ميگي سرت سلامت آينه ها زلال وپاكه/اينه كه فاصله ها رو نميشه با گريه پر كرد /يكيمون بهار سرخوش يكيمون پاييز پردرد[


ابن هم فكر كنم از آقاي سياوش قميشي بود ترانه زيبايي بود

آرزو
شنبه ۵ آبان ۱۳۸۶, ۰۰:۰۱
[من ميگم منو شكستن چشم فانوسمو بستن/ تو ميگي خدا بزرگه ماه اميد به شب من/من ميگم آخه دلم بود اونكه افتاده به خاكت /تو ميگي سرت سلامت آينه ها زلال وپاكه/اينه كه فاصله ها رو نميشه با گريه پر كرد /يكيمون بهار سرخوش يكيمون پاييز پردرد[


ابن هم فكر كنم از آقاي سياوش قميشي بود ترانه زيبايي بود

فكر نكن ... مغزت عرق مي كنه ها

pooya
يکشنبه ۶ آبان ۱۳۸۶, ۱۵:۰۷
اي بازيگر گريه نكن
ما هممون مثل هميم
صبحا كه از خواب پامي شيم
نقاب به صورت مي زنيم
يكي معلم ميشه و يكي ميشه خونه بدوش
يكي ترانه ساز ميشه يكي ميشه غزل فروش
كهنه نقاب زندگي تا شب رو صورتهاي ماست
گريه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداست
هر كسي هستي يه دفعه قد بكش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن رها شو از پيله ي خواب
نقش يك دريچه رو رو ميله قفس بكش
براي يك بار كه شده جاي خودت نفس بكش
كاش كه ميشد تو زندگي ما خودمون باشيم و بس
تنها براي يك نگاه حتي براي يك نفس
تا كي به جاي خود ما نقاب ما حرف بزنه
تاكي سكوت و رج زدن نقش نمايش منه
ميخوام همين ترانه رو صحنه فرياد بزنم
نقابم رو پاره كنم جاي خودم داد بزنم .
:wink:

ناصر ـياشار
يکشنبه ۶ آبان ۱۳۸۶, ۱۶:۵۲
Justin TimberlakeـJoJo ـtarkanـ از همه مهمتر ــ akon ـ :arrow: :D

ناصر ـياشار
يکشنبه ۶ آبان ۱۳۸۶, ۱۶:۵۳
البته بازم هست

سوته دلان
يکشنبه ۶ آبان ۱۳۸۶, ۱۷:۳۶
[من ميگم منو شكستن چشم فانوسمو بستن/ تو ميگي خدا بزرگه ماه اميد به شب من/من ميگم آخه دلم بود اونكه افتاده به خاكت /تو ميگي سرت سلامت آينه ها زلال وپاكه/اينه كه فاصله ها رو نميشه با گريه پر كرد /يكيمون بهار سرخوش يكيمون پاييز پردرد[


ابن هم فكر كنم از آقاي سياوش قميشي بود ترانه زيبايي بود

فكر نكن ... مغزت عرق مي كنه ها


چرا؟ مگه شما فكر ميكني مغزت عرق ميكنه آخي؟؟

آرزو
دوشنبه ۷ آبان ۱۳۸۶, ۱۳:۴۶
[من ميگم منو شكستن چشم فانوسمو بستن/ تو ميگي خدا بزرگه ماه اميد به شب من/من ميگم آخه دلم بود اونكه افتاده به خاكت /تو ميگي سرت سلامت آينه ها زلال وپاكه/اينه كه فاصله ها رو نميشه با گريه پر كرد /يكيمون بهار سرخوش يكيمون پاييز پردرد[


ابن هم فكر كنم از آقاي سياوش قميشي بود ترانه زيبايي بود

فكر نكن ... مغزت عرق مي كنه ها


چرا؟ مگه شما فكر ميكني مغزت عرق ميكنه آخي؟؟


نخيرم

من فكر مي كنم كف پام عرق مي كنه :wink:

pooya
دوشنبه ۷ آبان ۱۳۸۶, ۱۴:۲۶
ما به هم محتاجیم مثل دیوونه به خواب
مثل گندم به زمین مثل شوره زار به آب

ما به هم محتاجیم مثل به ما به آدما
مثل یه ماهی به آب مثل آدم به هوا

دستامون از هم اگه دور بمونه
شب شیشه ای دیگه نمی شکنه

از تو این شیشه ای همیشگی
خورشید مقوائی سر میزنه

به عزای دوری دستای ما
کوجه ها ساکت و بی صدا میشن

بوی رخوت همه جا رو میگیره
همه درها به غربت وا میشن

جاده هامون که به خورشید میرسن
مثل تاریکی بی انتها میشن

ما به هم محتاجیم مثل دیوونه به خواب
مثل گندم به زمین مثل شوره زار به آب
:wink:

pooya
سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۲۰:۰۶
تو یعنی نم نم بارون رو تن قشنگ بیشه

تو طلسم عاشقونه که می مونه تا همیشه

تو صدای خنده هامی یه طنین تا اوج رویا

تو یعنی یه جای خلوت تو تلاطم یه دریا

تو سکوت سرخ عشقی که پر از حرفهای نابه

می دونم هستی یه جای اما دیدنت یه خوابه

تو تبلور یه حسی التهاب دل تو سرما

خنکای سبز سایه تو یه حرم داغ گرما

تو یعنی نم نم بارون

تو یعنی نم نم بارون رو تن قشنگ بیشه

تو یعنی نم نم بارون

تو صدای زنگ عشقی مهربون یو پر احساس

دل تو ابی وساده به برزگی یه دریاس

تو یعنی گمشده من که به وسعت نگاهم

که واسه دیدن تو عاشقونه بی قرارم

تو یعنی نم نم بارون رو تن قشنگ بیشه

تو طلسم عاشقونه که می مونه تا همیشه

تو صدای خنده هامی یه طنین تا اوج رویا

تو یعنی یه جای خلوت تو تلاطم یه دریا
:wink:

navid
سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۲۰:۱۶
ما به هم محتاجیم مثل دیوونه به خواب
مثل گندم به زمین مثل شوره زار به آب

ما به هم محتاجیم مثل به ما به آدما
مثل یه ماهی به آب مثل آدم به هوا
:wink: به به من عاشق اينم هر چند اين شعرها چرت و پرته :P

pooya
سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۲۰:۲۳
نويد جان
خواهش مي كنم توهين نفرماييد ...
:wink:

navid
سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۲۱:۲۰
نويد جان
خواهش مي كنم توهين نفرماييد ...
:wink:اهه كدوم توهين پويا جان؟ مگه شما شاعرش هستيد؟ :P خود فردمنشش هم كه بود تاييد كه اينا همش شعره و واقعيت نداره :wink: (درست ميگم؟ شاعر ما به هم محتاجيم اونه؟)

آرزو
سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۲۲:۳۲
نويد جان
خواهش مي كنم توهين نفرماييد ...
:wink:


اميد وارم هيچ كس هيچ وقت عاشق نشه

نويد تو هم عاشق نبودي

وگرنه اينو نمي گفتي

عمو جغده راست مي گفت

عشق بين آدمها الان شده يه دلگي عاطفي اگر يه نياز و احتياج نباشه

سوته دلان
سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۲۳:۳۳
"زندگی با آدماش برای من یه قصه بود

توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود

همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون

توی شب صدائی جز گریه ی بی صدا نبود

همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون

توی شب صدائی جز گریه ی بی صدا نبود

نمی خوام مثل همه گریه کنم

دیگه گریه دل و وا نمی کنه

قصه های پشت این پنجره ها

غم و از دلم جدا نی کنه

قصه ی ماتم من هر چی که بود هرچی که هست

قصه ی ما تم قلب خسته ی یه آدمه

وقت خوابه دیگه دیره نمی خوام قصه بگم

از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه

نمی خوام مثل همه گریه کنم

دیگه گریه دل و وا نمی کنه

قصه های پشت این پنجره ها

غمو از دلم جدا نمی کنه"


----------------------------------------------------------------
نويد عزيز شايد براي شما شعراش چرت باشه ولي صدايي كه اين شعرها رو ميخونه ارزش داده به شعراش به شعرهايي كه هيچ ارزشي نداره واقعيته چون واقعا ما به هم محتاجيم
http://www.tajikestan.com/images/E0140-O-c2-120Logo.jpg

pooya
چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶, ۱۴:۱۸
نويد جان
خواهش مي كنم توهين نفرماييد ...
:wink:اهه كدوم توهين پويا جان؟ مگه شما شاعرش هستيد؟ :P خود فردمنشش هم كه بود تاييد كه اينا همش شعره و واقعيت نداره :wink: (درست ميگم؟ شاعر ما به هم محتاجيم اونه؟)
سلام
نويد جان شرمنده
ولي واقعا برات متاسفم ... مايوسم كردي
1- من شاعر نيستم
2- فكر نمي كنم فردمنش شاعرش باشه اما مطمئن نيستم
3- من براي تمام اين ترانه سرا ها ارزش قايلم . از پاكسيما زكي پور و زويا زاكاريان گرفته
تا فردمنش - مير افشار - مقدم - جنتي عطايي - و...
من هر روز اين شعرها را براي خودم مي خونم . با تك تك اينها خاطره دارم . يعني همه
خاطره دارن . حتي خود شما . كه اگر بگي نداري دروغ ميگي . حالا چه تلخ چه شيرين
درسته كه اينها همش شعره ولي حرف دل منه ...
من براي حرف هاي خودم ارزش قايلم .
حرفي كه از دل برايد بر دل نشيند ...
:wink:

navid
چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶, ۱۴:۵۳
من هر روز اين شعرها را براي خودم مي خونم . با تك تك اينها خاطره دارم . يعني همه
خاطره دارن . حتي خود شما . كه اگر بگي نداري دروغ ميگي . حالا چه تلخ چه شيرين
درسته كه اينها همش شعره ولي حرف دل منه ...
من براي حرف هاي خودم ارزش قايلم .
حرفي كه از دل برايد بر دل نشيند ...بر منكرش لعنت به دل منم ميشينه من كه از اولم گفتم عاشق اين ترانه هستم ولي يكي بهم بگه:

ما به هم محتاجیم مثل به ما به آدما
مثل یه ماهی به آب مثل آدم به هوا

در دنياي واقعي امكان داره كسي در فراق يارش مثل ماهي بدون آب بميره؟ ممكنه بره خودشو بكشه ولي خودش امكان نداره همينجوري مثل ماهي بميره.

ببينيد منم با شاعرانگي مشكلي ندارم خودمم از شعر خوشم مياد ولي حرف من اينه كه خيلي از چيزايي كه توي شعرها هست منطبق با واقعيت نيست. فقط همين.

ولي بخدا عاشقي سمه مخصوصا واسه ما معلول ها... از كجا معلوم روزي طرفت بهت نگه زندگي رو ازم گرفتي...

pooya
چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶, ۱۹:۲۸
سلام
آقاي مدير رفتي تو جاده خاكي ...
1- محتاج بودن هيچ دليلي بر مردن يا خودكشي نيست . همه ي آمها با در صد هاي متفاوت
و در زمينه هاي مختلف به همنوعان هم جنس يا غير همجنس محتاجند .
2- ممكنه خيلي از اشعار به خاطر توصيف ها و آرايه هاي ادبي با واقعيت خيلي منطبق نباشه
كه البته اين يكي از خصوصيات شعر ... اما معمولا ترانه از شكل ادبي شعر مقداري
فاصله ميگيره و به گفته اي براي جامعه ملموس تر ميشه ... حالا شايد براي من و شما
اون رخداد مطرح در ترانه پيش نياد اما دور از وافعيت هم نيست ...
3- راجع به خط آخرت هم من حرفي نزنم بهتره ...
اما يادت باشه احتمالش دو طرفه ...
:wink:

pooya
پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۲۷
به سوی تو.به شوق روی تو.به طرف كوي تو.سپيده دم آيم.مگر تو را جويم.بگو كجائي؟

نشان تو گه از زمين گاهي ز آسمان جويم.ببين چه بي پروا ره تو مي پويم.بگو كجائي؟

كي رود رخ ماهت از نظرم , نظرم.به غير نامت كي نام دگر ببرم.

اگر تو را جويم.حديث دل گويم.بگو كجائی؟

به دست تو دادم دل پريشانم دگر چه خواهي؟ فتاده ام از پا , بگو كه از جانم دگر چه خواهي؟

يك دم از خيال من نميروي اي غزال من.دگر چه پرسي ز حال من.

تا هستم من اسير كوي توام.به آرزوي توام.

اگر تو را جويم.حديث دل گويم.بگو كجائي؟

:wink:

pooya
جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۰۸
ماه در میاد که چی بشه
می خواد عزیز کی بشه
ماه در میاد چی کار کنه
باز اسمونو تار کنه
نمی دونه تو هستی
به جای اون نشستی
نمی دونه تو ماهی
تو که رفیق راهی
عجب حکایتی شده
فکر تو عادتی شده
که از سرم نمی ره
که از سرم نمی ره
عجب روایتی شده
عشقت عبادتی شده
خدا ازم نگیره
خدا ازم نگیره
یه ماه می خواستم که دارم
ای ماه شام تارم
تویی رفیق راه من
ای غنچه بهارم
:wink:

pooya
شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۶, ۲۰:۳۵
از رو عادت به رفاقت
دل ما را ساده بردی
تن سرد این غریبو
تو به خشم شب سپردی
از قفس تا به رهایی
مرگ بر رنگ سیاهی
یا هو ضامن آهو
نفس هم نفسم کو
مرگ مرغ در قفسم کو
پير حيل فرقه من تو
ماه شام آخر من تو
ای عشق دست به سرم کن
پی شب در به درم کن
با جنون هم سفرم کن
تو برقص ای باد بهار
هوووووووووووو
تو بگو باز از غم یار
هوووووووووووو
زنده باد در حلقه دار
شب جشن این دیدار
همه خواب و ما بیدار
چه غمی دارد دلشان
پر درد است دامنشان
بی ستاره اس هر شبشان
منو تو ما وایشان
به ضمانت درویشان
اندک اندک جمع مستان
یار ماو یاور ما
اندک اندک می پرستان
تاج عالم بر سر ما
خوش به حال سوته دلی
که رها شد با ایشان
به ضمانت درویشان
این چه سند چه قباله ی تلخیست
بوی بوی کفن پوشان
دولت عشق از مکتب ما شد
جان تو و جان ایشان
بگو بگو خورشید خاموش
خوش به سعادت خاموشان
گر شما بود و ما شد
به شرف دست درویشان

بگو بگو تو جنس بادی بوی علف را تازه کردی
بگو بگو باروون که نم زد رسم و به هم زد باز بر میگردی
اگه شورم شور تو دارم ای کس وکارم
تو رو دارم
تو رو دارم شکر گذارم شکر تو گفتن
شهرت کارم
دل به دریا اگر زدی بزن و با دریا باش
هیهات از درد غریبی تو غریب الغربا باش
اهای اهای کی پس خدا بود
کی پشت چین پرده ها بود
اهای اهای کی ناخدا بود
از عشق میمرد و بی صدا بود
تو خدایی تو ناخدایی
تو بی صدا و با صدایی
تو کجایی بگو به عالم
که پشت ما و مشت مایی
دل به دریا اگر زدی بزن و با دریا باش
آه باد آتش و خاکی
فکر چشم تر ما باش
:wink:

pooya
دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۴:۲۳
بشکن ، باشه مي شکنم
بشکن ، وقت رفتنه
بشکن ، دست دشمنه
بشکن ، باشه مي شکنم
بشکن

اي آخرين مهمان اين ميخانه، بشکن
اي نقطه ي پايان اين افسانه ،بشکن
بشکن حريم شوم اين بتخانه ،بشکن
تا نشکني پيمان خود با خانه ،بشکن
جانانه بشکن
رندانه بشکن

اي خسته از زنجير جهل و فتنه، بشکن
اي در کنار چشمه مانده تشنه، بشکن
بشکن حديث تلخ پشت و دشنه، بشکن
تا نشکني در خويشتن اين فتنه، بشکن
جانانه بشکن
رندانه بشکن

اي قرنها زنداني تقدير، بشکن
تقدير را با ضربه ي تدبير، بشکن
بشکن فسون اين غل و زنجير، بشکن
بشکن ستون خانه ي تزوير، بشکن
جانانه بشکن
رندانه بشکن
:wink:

pooya
پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۶, ۱۴:۵۱
لحظه هارا باتو بودن درنگاه توشکفتن

حس عشقو درتو دیدن مثل رویای تو خوابه

باتو رفتن باتو موندن مثل قصه تو روخوندن تاهمیشه

تو رو خواستن مثل تشنگی آبه

اگه چشمات منو می خواست تونگاه تومی مردم اگه دستات مال من بود

جون به دستات می سپردم اگه اسممو می خوندی دیگه

ازیادنمی بردم اگه بامن تومی موندی همه دنیارو می بردم

بي تواماسرسپردن بی تو و عشق تو بودن توغبارجاده موندن

بي توخوب من محاله بی تو حتی زنده بودن بی هدف نفس کشیدن

تاابدتورو ندیدن واسه من رنج وعذابه اگه چشمات منو می خواست

تونگاه تو می مردم اگه دستات مال من بود جون به دستات

مي سپردم اگه اسممو می خوندی دیگه از یادنمی بردم

اگه بامن تو می موندی همه دنیارومی بردم
:wink:

pooya
چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۱۳:۲۴
همه می گن تو منو دوست نداری/
همشون پشت سر تو بد می گن/
نمی دونن تو از آسمون میای/
خودشون اهل یک دنیای دیگن/
همه می گن اسمشه تو بامنی/
توی قلب تو یک کم جا ندارم/
روی اسم تو باید خط بکشم/
برم و چشماتو تنها بذارم/
نمی دونن تو بهونه ی منی/
نمی دونن تو از آسمون میای/
نمی دونن که تو دل نمی شکنی/
تو رو با خیلی ها دیدن همشون/
همه می گن بی وفایی می کنی/
به منم می گن داری محبتو از چشمهای اون گدایی می کنی/
لونا از چشمهای تو بی خبرن/
نمی دونن که چشات نفس داره/
اونا غافلند که چشم روشنت /
توی نور ماه نقره دست داره/
همه می خوان که ازت دست بکشن/
همه می گن که دیونه ای/
نمی دونن تو بهونه منی/
معنی شعرای عاشقونه ای/
:wink:

آرزو
چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۱۴:۱۲
همه می گن تو منو دوست نداری/
همشون پشت سر تو بد می گن/
نمی دونن تو از آسمون میای/
خودشون اهل یک دنیای دیگن/
همه می گن اسمشه تو بامنی/
توی قلب تو یک کم جا ندارم/
روی اسم تو باید خط بکشم/
برم و چشماتو تنها بذارم/
نمی دونن تو بهونه ی منی/
نمی دونن تو از آسمون میای/
نمی دونن که تو دل نمی شکنی/
تو رو با خیلی ها دیدن همشون/
همه می گن بی وفایی می کنی/
به منم می گن داری محبتو از چشمهای اون گدایی می کنی/
لونا از چشمهای تو بی خبرن/
نمی دونن که چشات نفس داره/
اونا غافلند که چشم روشنت /
توی نور ماه نقره دست داره/
همه می خوان که ازت دست بکشن/
همه می گن که دیونه ای/
نمی دونن تو بهونه منی/
معنی شعرای عاشقونه ای/
:wink:

http://qsmile.com/qsimages/74.gif

سوته دلان
چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶, ۲۳:۰۹
همه می گن تو منو دوست نداری/
همشون پشت سر تو بد می گن/
نمی دونن تو از آسمون میای/
خودشون اهل یک دنیای دیگن/
همه می گن اسمشه تو بامنی/
توی قلب تو یک کم جا ندارم/
روی اسم تو باید خط بکشم/
برم و چشماتو تنها بذارم/
نمی دونن تو بهونه ی منی/
نمی دونن تو از آسمون میای/
نمی دونن که تو دل نمی شکنی/
تو رو با خیلی ها دیدن همشون/
همه می گن بی وفایی می کنی/
به منم می گن داری محبتو از چشمهای اون گدایی می کنی/
لونا از چشمهای تو بی خبرن/
نمی دونن که چشات نفس داره/
اونا غافلند که چشم روشنت /
توی نور ماه نقره دست داره/
همه می خوان که ازت دست بکشن/
همه می گن که دیونه ای/
نمی دونن تو بهونه منی/
معنی شعرای عاشقونه ای/
:wink:

http://qsmile.com/qsimages/13.gif http://qsmile.com/qsimages/13.gif http://qsmile.com/qsimages/26.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif

آرزو
پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۰۹:۳۸
همه می گن تو منو دوست نداری/
همشون پشت سر تو بد می گن/
نمی دونن تو از آسمون میای/
خودشون اهل یک دنیای دیگن/
همه می گن اسمشه تو بامنی/
توی قلب تو یک کم جا ندارم/
روی اسم تو باید خط بکشم/
برم و چشماتو تنها بذارم/
نمی دونن تو بهونه ی منی/
نمی دونن تو از آسمون میای/
نمی دونن که تو دل نمی شکنی/
تو رو با خیلی ها دیدن همشون/
همه می گن بی وفایی می کنی/
به منم می گن داری محبتو از چشمهای اون گدایی می کنی/
لونا از چشمهای تو بی خبرن/
نمی دونن که چشات نفس داره/
اونا غافلند که چشم روشنت /
توی نور ماه نقره دست داره/
همه می خوان که ازت دست بکشن/
همه می گن که دیونه ای/
نمی دونن تو بهونه منی/
معنی شعرای عاشقونه ای/
:wink:

http://qsmile.com/qsimages/13.gif http://qsmile.com/qsimages/13.gif http://qsmile.com/qsimages/26.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/83.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif http://qsmile.com/qsimages/104.gif



خوشمان آمد محمد جان

يه خورده داره درشت تر مي بينمت


نوووووووووووووووويد بيا بخون به ياد يه روزي

navid
پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۰۱
:( يادش بخير. منو هم ياد قديمها انداخت... چقد زود شد قديمها...

pooya
پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۹:۴۱
چنگی به دل نمی زنه
این روزا عشق و عاشقی
از ته دل برات بگم نمونده قلب صادقی
اونا که اهل دل بودن دل رو گذاشتن زیر پا
بی سر و سکه مونده دل شکسته بازار وفا
عاشق خوب شهرمون معرکه بود رنگ چشمهاش
تو این روزای قحط عشق راستی عجب خالیه جاش
یادش بخیر که عشقشو از دل و از جون می خرید
نگاه گرم یارشو به قیمت خون می خرید
چنگی به دل نمی زنه این روزا عشق و عاشقی
از ته دل برات بگم نمونده قلب صادقی
اونا که اهل دل بودن دل رو گذاشتن زیر پا
بی سر و سکه مونده دل شکسته بازار وفا
اما تو این روزا که دل مقوله ی عروسک هاست
واژه خوب عاشقی بازیچه ی آدمک هاست
تو حجره های رنگارنگ تجارت دل می کنند
بعد یه چشم به هم زدن عشقشونو ول می کنن
:wink:

pooya
شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۶, ۲۰:۲۸
توی گسترده رویا
ای سوار اسب ابلق
دنبال کدوم مسیری؟
توی تاریکیه مطلق
ای به رویا سر سپرده
با توام ای همه خوبی
راهیه کدوم دیاری؟
آخه با این اسب چوبی
با تو ام ای که تو فکرت
با هر عشق و با هر اسمی
رهسپار فتح قلب ماه پیشونیه طلسمی
توی دستای نجیبت عکس ماه پیشونی داری
واسه پیدا کردن جاش دنیا رو نشونی داری
ماه پیشونیه تو قصه
فکر بیداری تو خوابه خورشیده هفت آسمون نیست
عکس خورشید توی آبه
از خوابه قصه بلند شو
اسب چوبیتو رها کن ماه پیشونی ماله قصه است مرد من منو صدا کن
اگه از افسانه دورم
اگه ماه پیشونی نیستم
اگه با زمین غریبه
اگه آسمونی نیستم
واسه خوابه خستگیهات مثل یك قصه لطیفم به صداقت تو مومن مثل قلب تو شریفم!!
:wink:

آرزو
يکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۶, ۰۷:۲۵
توی گسترده رویا
ای سوار اسب ابلق
دنبال کدوم مسیری؟
توی تاریکیه مطلق
ای به رویا سر سپرده
با توام ای همه خوبی
راهیه کدوم دیاری؟
آخه با این اسب چوبی
با تو ام ای که تو فکرت
با هر عشق و با هر اسمی
رهسپار فتح قلب ماه پیشونیه طلسمی
توی دستای نجیبت عکس ماه پیشونی داری
واسه پیدا کردن جاش دنیا رو نشونی داری
ماه پیشونیه تو قصه
فکر بیداری تو خوابه خورشیده هفت آسمون نیست
عکس خورشید توی آبه
از خوابه قصه بلند شو
اسب چوبیتو رها کن ماه پیشونی ماله قصه است مرد من منو صدا کن
اگه از افسانه دورم
اگه ماه پیشونی نیستم
اگه با زمین غریبه
اگه آسمونی نیستم
واسه خوابه خستگیهات مثل یك قصه لطیفم به صداقت تو مومن مثل قلب تو شریفم!!
:wink:


فداااااااااااااااااااااش

نيشتو ببند

با گوگوش بودم :wink:

pooya
دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۶, ۱۹:۰۹
خاطرت آید که آنشب
از جنگلها گذشتیم
بر تن سبز درختان
یادگاری نوشتیم
با من اندوه جدایی
نمیدانی چه ها کرد
نفرین به دست سرنوشت
تو را از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم
بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته
بی تو ای دنیای شادی
دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین
نگاهم مات و سرد است
ای دلت دریاچه نور
گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر
هر کجا بی من نشستی
:wink:

pooya
پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸۶, ۱۸:۰۵
بشکن سبوی باده را مستی تویی
در این سرای نیستی هستی تویی
تو آفتاب هشتمی سر چهارده عدد
بیدار کن خواب مرا از وحشت این دیو و دد
بنگر که از هفت آسمان جایی فراسوی زمان
نوری هبوت می کند در غربت این لامکان
بنگر که دریا خون شده فواره ها گلگون شده
لیلای بی دل را ببین از عشق تو مجنون شده
در این غروب واپسین از چتر خورشید یقین
نور حقیقت می رسد بر خاک مشکوک زمین
فریاد و بانگی می رسد عالم سکوت می کند
از هیبتش سلطان دهر آسان سقوط می کند
آدم هراسان می شود محشر نمایان می شود
از تاول آینه ها خورشید گریان می شود
تقدیر ما دردست توست زنجیر بر دستان ماست
ما را رها کن از عدم هستی بده بر جان ما
:wink:

عندليب
دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۱۳:۳۶
آهنگ بوي بهشت با صداي استاد حسام الدين سراج

pooya
دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۲۰:۳۳
من اگه هنوز می خونم،واسه خاطر دل توست
شعر من صدای غم نیست،هم صدای حسرت توست
عزیزم اگه خزونم،واست از بهار می خونم
تو را تنها نمی ذارم،گر چه تنها جا میمونم
اگه تو شبای سردت؛با خودت تنها میشینی
من برات می خونم از عشق؛تا که فردا رو ببینی
اگه هم صدای اشکی؛واسه آرزوی بر باد
من برات می خونم ای گل،نو بهار و نبر از یاد
همه دلخوشیم به اینه،که تو یادت موندگارم
گر چه عمریه تو این دشت؛یه خزونِ بی بهارم
:wink:

pooya
چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۸۶, ۲۰:۱۸
بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی
می دونم خوب می دونی تو تار و پود و ریشه می
تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده من
چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن؟
تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم
ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم
نمی دونم چی بگم که باورت شه جونمی
توی این کابوس درد رویای مهربونمی
می دونی با تو پرم از شعر و ترانه
می دونی بی تو لحظه حرمتی نداره
می دونی در تو این خدا بوده که تونسته گل عشق رو بکاره
وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز
عشق تو تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم
نمی دونم چی میشه بد جوری گوشه گیر میشم
ممنونم که بچه بازی هام رو طاقت می کنی
هر چقدر بد میشم اما تو نجابت می کنی
هر کجای دنیا باشم با منی و در منی
نگران حال و روزم بیشتر از خود منی
می دونی با تو پرم از شعر و ترانه
می دونی بی تو لحظه حرمتی نداره
می دونی در تو این خدا بوده که تونسته گل عشق رو بکاره
:wink:

آرزو
پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۸۶, ۰۷:۰۵
می دونی در تو این خدا بوده که تونسته گل عشق رو بکاره
:wink:

چه بد

پس اي خداااااااااااااااااااا

چرا اين كار رو كردي :cry:

چه تلخ است اين شراب بي وفايي :cry:

سوته دلان
پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۸۶, ۲۰:۱۳
اين هم يكي از شعرهاي زيباي گوگوش كه خيلي ازش خوشم مياد
نميدونم چرا با آهنگ هاي جديد گوگوش حال نميكنم يعني مثل قبل نميخونه آهنگ ها و شعرهاي قديمي گوگوش رو بيشتر ترجيح ميدم

http://www.free-picture-host.com/images/F12vUu1169577184.gif


بشنو همسفر من

از این قصه تلخ راه دشوار

ای تو تك چراغ این شب تار


این كه گذشتن از كنار قصه ها نیست

این كه یه تصویر از سقوط آدما نیست



ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم

ما خود دردیم این نگاهی گذرا نیست



سفر چه تلخه در امتداد اندوه

حس كردن مرگ لحظهء ویرانی كوه



همپای هر بغض شكستن و چكیدن

از درد غربت بی صدا فریاد كشیدن



بشنو همسفر من

با هم رهسپار راه دردیم

با هم لحظه ها را گریه كردیم

ما در صدای بی صدای گریه سوختیم

ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم

از مخمل درد به تن عشق جامه دوختیم

تا عجز خود را با هم و بی هم شناختیم



تنهایی رفتیم به عجز خود رسیدیم

با هم دوباره زهر تنهایی چشیدیم



شاید در این راه اگر با هم بمانیم

وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم



http://www.free-picture-host.com/images/F12vUu1169577184.gif

pooya
جمعه ۹ آذر ۱۳۸۶, ۱۹:۱۹
[quote="SOTEDELAN"]اين هم يكي از شعرهاي زيباي گوگوش كه خيلي ازش خوشم مياد
نميدونم چرا با آهنگ هاي جديد گوگوش حال نميكنم يعني مثل قبل نميخونه آهنگ ها و شعرهاي قديمي گوگوش رو بيشتر ترجيح ميدم

سلام
من هم موافقم
به نظرم يكي از عللش مي تونه كار كردن با يك شاعر و آهنگ ساز باشه
و همچنين استفاده زياد از شعرهاي نقد اجتماعي و مشكلات جامعه .
البته تو كارهاي جديدش هم آهنگ خوب هست .
مثل آهنگ كيو كيو بنگ بنگ ...
:wink:

pooya
جمعه ۹ آذر ۱۳۸۶, ۱۹:۲۷
صلاة ظهر مرداد؛ هوای پخته ی منگ
دو تا بچه بی خواب ته یه کوچه ی تنگ
با یه تفنگ چوبی یه تیرکمون
یه مشت سنگ
میرفتیم جنگ دشمن come on
کیو کیو؛ بنگ بنگ
چقدر سرخپوست کشتیم
تو اون کوچه ی بن بست
چه فصل تازه ای بود برادر خاطرت هست؟
همه سرگرم بازی همه بی خبر و شاد
کسی از روز غصه خبر اصلا‌ً نمی داد
هوای بچگیها بهار مهربونی
گذشت و ما رسیدیم به فصل نوجوونی
شبای خوش جمعه شبای سینما بود
ستاره ی فرنگی چراغ راه ما بود
یکی آواز میخوند مث الویس پریسلي
یکی جیمز گین میشد واسه زهرا و لیلی
چه بوسه ها گرفتیم
تو اون کوچه ی بن بست
کتک هم خوب خوردیم برادر خاطرت هست؟
بهار بود و هنوزم جیک جیک مستون
هنوز هم پرده ها بود رو صورت زمستون
گذشت اون شب روشن شب ستاره و ماه
رسید نسل من و تو به اولین بزنگاه
بزنگاه بدی بود چهل سوی پر آشوب
نه یک هم درس دانا نه یک همسفر خوب
یکیو باد می برد پی میراث شرقی
یکیو آب می برد به هم غرب ترقّی
چقدر ممنوعه خوندیم تو زیر زمین بد بو
همش بحث و جدل بود سر پیام شاملو
تو پیچ پیچ شب ما قیامت بود و غوغا
یکی خمار انگلز یکی نشئه ی بودا
تو مسجد شاعر چپ تو کافه مؤمن مست
عجب سرگیجه ای بود برادر خاطرت هست؟
هنوز شبای جمعه شبای سینما بود
تب تند گوزنها تو کوچه های ما بود
گنجشکک اشی مشی لب بوم ما نشین
به یادم هست که یک روز
همه جسور و شیر دل
شدیم آرتیست اول تو فیلم حقّ و باطل
موتور٬ شب نامه٬ چاقو٬ رفیق مترقّی
زن نیمه برهنه توی حجاب شرقی
هوای شوروشر بود تو اون کوچه ی بن بست
یکی گلوله می خورد یکی قدّاره می بست
همه شیفته و سرمست
تو رؤیا مونده در بست
چه خوابا که ندیدیم برادر خاطرت هست؟
دیگه یادی ندارم از اون جیک جیک مستون
بهار مرد و زمین رفت به رؤیت زمستون
شکست کشتی مهتاب تو گلموج هیولا
ستاره بود که میرفت به قعر شب دریا
دیگه سکوت تار و کمونچه ی شبانه
حقیقت بود حقیقت نه فیلم بود نه ترانه
تفنگهای حقیقی برادرهای دلتنگ
ببین گردش چرخو باز هم کیو کیو بنگ بنگ
شبی صد دفعه مردی تو اون کوچه ی بن بست
چه فصل وحشتی بود برادر خاطرت هست؟
گذشت اون فصل و ما هم گذشتیم با دل سرد
مث غبار اندوه سوار باد ولگرد
از این گودال به اون گود٬ از این چاله به اون چاه
سفر کردیم رسیدیم به آخرین بزنگاه
رو خاک سست غربت نشستیم تلخ و سنگی
یکی افتاده از دل یکی افتاده از دین
تو این غربت بیمار٬ تو این بیراهه ی تار
نه یک راه بلدی بود نه یک قافله سالار
گم و گور رفته از دست تو این بهشت سر مست
چه دوزخی کشیدیم برادر خاطرت هست؟
صلاة ظهر مرداد هوای پخته ی منگ
دو بچه ی مهاجر تو یک اتاقک تنگ
با یک دگمه یه مشت سیم
یه جعبه نور خوشرنگ٬ نشستن گرم بازی
come on کیو کیو؛ بنگ بنگ
باز هم کیو کیو؛ بنگ بنگ
هنوز کیو کیو؛ بنگ بنگ
کیو کیو؛ بنگ بنگ ٬ کیو کیو؛ بنگ بنگ
:wink:

pooya
يکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۶, ۲۰:۴۷
قدیما گریه می کردیم دلمون تازه می شد
خوشی و ناخوشی مون دوباره اندازه می شد
قدیما این همه دلهره نداشتیم یادمه
گندم فردا رو امروز نمی کاشتیم یادمه
بگو می شه،می شه بازم به همون روزا رسید
می شه یک بار دیگه با دل خوش نفس کشید
قدیما خواب پرنده ها پریشون نمی شد
حتی، حتی تو قفس زندگی زندون نمی شد
کسی تو پستوی غم تنهایی پر پر نمی زد
پنچه ی طاقتشو به سیم آخر نمی زد
قدیما خونه ی تو خونه ی ما بود یادمه
گریه ها و خنده هامون همصدا بود یادمه
مُردم از کابوس غربت منو دلداری بده
برای باور یک رویا منو یاری بده
بگو می شه،می شه بازم به همون روزا رسید
می شه یک بار دیگه با دل خوش نفس کشید
:wink:

pooya
سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۶, ۱۹:۱۳
یه زخم کهنه رویه بالم یه آسمون که چشم به رام نیست

به غیر واژه ی غریبی چیزی تو یه ترانه هام نیست

حتی یه آینه پیش روم نیست که اسممو یادم بیاره

تنهاترین مسافر شب تو خلوتم پا نمی زاره

ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو تو هم کنارم نمیمونی

دل من از نژاد عشقه از تو و از ترانه لبریز

یه دنیا غم تویه صدامه مثل سکوت تلخ پاییز

من یه پرنده ی غریبم من از نژاد آسمونم

میون این همه ستاره من یه شهاب بی نشونم

ازم نخواه با تو بمونم

تو هیچی از من نمیدونی

اگه بگم راز دلم رو

تو هم کنارم نمیمونی
:wink:

سپیدار999
چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۶, ۰۰:۲۳
چشم مستت چه كند با من بيمار امشب
اين دل تنگ من و اين تن تبدار امشب
اخر اي اشك دل سوخته ام را مددي
كه به جز ناله مرا نيست پرستار امشب
بيش از اين مرغ سحر خون به دل ريش مكن
كه به كنج قفسم چون تو گرفتار امشب

آرزو
چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۶, ۱۴:۳۲
مستي ام ديگه درد منو دوا نمي كنه

غم با من زاده شده


منو رها نمي كنه



منو رها نمي كنه


=============

هايده

pooya
پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۶, ۱۹:۰۳
تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی
در بزم من شکسته ای در کام او نشسته ای
نوشی تو بر سنگین دلان زهری به کام خستگان
من همان اشک سرد آسمانم
نقش دردی به دیوار زمانم
بی سر انجام و بی نام و نشانم
چون غباری به جا از کاروانم
چون غباری به جا از کاروانم
تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی
تنها ترین تنها منم سر گشته و رسوا منم
آه ای فلک ای آسمان تا کی ستم بر عاشقان
بشنو تو فریاد مرا آه ای خدای مهربان
عشق تو خوابی بود وبس نقش سرابی بود وبس
این آمدن این رفتنم رنج وعذابی بود وبس
ای فلک بازی چرخ تو نازم
بی گمان آمدم تا که ببازم
ای دریغا که شد چشم سیاهی
قبله گاه منو روی نمازم
قبله گاه منو روی نمازم
تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی
... ندانم که چه هستی
:wink:

آرزو
جمعه ۱۶ آذر ۱۳۸۶, ۱۳:۴۶
كمي با من مدارا كن
كمي با من مدارا كن

كه خود را با تو بشناسم
منه گم را تو پيدا كن
منه گم را تو پيدا كن


تو را از شب جدا كردم
تو را از قصه آوردم

نمي شد با تو بد باشم
نمي شد از تو بر گردم

كمي با من مدارا كن
كمي با من مدارا كن

صبوري كن تحمل كن
منه گم را تو پيدا كن
منه گم را تو پيدا كن

نه از برگم نه از جنگل
نه از باران نه از شبنم

نه از تعميدي رودم
نه آن مريم ترين مريم

منم هم سقف ديروزي
كه عطر خانگي دارم

كه دستان تو را بايد
به شام سفره بسپارم

كمي با من مدارا كن
كمي با من مدارا كن

كه خود را با تو بشناسم
منه گم را تو پيدا كن
منه گم را تو پيدا كن

اگر سختم اگر دشوار
اگر سيل مصيبت بار

اگر تلخم اگر بيمار
منم از عشق تو بسيار

منم هم خونم هم گريه
كه بغضش را به دريا داد

كه از اوج پريدن ها
بر اين ويرانه ها افتاد


كمي با من مدارا كن
كمي با من مدارا كن

صبوري كن تحمل كن
منه گم را تو پيدا كن
منه گم را تو پيدا كن

pooya
سه شنبه ۴ دي ۱۳۸۶, ۲۰:۱۰
چرا تو جلوه ساز این
بهار من نمی شوی
چه بوده آن گناه من
که یار من نمی شوی
بهار من گذشته شاید

شکوفه جمال تو شکفته در خیال من
چرا نمی کنی نظر به زردی جمال من
بهار من گذشته شاید

تو را چه حاجت نشانه من
تویی که پا نمی نهی به خانه من
چه بهتر آن که نشنوی ترانه من
نه قاصدی که از من آرد گهی بسوی تو سلامی
نه رهگذاری از تو آرد برای من گهی پیامی
بهار من گذشته شاید

غمت چو کوهی به شانه من
ولی تو بی غم از غم شبانه من
چو نشنوی فغان عاشقانه من
خدا تورا از من نگیرد ندیدم از تو گر چه خیری
بیاد عمر رفته گریم کنون که شمع بزم غیری
بهار من گذشته شاید

چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی
چه بوده آن گناه من که یار من نمی شوی
بهار من گذشته شاید
:wink:

كلهر
سه شنبه ۴ دي ۱۳۸۶, ۲۲:۳۹
پويا جان و بچه هاي ديگه ممنون از شعر هايي كه مي نويسين. من ميخاستم بيام شعر بذارم ولي محو شعرهاي شما شدم و اصلا يادم رفت اينترنت داره ميره . حالا شما اينا رو ني نويسين يا كپي پيست ميكنين. به ما هم بگين. :wink:

pooya
چهارشنبه ۵ دي ۱۳۸۶, ۲۰:۵۸
سلام
كلهر جان خيلي وقت بود منتظر اين سوال بودم ...
اول شما ترانه مورد علاقت رو بنويس / يا كپي كن
تا من جواب بدم ...
:wink:

rojeh
پنجشنبه ۶ دي ۱۳۸۶, ۰۵:۱۷
از جدا شدن نوشتي
رو تن زخمي قلبم

************

گريه كردم و نوشتم
نازنينم يا تو يا من

************

به تو گفتم باورم كن
ميون اين همه ديوار

************

تو با خنده اي نوشتي
هم قفس خدانگهدار

************

بنويس مهلت موندن يه نفس بود
سهم من از همه دنيا يه قفس بود

************

بنويس كه خيلي وقته، واسه تو گريه نكردم
سر رو شونه هات نذاشتم

************

مثه دستات سرد سردم.

سوته دلان
پنجشنبه ۶ دي ۱۳۸۶, ۱۸:۴۱
انگشتر هزار نگین

همه شب خواب می بینم که آسمون آبی شده

این شب تار و سیاه دوباره مهتابی شده

می بینم صبح شده و راز من و تو همه جا

میون مردم شهر دوباره آفتابی شده


بیا تا با هم بشیم انگشتر هزار نگین

هر نگین یه آسمون با ماه و خورشید هم نشین


بیا تا آشتی بدیم گل های سرخو با خزون

بیاریم مهتابو امشب روی بوم خونه مون

دل به آتیش بزنیم و دست بدیم به دست هم

برداریم سنگ غمو از روی دوش آسمون


بیا تا با هم بشیم انگستر هزار نگین

هر نگین یه آسمون با ماه و خورشی هم نشین


چه خوبه جادو کنیم با هم بریم پیش خدا

تا کلید گنج عشقو بذاره تو دست ما

ببره ما رو یه جا تو سرزمین پریا

میون ابرا روی قالیچه ی ستاره ها

http://www.ghadimiha.com/photo/jeld/googoosh1.jpg

سوته دلان
پنجشنبه ۶ دي ۱۳۸۶, ۱۸:۴۵
[quote=SOTEDELAN]اين هم يكي از شعرهاي زيباي گوگوش كه خيلي ازش خوشم مياد
نميدونم چرا با آهنگ هاي جديد گوگوش حال نميكنم يعني مثل قبل نميخونه آهنگ ها و شعرهاي قديمي گوگوش رو بيشتر ترجيح ميدم

سلام
من هم موافقم
به نظرم يكي از عللش مي تونه كار كردن با يك شاعر و آهنگ ساز باشه
و همچنين استفاده زياد از شعرهاي نقد اجتماعي و مشكلات جامعه .
البته تو كارهاي جديدش هم آهنگ خوب هست .
مثل آهنگ كيو كيو بنگ بنگ ...
:wink:


آفرين پويا باهات موافقم كار كردن با يك شاعر و آهنگ ساز خيلي موثر هست
تا اونجايي كه يادمه با شماعي زاده كه آهنگ هاي گوگوش رو همشو شماعي زاده ساخت البته قديمي ها رو ميگم كه خصومتي پيدا كرده بودن تا اونجايي كه من ميدونم وقتي شماعي زاده بازار خودشو كسالت ديد و ديد گوگوش هم براي اهنگ سازي ديگه به شماعي زاده رو نمياره براي همين خودش شروع كرده به خوندن از اون موقع من كه اصلا از ضداي شماعي زاده خوشم نمياد فقط آهنگ هايي هم كه ميسازه خدايي حرف نداره كارش تو آهنگ سازي
كار جديد گوگوش هم با همتاي جديدش مهرداد كه خود مهرداد آهنگ سازه و آهنگ هاي گوگوش رو هم اون ميسازه كه افتضاح چون يه آهنگ ساده مبتدي هست

pooya
سه شنبه ۱۱ دي ۱۳۸۶, ۱۹:۲۳
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
هرچی من بهش نصیحت میکنم
که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمیشه
میگه یا اسم آدم دل نمیشه
یا اگر شد دیگه عاقل نمیشه
بش میگم جون دلم
اینهمه دل توی دنیاست ، چرا
یه کدوم مثل دل خراب صاب مردهء من
پاپی زنای خوشگل نمیشه
چرا از اینهمه دل
یه کدوم مثل تو دیوونهء زنجیری نیست
یه کدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نمیشه
میگه یک دل مگه از فولاده
که تو این دور و زمونه
چششو هم بزاره
هیچ چیزی نبینه
یا اگر چیزی دید خم به ابروش نیاره
میگم آخه بابا جون
اون دل فولادی دست کم دنبال کیف خودشه
دیگه از اشک چشش
زیر پاش گل نمیشه
میگه هر سکه میشه قلب باشه
میگه هر سکه میشه قلب باشه
اما هرچی قلب شد دل نمیشه
نه دیگه نه دیگه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
:wink:

آرزو
يکشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۶, ۱۱:۲۶
بابا اين سعيد شايسته چيكار كرده


يه آدم مهربون متن ترانه گلي رو براي من اينجا بزاره مي خوام باهاش برقصم

pooya
دوشنبه ۱۷ دي ۱۳۸۶, ۱۴:۵۱
خسته ام از انتظار
در رو بستم رو قرار
منو به حال خودم
تو برو تنها بذار
اگه این یک هوسه
دیگه انتظار بسه
همه آرزوی من
فرار از این قفسه
دیگه حتی نمی خوام
به کنار تو باشم
میرم بی خیال تو
انتظار نمیکشم
ببين
دیگه نوبت توئه
بمونی در انتظار
دو تا پا قرض میکنم
میذارم پا به فراز
بشین چشم به راه من
میرم دنبال خوشی
تا تو باشی که دیگه
بی خیال من نشی
:wink:

سولماز
دوشنبه ۱۷ دي ۱۳۸۶, ۱۸:۴۳
شعرهايي كه گذاشتيد خيلي باحال بود
فقط حيف كه از عشق من ( معــــــــين 8) )
كم شعر بود :x :) :D

سميرا
دوشنبه ۱۷ دي ۱۳۸۶, ۲۲:۳۰
شعرهايي كه گذاشتيد خيلي باحال بود
فقط حيف كه از عشق من ( معــــــــين 8) )
كم شعر بود :x :) :D
اي تو بهانه واسه موندن
اي نهايت رسيدن
اي تو خوده لحظه بودن
تو طلوع صبح خورشيدو دميدن
اي همه خوبي همه پاكي
تو كلام آخر من
اي تو پر از وسوسه عشق
تو شدي تمامي زندگي من
.
.
.
اينم براي دل سو :wink: لماز جون

آرزو
سه شنبه ۱۸ دي ۱۳۸۶, ۱۱:۴۱
شعرهايي كه گذاشتيد خيلي باحال بود
فقط حيف كه از عشق من ( معــــــــين 8) )
كم شعر بود :x :) :D
اي تو بهانه واسه موندن
اي نهايت رسيدن
اي تو خوده لحظه بودن
تو طلوع صبح خورشيدو دميدن
اي همه خوبي همه پاكي
تو كلام آخر من
اي تو پر از وسوسه عشق
تو شدي تمامي زندگي من
.
.
.
اينم براي دل سو :wink: لماز جون


پس دل من چي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ :( سعيد شايسته :cry:

سميرا
سه شنبه ۱۸ دي ۱۳۸۶, ۱۱:۵۱
شعرهايي كه گذاشتيد خيلي باحال بود
فقط حيف كه از عشق من ( معــــــــين 8) )
كم شعر بود :x :) :D
اي تو بهانه واسه موندن
اي نهايت رسيدن
اي تو خوده لحظه بودن
تو طلوع صبح خورشيدو دميدن
اي همه خوبي همه پاكي
تو كلام آخر من
اي تو پر از وسوسه عشق
تو شدي تمامي زندگي من
.
.
.
اينم براي دل سو :wink: لماز جون



پس دل من چي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ :( سعيد شايسته :cry:
تو كه خوشگل و شهره عالمي
تو كه حس قشنگه حالمي
نرو از بر من تا دور دور
تو كه معجزه بخش عالمي
.
.
گلي خوشگلي گلي دلبري گلي از همه زيبا تري
گلي واسه من گلي واسه عشق گلي از همه مغرور تري
.
اينم برا دل شما آرزو جان.من خودم زياد ازش خوشم نمياد :wink:

pooya
سه شنبه ۱۸ دي ۱۳۸۶, ۱۸:۲۶
چرا وقتی كه آدم تنها ميشه
غم و غصه اش قد يك دنيا ميشه
ميره يك گوشه پنهون ميشينه
اونجا رو مثل يه زندون ميبينه
غم تنهايی اسيرت ميكنه
تا بخوای بجنبی پيرت ميكنه
وقتی كه تنها ميشم اشك تو چشام پر ميزنه
غم مياد يواش يواش خونه دل در ميزنه
ياد اون شب‌ها می‌افتم زير مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می‌نشستيم من و يار
غم تنهايی اسيرت ميكنه تا بخوای بجنبی پيرت می‌كنه
ميگن اين دنيا ديگه مثل قديما نمی شه
دل اين آدما زشته ديگه زيبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب ميزنه
اشك اين ابرا زياده ولی دريا نميشه
غم تنهايی اسيرت ميكنه تا بخوای بجنبی پيرت می‌كنه
:wink:

سولماز
جمعه ۲۱ دي ۱۳۸۶, ۱۸:۰۹
من اگه نباشم
كي واسه هميشه
تو رو مي پرسته
كي برات ميميره
كي نميشه خسته
كي تو رو ميزاره
روي دو تا چشماش
كي اگه نباشي
ميگيره نفس هاش
:x :) :x
( كامران و هومن )

سولماز
جمعه ۲۱ دي ۱۳۸۶, ۱۸:۱۲
چرا نام خواننده ها رو نمي نويسيد
بيشتر شعرها رو معلوم نيست كي خونده :?

pooya
شنبه ۲۲ دي ۱۳۸۶, ۱۹:۲۴
چرا نام خواننده ها رو نمي نويسيد
بيشتر شعرها رو معلوم نيست كي خونده :?
سلام
سولماز خانوم اكثر شعرها معروف هستند و مشخص ...
اما چشم من سعي مي كنم نام خواننده ها رو بنويسم
:wink:

pooya
شنبه ۲۲ دي ۱۳۸۶, ۱۹:۲۷
رفتی و بی تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده
دل که می گفتم محرمه با من
کاشکی می دیدی بی تو چه کرده

ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من

با تو به هر غم سنگ صبورم
بی تو شکسته تاج غرورم
با تو یه چشمه چشمهء روشن
بی تو یه جادم که سوت و کورم

ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من

چشمهء اشکم بی تو سرابه
خونهء عشقم بی تو خراب
شادیا بی تو مثل حبابه
سایهء آهه نقش بر آب
( با صداي مرجان )
:wink:

pooya
يکشنبه ۲۳ دي ۱۳۸۶, ۱۸:۴۲
دوستم داشته باش،

باد ها دلتنگ اند ،دستها بیهوده،چشم ها بی رنگند.

دوستم داشته باش،

شهرها می لرزند،برگها میسوزند،یادها میگندند.

بازشوتاپرواز،سبزباش از آواز،

آشتی کن بارنگ، عشق بازی با ساز،

دوستم داشته باش.

سیبها خشکیده،یاسها پوسیده،شیر هم ترسیده،

دوستم داشته باش،عطرها در راهند،دوستت دارم ها،آه،چه کوتاهند.

دوستت خواهم داشت،

بیشترازباران،گرمترازلبخند ،داغ چون تابستان

دوستت خواهم داشت،

شادترخواهم شد،ناب تر،روشن تر،بارور خواهم شد،

دوستم داشته باش،

برگ راباورکن،آفتابی ترشو،باغ راباورکن،

دوستم داشته باش عطرها در راهند،دوستت دارم ها،آه،چه کوتاهند.

خواب دیدم، درخواب آب،آبی تربود،

روزپرسوزنبود،زخم شرم آوربود،

خواب دیدم درتو،رودازتب می سوخت،

نورگیسو می بافت ،باغچه گل می دوخت.

دوستم داشته باش،عطرهادرراهند،دوستت دارم ها،آه،چه کوتاه

( شهريار قنبري )
:wink:

آرزو
دوشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۶, ۱۶:۱۷
گلي كه حرف نداره

ولي اين ساميار تركونده به خدا


بچه هاي فروم بياين همتون با اين آهنگ برقصيم به خدا



من برات بيس مي زنم
تا تو رو برقصونم

تو برام ناز مي كني .... منم برات بيس مي زنم

تو دنياي مني ....عاشق رقصيدني .... شعر آخر مني ....فقط فقط مال مني

من برات بيس مي زنم
تا تو رو برقصونم

تو برام ناز مي كني .... منم برات بيس مي زنم

تو ..دنياي مني ....عاشق رقصيدني .... شعر آخر مني ....فقط فقط مال مني




دوباره مهموني من چرا دعوت نشدم

نبايد مي اومدم من چرا عاقل نشدم

صف دختر پسر ها ...داره غوغا مي كنه

فكر ديدن تو امشب ...دلمو مي لرزونه



شلوار جين و يه كت مشكي پوشيدم

به تمام بدنم ...عطر دي ان جي مو زدم

دوباره در خونتون بنز و بي ام و پارك شده

جاي مهمون نمي شد ... جاي دي جي اومدم

تا برات بيس بزنم... تا تو رو برقصونم

تا برام ناز بكني ....منم برات بيس بزنم


تو تا صبح مي رقصي و منم برات آهنگ مي خونم

با تمام حسوديم تو رو تماشا مي كنم

كاش مي شد يه روز بياد تا منو تحويل بگيري

كاش مي شد داد بزنم بگم كه دوست دخترمي


يه لحظه منو ميبيني و يه لبخند مي زني

دنيا آروم مي شه و بهم يه چشمك مي زني



من كه دي جي شبم ..... تويي پروانه رقص

بيا تا صبح نشده واسه دي جي ات برقص


من برات بيس مي زنم
تا تو رو برقصونم

تو برام ناز مي كني .... منم برات بيس مي زنم

تو ..دنياي مني ....عاشق رقصيدني .... شعر آخر مني ....فقط فقط مال مني

سولماز
دوشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۶, ۲۰:۰۵
این هم یه شعر از معین

یه روز سراب منُ خواب منُ شراب من تو بودی و تو

امروز شهاب منُ تاب منُ عذاب من تو هستی و تو

یه روز بهار منُ یار منُ قرار من تو بودی و تو

امروز خزان منُ زوال منُ زیان من تو هستی و تو

ستاره ها رو شمردم

نیومدی و نمردم

بیا که جون نسپردم

بیا که جون نسپردم

pooya
سه شنبه ۲۵ دي ۱۳۸۶, ۱۹:۴۱
دیدی گفتم
دیدی گفتم که یه روز پر می کشی تو هوا
دیدی گفتم که تو هم می ری به خاطره ها
می یاد اون روز که نمی گیری سراغ از ما

می دونستم
می دونستم که دل سرد توموندنی نیست
رفتی . پرکشیدی دل نشست و گریست
نمونده برام جز اشک چشم و دو گونه ئ خیس

دلی که بی نیازه همش فکرپروازه . می خواد بذاره بره
قلبی که غم نداره همش فکرفراره
موندن براش مشکله

( فرشيد امين )
:wink:

pooya
پنجشنبه ۲۷ دي ۱۳۸۶, ۱۹:۲۷
سردی نگاهو بشکن فاصله سزای ما نیست

تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست

بودن تو آرزومه حتی واسه یه لحظه

می میرم بی تو

خوندن من یه بهانه است یه سرود عاشقانه است

من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم

تو خودت دلیل بودنم بی تو شب سحر نمی شه

می میرم بی تو

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم

حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم

واست میمیرم

جواب دنیا رو میدم با تو می مونم

واسه همیشه

خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم

توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم

با تو می مونم واسه همیشه

:wink:

pooya
چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۶, ۱۹:۴۳
آدما از آدما زود سیر میشن
آدما از عشق هم دلگیر میشن
آدما رو عشقشون پا میزارن
آدما آدم تنها میزارن
من و دیگه نمی خوای خوب می دونم
تو کتاب دلت این و می خونم
یادت اون عشق روزها یادته
اون همه دیونه گیها یادته
تو می گفتی که گناه مقدسه
اول و آخر هر عشق هوسه
آدما آخ آدمای روزگار
چی میمونه از شماها یادگار
دیگه از بگو مگو خسته شدم
من از اون قلب دو رو خسته شدم
نمی خوای بمونی توی این خونه
چشم تو دنبال چشمای اونه
همه حرفای تو یک بهونه ست
اون جهنمی که میگی این خونه ست
:wink:

آرزو
چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۶, ۲۲:۳۴
پویا جان چیکار کردی

تو هم گوگوش :x

pooya
پنجشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۶, ۱۸:۱۲
پشت این پنجره ها دل می گیره

غم وغصه دل و تو می دونی

وقتی از بخت خودم حرف می زنم

چشام اشک بارون میشه تو می دونی

عمری غم تو دلم زندونی دل من زندون داره تو می دونی

هرچی بهش میگم توآزادی دیگه میگه من دوست دارم تو می دونی

می خوام امشب با خودم شکوه کنم

شکوه های دلمو تو میدونی

بگم ای خدا چرا بخت من سیاس

چرا بخت من سیاس تو می دونی

پنجره بسته میشه شب می رسه

چشام آروم نداره تو میدونی

اگه امشب بگذره فردا میشه

اگه فرداچی بشه تو میدونی

عمری غم تو دلم زندونی دل من زندون داره تو می دونی

هرچی بهش میگم تو آزادی دیگه میگه من دوست دارم تو می دونی
:wink:

pooya
جمعه ۵ بهمن ۱۳۸۶, ۱۹:۱۸
چی صدا کنم تو رو
تو که از گل بهتری
کاشکی بد بودی عزیزم
میشد از یادم بری
کاشکی دل سنگ بودی
تا که دلتنگ نبودم
کاشکی بد بودی تا من
این همه یکرنگ نبودم
تو به عاشقانه خوندن منو عادت دادی
تو با خوبیات آخه منو خجالت دادی
چی بگم هرچی بگم از خوبیات کم گفتم
با تو از شادی و بی تو همش از غم گفتم
بگو چه فایده داره
که تو خوبیو ولی
من به سرزمین دلتنگی تو تبعیدم
تو چیکار کردی که من
از همه دنیا بریدم
تو چیکار کردی که من
از همه دنیا بریدم
چی صدا کنم تو رو
تو که از گل بهتری
کاشکی بد بودی عزیزم
میشد از یادم بری
:wink:

pooya
دوشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۶, ۲۰:۵۱
حس تو
نبض تو
دست تو
خاطره شد
عشق تو
یاد تو
اسم تو
خاطره شد
مثل یه قصه زیبا
مثل یه خواب کوتاه
من اسمتو گذاشتم
قشنگترین اشتباه
بی تو هر لحظه من
شکست بی صدا بود
این خنده ها دروغه
بی تو شادی کجا بود
حس نوازش تو هنوز رو پوست منه
گرمی خوب دستات منو آتیش میزنه
روزهای شادی و عشق حیف که چه زود میگذره
از قصه منو تو چی موند بجز خاطره
یه قاب عکس خالی زیر غبار همیشه
یه پنجره که هر گز به جایی باز نمیشه
گرفته هر ستاره فانوس عشق به راهت
نرفت از یاد آینه
هنوز رنگ نگاهت
رفتی تو از زندگیم انگار که یک خواب بودی
تو لحظه های عمرم افسوس که کمیاب بودی
میدونستم از اول این رسم زندگی نیست
خوشبختیها زود گذر هرگز همیشگی نیست
بدنبال یه رویا که دست نیافتنی بود
میدونستم از اول قلبم شکستنی بود
مثل یه قصه زیبا
مثل یه خواب کوتاه
من اسمتو گذاشتم
قشنگترين اشتباه
:wink:

pooya
پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۶, ۱۹:۰۵
بیا کنارم سرو ناز بی تاب
بیا کنارم زیر طاق مهتاب
عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا
بیا کنارم ساقه ی بهاره
رو فرش برگ و پولک ستاره
خمار شعرم می شکنه پیش تو
عجب شرابی نفس تو داره
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
تن حریرت جوی عطر جاری
صدای گرمت غیرت قناری
بذار بگیرم مثل تور دریا
تو رو در آغوش ، ماهی فراری

بیا کنارم سرو ناز بی تاب
بیا کنارم زیر طاق مهتاب
عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
اگه بدونن ابر و باد و بارون
چه دلنوازه این شب مهربون
هجوم می آرن روی چرت کوچه
صدای شهر رو می برن آسمون
غروب گذشت و شب رسید به نیمه
تب تو می خواد گل سرخ هیمه
بگو بخوابن همه اهل دنیا
هنوز یک نیمه مونده از شب ما

گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
:wink:

pooya
جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶, ۱۹:۵۵
Hotel California

On a dark desert highway, cool wind in my hair
Warm smell of colitas, rising up through the air
Up ahead in the distance, I saw a shimmering light
My head grew heavy and my sight grew dim
I had to stop for the night

There she stood in the doorway;
I heard the mission bell
And I was thinking to myself,
'This could be Heaven or this could be Hell'
Then she lit up a candle and she showed me the way
There were voices down the corridor,
I thought I heard them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
Plenty of room at the Hotel California
Any time of year, you can find it here

Her mind is Tiffany-twisted, she got the Mercedes bends
She got a lot of pretty, pretty boys, that she calls friends
How they dance in the courtyard, sweet summer sweat.
Some dance to remember, some dance to forget

So I called up the Captain,
'Please bring me my wine'
He said,'We haven't had that spirit here since nineteen sixty nine'
And still those voices are calling from far away,
Wake you up in the middle of the night
Just to hear them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place
Such a lovely face
They livin' it up at the Hotel California
What a nice surprise, bring your alibis

Mirrors on the ceiling,
The pink champagne on ice
And she said 'We are all just prisoners here, of our own device'
And in the master's chambers,
They gathered for the feast
The stab it with their steely knives,
But they just can't kill the beast

Last thing I remember, I was
Running for the door
I had to find the passage back
To the place I was before
'Relax,'said the night man,
We are programmed to receive.
You can checkout any time you like,
but you can never leave!

*************************************************

هتل کالیفرنیا

در یک بزرگراه صحرایی تاریک ، نسیم خنک در موهایم

رایحه گرم در هوا می پیچد

روبرویم در دور دست ، نوری را دیدم که سوسو میزد

سرم سنگین و سوی چشمانم ضعیف شد

ناچار بودم شب را در جایی توقف کنم

کسی آنجا جلوی در ایستاده بود

صدای زنگی را شنیدم و با خود فکر میکردم

این میتواند جهنم یا بهشت باشد

بعد او شمعی را روشن کرد و راه را به من نشان داد

در راهرو صدا هایی می آمد

که فکر میکردم میگویند:

به هتل کالیفرنیا خوش آمدی

چه مکان دوست داشتنی ای

چه چهره دوست داشتنی ای

اتقهای زیادی در هتل کالیفرنیا وجود دارد

هر زمان از سال میتوانی آنرا اینجا بیابی

ذهن او همچون پارچه توری بهم ریخته است

و خمیدگیهای مرسدس را دارد

پسرهای خوش قیافه ای بودند که آنها را دوست مینامیدشان

آنها چگونه در حیاط میرقصیدند ، عرق ریزی شیرین تابستان

بعضی رقصها برای در یاد ماندن، بعضی رقصها برای فراموشی

پس کاپیتان را صدا زدم

لطفا برایم مشروب بیاورید

او گفت ما آن شراب را از سال ۱۹۶۹ تا حالا نداشته ایم

و همچنان آن صداها از دور دست ندا میدهندو در میانه های شب بیدارت میکنند

تا صدایشان را بشنوی که میگویند....

به هتل کالیفرنیا خوش آمدی

چه مکان دوست داشتنی ای

چه چهره دوست داشتنی ای

آنها در هتل کالیفرنیا زندگی میکنند

اشتباهت چه سورپریز جالبی را به ارمغان آورده

آینه های روی سقف

شامپاین صورتی صورتی با یخ

و او گفت همه ما اینجا زندانی عقایدمان هستیم

آنها در تالار های ارباب برای جشن جمع شده بودند

و با چاقو های فلزیشان ضربه میزدند

ولی نتوانستند اهریمن را از پا در بیاورند

آخرین چیزی که بیاد می آورم

در حال دویدن بسوی در بودم

برای پیدا کردن راهی برای برگشت

به جایی که قبلا بودم

که نگهبان شب گفت : آرام باش

ما برای پذیرایی برنامه ریزی کرده ایم

میتوانی هر وقت خواستی تسویه حساب کنی

ولی هیچ وقت نمیتوانی اینجا را ترک کنی
:wink:

سميرا
شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶, ۲۱:۱۴
مرسي واقعا زحمت كشيدي.عالي بود :wink:

سميرا
شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶, ۲۱:۱۹
اگه دستم به جدايي برسه
اونو از فاصله ها خط ميزنم
از دل تنگ تموم آدما
از شب و روز خدا خط ميزنم

اگه دستم برسه به آسمون
با ستاره ها قيامت ميكنم
نميزارم كسي عاشق نباشه
ما ه و بين همه قسمت ميكنم

وقتي گاهي من و دل تنها ميشيم
حرفاي نگفتني رو ميشه ديد
ميشه تو سكوت بين ما دو تا
خيلي از نگفتني هارو شنيد

قصه جدايي ما آدما
قصه ي دوري ماست از خودمون
قصه ي من . تو از لحظه عشق
قصه ي سادگي گم شدمون.
:D

آرزو
يکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۱۷:۵۹
ستاره بارون چشاش اشکاشو دست کم نگير بگو بخنداش مال تو گريه هاشو ازم نگير

از تو نگاه اون بگير ستاره هاي بيشمار اما بار جداييشو رو شونه هاي من نزار


گريه هاشو به من بده خنده چشماش مال تو اشکاي شورش مال من بگو بخنداش مال تو
فقط مي خوام باروني شه بباره رو ترانه هام من از چشمهاي شور اون چيز زيادي نميخوام


بهشت چشماش مال تو من تو نگاش گر مي گيريم تو مهربونيشو مي خواي من واسه اخماش مي ميرم

pooya
يکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۱۹:۰۱
ای که سیاهه چشمات همرنگ روزگارم
از دست تو چه روز و چه روزگاری دارم
هزار تا وعده دادی نیومدی مارو کاشتی
این دل مهربونو چشم‌انتظار گذاشتی
برای بی‌وفایی هزار بهونه داری
هزار و یک شکایت از این زمونه داری

چه روز و روزگاریه وای چه شبای تاریه
دل پی بی‌قراری و عاشق ما فراریه
اون روز و روزگاری بود زمستون و بهاری بود
تو شادی و تو غصه‌مون حال و هوای یاری بود
برای بی‌وفایی هزار بهونه داری
هزار و یک شکایت از این زمونه داری
چشم‌انتظارم نذار تاریک و تارم نذار
بیشتر از این غصه رو رو کوله‌بارم نذار
:wink:

سميرا
يکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶, ۲۱:۱۹
با سقوط دستاي ما
در تنم چيزي فرو ريخت
هجرتت اوج صدامو
از فراز شاخه آويخت
اي زلال سبز جاري
جاي خوب غسل تعميد
بي تو بايد مرد و پژمرد
زير خاك باغچه پوسيد

فصلي كه من با تو ما شد
فصل سبز خواهش برگ
فصل خاكستري مرگ

تو بكو جز تو كدوم رود
ناجي لب تشنگي بود
جز تو آغوش كدوم باد
سايگاه خستگي بود

بي تو بايد بي تو بايد
تا نفس دارم ببارم
من براي گريه كردن
شونه هاتو كم ميارم

چشم تو با هق هق من
با شكستن آشنا نيست
اين شكستن بي صدا بود
هر صدايي كه صدا نيست

pooya
دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۱۹:۴۵
وای بر من
گر تو آن گم کرده ام باشی
که بس دور است بین ما
که این سو که این سو
پیرمردی با سپیدی های مو
و هزاران بار مردن رنج بردن
با خمی در قامت از این راه دشوار
که این سو
دستها خوشکیده
دل مرده
به ظاهر خنده ای بر لب
و گاهی حرفهای پیچ در پیچ
و هم هیچ
و گه گاهی و گه گاهی
دو خط شعری
که گویای همه چیز است و خود ناچیز

و گه گاهی دو خط شعری
که گویای همه چیز است و خود ناچیز
وای بر من
گر تو آن گم کرده ام باشی
گر تو آن گم کرده ام باشی
وای بر من
گر تو آن گم کرده ام باشی
که بس دور است بین ما
که آن سو که آن سو
نازنینی غنچه ای شاداب و
صدها آرزو بر دل
دلی گهواره عشقی
که چندی بیش نیست شاید
و از بازیچه بودن سخت بیزاریست
وای بر من
گر تو آن گم کرده ام باشی
که بس دور است بین ما
و عاشق گشتن و عاشق نمودن
سخت دشوار است
:wink:

pooya
چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۶, ۱۴:۵۱
به کسی بر نخوره

من یکی پنجرم رو می بندم

این همه پنجره باز بسه

من به قاب آینه می خندم



به کسی بر نخوره

من یکی پیش خودم می مونم

در شب بی کسی و بی حرفی

برای دل خودم می خونم



به کسی چه این صدا این حنجره مال منه

کی مثل من لحظه هاشو زیر آواز می زنه

کی بجز من می تونه خاطرهاشو بشمره

جز خود من کی به فکر موندن و سر رفتن


به کسی بر نخوره

اگه تنهایی خوبی دارم

اگه از خلوت خود سر مستم

اگه چون باران بی آزارم


به کسی بر نخوره

اگه دستم پر عطر یاسه

اگه در پیله خود خوشبختم

کسی جز من منو نمی شناسه


به کسی بر نخوره

اگه من اهل خراب آبادم

شجره نامه من مال منه

به کسی چه من یکي آزادم
:wink:

سميرا
چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۶, ۲۲:۵۴
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنهء كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توي شيشهء فردا زد و رفت
حيووني تازگي آدم شده بود
به سرش هواي حوٌا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
زنده ها خيلي براش كهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هواي تازه دلش ميخواست ولي
آخرش توي غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختي مي گشت
خودشم قفلي رو قفلا زد و رفت

يادش زنده باد...

pooya
شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۶, ۱۸:۲۴
دل به غم سپرده ام

درعبور سال ها

زخمی از زمانه و

خسته از خیال ها

چون حکایتی مگو

رفته ام ز یادها

برگ بی درختم و

در مسیر بادها

نه صدایی ... نه سکوتی ... نه درنگی ... نه نگاهی

نه تو را مانده امیدی ... نه مرا مانده پناهی

نیش ها و نوش ها چشیده ام

بس روا و ناروا شنیده ام

هر چه داغ را به دل سپرده ام

هر چه درد را به جان خریده ام

در مسیر بادها

هر چه داغ را به دل سپرده ام

هرچه درد را به جان خریده ام

در عبور سال ها

نه صدایی ... نه سکوتی ... نه درنگی ... نه نگاهی

نه تو را مانده امیدی ..... نه مرا مانده پناهی
:wink:

pooya
سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۲۰:۳۷
شکوفه می رقصد از باد بهاری
شده سر تا سر دشت سبز و گلناری

شکوفه های بی قرار روز آفتابی
به صبا بوسه دهند با لب سرخابی

ای شکوفه خنده تو جلوه ها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
:wink:

pooya
پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۶, ۱۹:۵۳
بازم تنگه غروبه ای خدا دلم تنگه
هر جا که برم من آسمون همين رنگه
ای آسمون کبود مگه من چه بد کردم
که دلم ز دام بلا نشود رها يک دم

دانی دلم چه خواهد شهد از لبش چشيدن
از او به يک اشاره از من به سر دويدن
ای آن که در ره تو از جان و سر گذشتم
از کوچه تو ديشب با چشم تر گذشتم
ای آسمون کبود مگه من چه بد کردم
که دلم ز دام بلا نشود رها يک دم
:wink:

آرزو
چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۶, ۱۷:۲۷
بازم تنگه غروبه ای خدا دلم تنگه
هر جا که برم من آسمون همين رنگه
ای آسمون کبود مگه من چه بد کردم
که دلم ز دام بلا نشود رها يک دم

دانی دلم چه خواهد شهد از لبش چشيدن
از او به يک اشاره از من به سر دويدن
ای آن که در ره تو از جان و سر گذشتم
از کوچه تو ديشب با چشم تر گذشتم
ای آسمون کبود مگه من چه بد کردم
که دلم ز دام بلا نشود رها يک دم
:wink:

:x :x :x

سپیدار999
پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۶, ۰۰:۳۴
چشم مستت چه كند با من بيمار امشب
اين دل تنگ من و اين تن تبدار امشب
بيش از اين مرغ سحر خون به دل ريش مكن
كه به كنج قفسم چون تو گرفتار امشب
اخر اي اشك دل سوخته ام را مددي
كه به جز ناله مرا نيست پرستار امشب

pooya
جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۸۶, ۲۰:۱۵
کی مهربونیتو گرفت
از منه غرقابه ی درد
کی دستای عزیزتو
تبر برای ساقه کرد
کینه رو کی یاده تو داد
تو هم شدی مثل همه
از تنه گرم عاشقت
کی ساخته یک مجسمه
نمیشه باورم تویی
نه اینکه چشمای تو نیست
تو طاقتت نبود منو
ببینی با چشمای خیس
قد تمومه درد من
تو داشتی کهنه مرهمی
دیروز بودی مرگ غمم
امروز تولد غمی
از لب قصه سازه تو
مونده صدای دشمنی
سخته که باورم بشه
تو همون عاشق منی
نمیشه باورم تویی
نه اینکه چشمای تو نیست
تو طاقتت نبود منو
ببینی با چشمای خیس
:wink:

pooya
چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۶, ۱۹:۲۲
رفیق من سنگ صبور غمها

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمیفمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دلزده از لیلی ها

خیلی دلم گرفته از خیلی ها

نمونده از جوونی هام نشونی

پیر شدم پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور خونه سرد رو سوت و کور

توی شبهات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست

اگر چه هیچکس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

اگر بیای همونجوری که بودی

کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده

هر که شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه

هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید

همیشه محتاجه به نور خورشید

تنهای بی سنگ صبور خونه سرد رو سوت و کور

توی شبهات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست

اگر چه هیچکس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش
:wink:

pooya
پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶, ۲۰:۱۸
به بچه های تو و من
وقتی یه روز بزرگ شدن
فردا که می خوان بدونن
کجا به دنیا اومدن
بگو جوابمون چیه
حرف حسابمون چیه
تکلیف اون خونه ای که
شده خرابمون چیه ؟
تکلیف اون خونه ای که شده خرابمون چیه ؟
گناه هر چی که گذشت
به گردن ما بود و هست
از ما اگر بتی شکست
بت های تازه جاش نشست
هیچ کس به جز خود ما
از خود ما فریب نخورد
هیچ کس به غیر از خود ما
ما را به بیراهه نبرد

به بچه هامون چی بگیم
بگیم که بی هویتیم
گدای حق خودمون
پشت درای غربتیم

به بچه هامون چی بگیم
که از کدوم ولایتیم
گدای حق خودمون
پشت درای غربتیم
گدای حق خودمون
پشت درای غربتیم
:wink:

آرزو
جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۸۶, ۰۴:۲۷
من تشنگي .تو تشنگي .
كاش كه نمي گذشت بچگي

من بي وفا. تو بيوفا.
چي كار كنه خدا با ما

من انتظار تو انتظار
.من باريدم تو هم ببار

من اعتماد .تو اعتماد.
عشقو چراداديم به باد؟/

و خستگي .من خستگي
.پس چيه معنيش زندگي؟

من پر درد.تو پر درد.
پاييز واسه چي ميشه زرد؟

منم كه تو .تو هم كه من.
پس زير وعده هات نزن.

من خاطره .تو خاطره .
بمون تا يادمون نره

من آرزو .تو آرزو
.پس آرزو كن و بگو.

pooya
جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۸۶, ۲۰:۰۰
بگو ای مرد من
ای از تبارهرچه عاشق
بگو ای در تو جاری خون روشن شقایق
بگو ای سوخته
ای بی رمق
ای کوه خسته
بگو ای با تو داغه عاشقای دل شکسته
بگو با من
بگو از درد و داغت
بزار مرحم بزارم روی زخمات
بزار سر روی شونم گریه سر کن
از اون شب گریه های تلخ هق هق
بزار باور کنم یه تکیه گاهم برای غربت یه مرد عاشق
رها از خستگی ها ی همیشه باورم کن
بزار با خالیه سینم برات آغو ش بسازم
برهنه از لباس و غصه های دور و دیرین
بزار با بوسه های من برات تن بوش باشه
تو با شعر اومدی
عاشق تر از عشق
چه راهی با تو بود از جنس خورشید
کدوم طوفان چراغ و زد روی سنگ
کتاب شعرو از دست تو دزدید
بگو ای مرد من
ای مرد عاشق
کدوم چله ازاین کوچه گذر کرد
هنوز باغچه برامون گل نداده
کدوم پاییز زمستون و خبر کرد
بزار سر روی شونم گریه سر کن
از اون شب گریه های سرد هق هق
بزار باور کنم یه تکیه گاهم
برای غربت یه مرد عاشق
:wink:

pooya
چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۶, ۲۰:۲۷
بهار بازم بیا عشقو بیارش
بده هر یاری رو دست نگارش
بهار اومد گلها وا شد
دل ما باز خاطرخواه شد
بهار اومد هوا خوبه
نگار من چه محجوبه
نگار من چه محجوبه
بهار بازم بیا عشقو بیارش
بده هر یاری رو دست نگارش
سری زدم به صحراها عجب بوی خوشی دارد
سری زدم به دریاها هوای دلکشی دارد
همین عطرها همین بوها منو دوباره عاشق کرد
همین نسیم شب بوها منو دوباره عاشق کرد
بهار بازم بیا عشقو بیارش
بده هر یاری رو دست نگارش
:wink:

pooya
چهارشنبه ۷ فروردين ۱۳۸۷, ۰۰:۵۳
ضیافت های عاشق را
خوشا بخشش ، خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق
برای گم شدن در یار
چه دریایی میان ماست
خوشا دیدار ما در خواب
چه امیدی به این ساحل
خوشا فریاد زیر آب
خوشا عشق و
خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن
خوشا از عاشقی مردن
اگر خوابم اگر بیدار
اگر مستم اگر هوشیار
مرا یارای بودن نیست
تو یاری کن مرا ای یار
تو ای خاتون خواب من
من تن خسته را دریاب
مرا هم خانه کن ، تا صبح
نوازش کن مرا ، تا خواب
همیشه خوابتو ددین
دلیل بودن من بود
چراغ راه بیداری اگر بود
از تو روشن بود
نه از دور و نه از نزدیک
تو از خواب آمدی ای عشق
خوشا خودسوزی عاشق
مرا آتش زدی ای عشق
:wink:

pooya
جمعه ۹ فروردين ۱۳۸۷, ۰۰:۲۲
همین امروز که میشه فردای دیروز
همین امروز که میشه روزی ، پریروز
می نویسم رو تن سفید ابرا
منم عاشق تر از آفتابی فردا
عاشقم ، عاشق امروز
هرچی بود ، گذشته دیروز
بیا تا عاشق بمونیم
من و تو تنهاییم امروز
فردا رو کسی ندیده
دیروزم که پر کشیده
بیا تا عاشق بمونیم
همین امروز ، همین امروز
:wink:

pooya
چهارشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۸۷, ۰۱:۱۴
من با زخم زبونات رفيقم...
مرهم بذار با حرفات رو زخم عميقم‌...
با تو ام که داری به گريه‌م می‌خندی ...
کاش می‌شد بيای و ...
به من دل ببندی...
:wink:

pooya
پنجشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۷, ۱۹:۲۴
پشت هم گزارش سقوط مرگ
پشت هم خطابه سایه مرگ
خبر خود سوزی ترانه کش
خبر توقیف یک صدای خوش

خبر پریدن عطر گلاب
خبر دزدیدن یک شعر ناب
پشت هم مراسم جایزه دار
خبر قتل گلی وقت فرار

تو فقط مبارک و خوش خبری
از همه گل خونه ها تازه تری
تو فقط حادثه ای خجسته ای
که غریبانه به گل نشسته ای

پشت هم برنده ای از نا کجا
پشت هم دونده ای بی دست و پا
خبر بوسیدن گریه یار
خبر عروسی من با بهار

پخش یک مسابقه بی قهرمان
پخش چهچه تا سحر بی لقمه نان
پشت هم مصاحبه با میر غضب
پشت هم سوزن و نخ بر لب شب

تو فقط مبارک و خوش خبری
از همه گل خونه ها تازه تری
تو فقط حادثه ای خجسته ای
که غریبانه به گل نشسته ای

بهترین خبر همین حضور تو
خبر حادثه عبور تو
پخش یک گزارش از خنده تو
بغض تو پرواز پر کنده تو

پشت هم ضیافت موج و صدف
پیش تو ستاره ها آخر صف
پشت هم نمایش دیدار ما
من و تو بارون پشت شیشه ها

تو فقط مبارک و خوش خبری
از همه گل خونه ها تازه تری
تو فقط حادثه ای خجسته ای
که غریبانه به گل نشسته ای...
:wink:

pooya
شنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۷, ۲۱:۱۱
شنبه من بد بد
روز عشق سرسری
گریه های بیخودی
خنده بی خبری
صبح یکشنبه میاد
مثل یک صخره سرد
شکل بی شکل کشیش
بر سر صلیب درد

غیبت عشقه که مارو می کشه
سیل بی رحمه، بهارو می کشه

دفتر دوشنبه های بی کسی
میگه تار موی یارم کم شده
روی روسریش باید خط بکشم
وقتی رخت خونه مون پرچم شده
از سر سه شنبه های موج و کف
هر پناهنده یه قایق می خره
راه لب شکسته های ما پره
تا بخواهی صدفای بی سره

غیبت عشقه که مارو می کشه
سیل بی رحمه، بهارو می کشه

عصر چارشنبه هنور
میگه یک بیرق بدوز
بی شناسنامه بسوز
آدم روز به روز
روز پنجشنبه میاد
جوری که نیومده
سرخ سرخ و داغ داغ
مثل یک آتشکده
جمعه از لهجه دریا خیس خیس
میگه قصه دو ماهی بنویس

غیبت عشقه که مارو می کشه
سیل بی رحمه، بهارو می کشه
:wink:

سوته دلان
چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۸۷, ۱۳:۲۰
دلم تنگ است
دلم ميسوزد از باغي كه ميسوزد
نه ديداري نه بيداري
نه دستي از سر ياري
مرا آشفته مي دارد چنين آشفته بازاري

تمام عمر بستيم و شكستيم
به جز بار پشيماني نبستيم
جواني را سفر كرديم تا مرگ
نفهميديم به دنبال چه هستيم
عجب آشفته بازاري است دنيا
عجب بيهوده تكراري است دنيا

چه رنجي از محبتها كشيديم
برهنه پا به تيغستان دويديم
نگاه آشنا در آن همه چشم
نديديم و نديديم و نديديم


سبكباران ساحلها نديدند
به دوش خستگان باري است دنيامرا در موج حسرتها رها كرد
عجب يار وفاداري است دنياعجب آشفته بازاري است دنيا
عجب بيهوده تكراري است دنيا
ميان آنچه بايد باشد و نيست
عجب فرسوده ديواري است دنيا
عجب درياي طوفاني است دنيا
عجب خواب پريشاني است دنيا
عجب يار وفاداري است دنيا

http://www.radekaphotography.com/images/Rainbow.jpg

pooya
شنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۷, ۲۱:۰۶
چون سرابی در کویر ، چون خیالی دلپذیر
رفته بودی آمدی ، اما چه دیر ، اما چه دیر
رفتی و آمد بهار ، بیقرارم بیقرار
خاطراتت را فقط از من مگیر ، از من مگیر
با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم
پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم
با هزاران آرزو ، با صد هزار شوق و امید
از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید
ای دریغ از عمر رفته ، ای دریغ
قصهٔ ابریشم و بیداد تیغ
خاطراتم لحظه لحظه رنج موعودم شده
چشمه وقت تشنگی آب گل آلودم شده
همچو ماه آسمان از من گریزان میشوی
مثل شب در ظلمت هر سایه پنهان میشوی
:wink:

pooya
سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۷, ۱۷:۳۸
یک روز از خواب پا می‌شی
می‌بینی رفتی به باد
هیچ‌کس دور و برت نیست
همه‌ رو بردی ز یاد

چند تا موی دیگه‌ت سفید شد
ای مرد بی اساس
جشن تولد تو
باز مجلس عزاست
بریدی از اساس

قوز پشتت بیشتر شد
شونه‌هات افتاده‌تر
پیرامونت رو ببین با دقت
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی
این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

ای عرش کبریایی
چیه پس تو سرت؟
کی با ما راه می‌آیی
جون مادرت؟
:wink:

pooya
شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۷, ۲۰:۰۸
نمی دونم که عشقو از چی ساختن
به پای عشق چه زندگیا باختن
چه اشکهایی که در راهش ازش موند
چه دلهایی با آتیشش گداختن

میگن پریزاده آسمونه
راز دل آدمارو میدونه
میگن صداش صدای مرغ عشقه
هرجا دلی تنها باشه میخـو نه
چشمای من لبریز انتظاره
تو سینه ام یه قلب بی قراره
بگیر تو دستای منو تو دستات
به من بده زندگی دوباره
به من بده زندگی دوباره

عشق واسه من یه راه بیا بونه
قلب من از شادی و خنده دوره
میگن که عشق ، مرحم زخم کهنه است
قلبی که عاشقه یه کوه نوره
میگن که عشق مثال خواب و رویاست
رویایی که خیلی قشنگ و زیباست
لطافتش برگ گلای لاله است
شکوه عشق به وسعت یه دریاست
چشمای من لبریز انتظاره
تو سینه ام یه قلب بی قراره
بگیر تو دستای منو تو دستات
به من بده زندگی دوباره
به من بده زندگی دوباره
:wink:

pooya
دوشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۲۰:۳۸
شمع و پروانه منم
یار پيمانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم

از خود بيگانه منم
مست ميخانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم

چون باد صبا در به درم
با عشق و جنون هم سفرم
شمع شب بي سحرم
از خود نبود خبرم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم

اي خداي من
شنو نواي من
زمين و آسمان تو مي لرزد
به زير پاي من
مه و ستاره گان تو مي سوزد
زناله هاي من
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم

واي از اين شيدا دل من
مست و بي پروا دل من
سرمايه سودا دل من
رسوا دل من
شيدا دل من
نامه تنها دل من
شام بي فردا دل من
مجنون هر صحرا دل من
رسوا دل من
شيدا دل من
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
رسواي زمانه منم
ديوانه منم
:wink:

pooya
چهارشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۲۱:۰۳
ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ...ایران من...
ای ز تو هستی گرفته ریشه ام
نیست جز اندیشه ات اندیشه ام
آرشی داری به تیر انداختن
دست بهرامی به شیر انداختن
کاوه ی آهنگری ضحاک کش
خود که دشمن افکنی ناپاک کش
رخشی و رستم بر او پا در رکاب
تا نبیند دشمنت هرگز به خواب
مرزداران دلیرت جان به کف
سرفرازان سپاهت صف به صف
خون به دل کردند دشت و نهر را
بازگرداندند خرمشهر را
ای وطن ای مادر ایران من
مادر اجداد و فرزندان من
خانه من بانه ی من توس من
هر وجب از خاک تو ناموس من
ای دریغ از تو که ویران بینمت
بیشه را خالی ز شیران بینمت
خاک تو گر نیست جان من مباد
زنده بر این بوم و بر یک تن مباد
وطن یعنی همه آب و همه خاک
وطن یعنی همه عشق و همه پاک
به گاه شیرخواری گاهواره
به دور درد پیری عین چاره
وطن یعنی پدر، مادر، نیاکان
به خون و خاک بستن عهد و یمان
وطن یعنی هویت ، اصل، ریشه
سرآغاز و سرانجام و همیشه
وطن یعنی سرای ترک کرد فارس
وطن یعنی خلیج تا ابد فارس
وطن یعنی دو دست از جان کشیدن
به تنگستان و دشتستان رسیدن
زمین شستن ز استبداد و از کین
به خون گرم در گرمابه ی فین
وطن یعنی اذان عشق گفتن
وطن یعنی غبار از عشق رفتن
وطن یعنی هدف یعنی شهامت
وطن یعنی شرف یعنی شهادت
وطن یعنی گذشته ، حال ، فردا
تمام سهم یک ملت ز دنیا
وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همین جا یعنی ایران...
وطن یعنی رهایی ز آتش و خون
خروش کاوه و خشم فریدون
سپاه جان ز خوزستان کشیدن
آتش را به جان ارزان خریدن
:wink:

pooya
شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۲۱:۰۸
اون كه يه وقتي تنها كسم بود
تنها پناه دل بيكسم بود
تنهام گذاشت و
رفت از كنارم
از درد دوريش من بي قرارم
خيال ميكردم پيشم ميمونه
ترانه عشق واسم ميخونه
خيال ميكردم يه همزبونه
نميدونستم نامهربونه
با اينكه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم ميسوزم
فكر و خيالش همش باهامه هر جا كه ميرم جلو چشامه
دلم ميخواد تا دووم بيارم رو درد دوريش مرحم بزارم
اما نميشه راهي ندارم
نميتونم من طاقت بيارم
:wink:

pooya
چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۲۰:۵۸
جه خبر از اون آدم های بی نشون
که نیمه شبها واسه دلشون
توی کوجه های شهر می خوندن
"رعنا، تو کجایی؟ رعنا، جه بلایی! "

تو عالم مستی بغض رو می شکوندن
و قصه بهار رو می خوندن
"رعنا، های های! رعنا، آخ، گل مایی! رعنا! "

تسکین دلم باش ای ماه!
تو که توی دل من جا داری!
من آیینه بیدارم، تو سایه روشن این بیداری
حرفی بزن ای سنگ صبور،
که تیرگی رو ازم بر داری

حالا من هم اینجا واسه دل تنگم
توی کوچه های شهر می خونم
یه گوشه دنیا یاد تو هستم
و مثل شمع نیمه جون می مونم
یا بار سفر را بر دار،
یا که بی تو بی نشون می مونم

جه خبر از اون آدم های بی نشون
که نیمه شبها واسه دلشون
توی کوجه های شهر می خوندن
"رعنا، تو کجایی؟ رعنا، آخ سیاهی! "

تو عالم مستی بغض رو می شکوندن
و قصه بهار رو می خوندن
"رعنا، های های! رعنا، آخ، گل مایی! رعنا! "

من از تو جدا بودم
من بودم و ما بودم
ای مونس دل تنهای من
اشک شد، فغان شد
تو شب های مثل یلدای من

ای کاش خبری داشتی
ای کاش سخنی داشتی
ای مونس دل تنهای من
اشک شد، فغان شد
تو شب های مثل یلدای من

کاشکی بی خبر یه روزی برام
جاده ها رو پشت سر می گذاشتی
عقده م رو از دلم بر می داشتی

جه خبر از اون آدم های بی نشون
که نیمه شبها واسه دلشون
توی کوجه های شهر می خوندن
"رعنا، تو کجایی؟ رعنا، جه بلایی! "

تو عالم مستی بغض رو می شکوندن
و قصه بهار رو می خوندن
:wink:

pooya
پنجشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۲۰:۱۱
از برت دامن کشان
رفتم ای نامهربان
از منه آزرده دل
کی دگر بینی نشان
رفتم که رفتم
از من دیوانه بگذر ،بگذر ای جانانه بگذر
هر چه بودی هر چه بودم ناگهان
رفتم که رفتم
شمع بزم دیگران شو جام دسته اینو آن شو
هرچه بودی هر چه بودم بي امان
رفتم که رفتم
بعد از این کن فراموشم که رفتم
دیگر از دست تو می نمینوشم که رفتم
با دلی زود آشنا
گشتم از دامت رها
بی وفا رفتم که رفتم
:wink:

pooya
شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۲۰:۵۷
گل مريم
گل مريم سـر راه تو پرپر کردم
ندانستم قسمهاي تو باور کردم

بيادم... بيادم آمد آن شب در سکوت صحرا
توبودي و من و مهتاب وعطر گلها
رهـا بود زغـم هـا دل ما

رفتي و شد فـــنـا آن رويـا
دردلم شد بي تو هنگامه برپا
درانتظارت عمرم هدر شد
نـفــريـن بـر ا يــن رويـا

گل مريم سـر راه تو پرپر کردم
ندانستم قسمهاي تو باور کردم
:wink:

pooya
چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۲۱:۰۳
به نام بخشنده بزرگ
داور بر حق
به نام خداوند ايثار و انصاف

خارم اگر از خاري
خارم تو مپنداري
دانم كه مرا با گل
يكجا تو نگهداري

گل را تو به آن گويي
كه از عشق معطر شد
آن گل كه فقط گل بود
در حادثه پر پر شد

سوداي تو را دارم
من از دل و از جانم
گفتند كه پيدا شو
ديدند كه پنهانم
گفتند كه پيدا كن
خود را و تو را با هم
گفتم كه پيدا هست
در هر نفس آدم
پيداست و من پنهان
من در تن و او در جان
يك آن نظري كردم
در خود گذري كردم
ديدم كه نه در دوري
نزديك تر از نوري
در راه عبور از تو
من اين همه دور از تو
يك عمر نينديشم
هيهات، تو در پيشم
چشم است كه بينا نيست
در عشق كه اين ها نيست
:wink:

pooya
جمعه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۲۰:۱۵
روزی که می خواستم از شهرمون برم
پیش هزاران چشم تو گریه می کردی
می گفتی با حسرت دیگه برنمی گردی
گفتم که عمر این سفر کوتاه کوتاه
گفتی که یاد من همیشه با تو همراه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد
گفتی که منتظر نشستن آخرین راه
حالا که برگشتم با آرزوهایم
دست قشنگ تو در دست من سرده
میگه نگاه تو کاشکی كه برگرده...

دل را اگر دادی به دیگری بگو بگو
از من تو پیدا کردی بهتری بگو بگو

دل را به این و آن سپردن خود گنه باشد
از بام من می خواهی بپری بگو بگو

گفتم که عمر این سفر کوتاه کوتاه
گفتی که یاد من همیشه با تو همراه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد
گفتی که منتظر نشستن آخرین راه
:wink:

rojeh
يکشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۰۲:۴۴
http://www.radekaphotography.com/images/Rainbow.jpg[/quote]

سوتدلان عكست باحاله
ميگن رنگين كمان پاداش كسيه كه تا آخرين قطره زير بارون بمونه.


حالا كي گفته بود يادم نيست.خلاصه دستش درد نكنه :wink: :)

pooya
سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۷, ۲۱:۰۶
حرکت از اين بيش شتابان کنيم
ولوله در ولوله باران کنيم
جنگل و شهر و ده و کوه و کمر
از نفس خويش شکوفان کنيم
دانه هر گل که تو پرپر کنی
باز بکاريم و دو چندان کنيم
پای بکوبيم و بر اريم دست
خنده زنان ترک سر و جان کنيم
روشن از ايمان به طلوعی قريب
چوبه اعدام چراغان کنيم
دل چو به پيمان خدا داده ايم
سر گرو حرمت پيمان کنيم
تا تو بدانی چه ما می کنيم
هر چه تو گفتي نکنيد ان کنيم
اتش پنهان درون، برون
از دل خاکستر ايران کنيم
شعله بگيريم از اين اتش و
مشعل تاريخ فروزان کنيم
مشعل تاريخ فروزان کنيم
ساخته يی هر چه تو، ويران کنيم
خواب و خيال خوشت اشفته ايم
بيش، از اين نيز پريشان کنيم
می شنوی؟ اين تپش طبل ماست
باش و ببين تا که چه طوفان کنيم
حرکت از اين بيش شتابان کنيم
ولوله در ولوله باران کنيم
:wink:

pooya
دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷, ۲۰:۳۱
گفتي كه من از طايفه سنگدلانم به خدا نه
يا عاشق اين هستم و يا عاشق آنم به خدا نه
هر جا كه تو رفتي و به هر كس كه رسيدي
گفتي كه من از قوم جدايي طلبانم به خدا نه
چون اهل سكوتم نه اهل هياهو
تو تشنه تعريفي و من بسته دهانم
پنهان شده در زير سكوتم هيجانم

تقصير ز من نيست ديوانه تو اهل سخن نيست
هر بار دلم خواست تا يك دله باشم
هر بار دلم خواست حرفي زده باشم
ديدم كه همان لحظه گفتن نگرانم
تو تشنه تعريفي و من بسته دهانم

لحظه سوختنم سينه افروختنم عاشقي آموختنم
همه تقديم تو باد
هي نگو حرف بزن يه جهان شعر و سخن
قصه هاي دل من همه تقديم تو باد
شور و حال سازم
گرمي آوازم شعر عاشق سازم
همه تقديم تو باد
;)

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۴۲
شاعر : مولانا
» خواننده : داریوش
» آلبوم : رومی
» آهنگ : غلام قمر



من غلام قمرم, غير قمر هيچ مگوي
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگوي


سخن رنج مگوي, جز سخن گنج مگوي
و از اين بي خبري رنج مبر , هيچ مگوي


دوش ديوانه شدم , عشق مرا ديد و بگفت
آمدم , نعره , مزن , جامه مدر , هيج مگوي


گفتم اي عشق من از چيز دگر ميترسم
گفت آن چيز دگر نيست , دگر هيچ مگوي


من به گوش تو سخن هاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي , جز تو به سر هيچ مگوي


گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است
گفت اين غير فرشته است و بشر هيچ مگوي


گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شد
گفت ميباش چنين زير و زبر هيچ مگوي


اي نشسته تو در اين خانه پر نقش خيال
خيز از آن خانه برون رخت ببند هيچ مگوي


من غلام قمرم, غير قمر هيچ مگوي
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگوي

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۴۴
» شاعر : مولانا
» خواننده : داریوش
» آلبوم : رومی
» آهنگ : اینجا کسیست پنهان


اینجا کسی است پنهان
دامان من گرفته
خود را سپس کشیده
پیشان من گرفته
اینجا کسی است پنهان
چون جان و خوشتر از جان
باغی به من نموده
ایوان من گرفته
اینجا کسی است پنهان
همچون خیال در دل
اما فروغ رویش ارکان من گرفته
اینجا کسی است پنهان...
اینجا کسی است پنهان
مانند قند در نی
شیرین شکر فروشی دکان من گرفته
جادو و چشم بندی ،چشم کسش نبیند
سوداگری است موزون ،میزان من گرفته
چون گلشکر من و او در همدگر سرشته
من خوی او گرفته ،او آن من گرفته
اینجا کسی است پنهان...
گوید ز گریه بگذر
زان سوی گریه بنگر
عشاق روح گشته ،ریحان من گرفته
یاران دلشکسته ،بر صدر دل نشسته
مستان و می پرستان میدان من گرفته
ینجا کسی است پنهان ،دامان من گرفته
خود را سپس کشیده ،پیشان من گرفته
اینجا کسی است پنهان ،چون جان و خوشتر از جان
باغی به من نموده ،ایوان من گرفته
اینجا کسی است پنهان...

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۴۵
شاعر : مولانا
» خواننده : داریوش
» آلبوم : رومی
» آهنگ : تو نه چنانی که منم


ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم؟
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم؟
ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم؟
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم؟
تو نه چنانی که منم
من نه چنانم که تویی
تو نه بر آنی که منم
من نه بر آنم که تویی
من همه در حکم توام
تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم
من کم از آنم که تویی
با همه ای رشک پری
چون سوی من برگذری
باش ، چنین تیز مران
تا که بدانم که تویی
دوش گذشتی ز درم
بوی نبردم ز تو من
کرد خبر گوش مرا
جان و روانم که تویی
تو نه چنانی که منم
من نه چنانم که تویی
تو نه بر آنی که منم
من نه بر آنم که تویی
من همه در حکم توام
تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم
من کم از آنم که تویی
مستم و تو مست ز من
سهو و خطا جست ز من
من نرسم ، لیک بدان
هم تو رسانم که تویی
زین همه خاموش کنم
صبر و صبر نوش کنم
عذر گناهی که کنون گفت زبانم که تویی
تو نه چنانی که منم
من نه چنانم که تویی
تو نه بر آنی که منم
من نه بر آنم که تویی
من همه در حکم توام
تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم
من کم از آنم که تویی
تو نه چنانی که منم
من نه چنانم که تویی

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۴۶
شاعر : مولانا
» خواننده : داریوش
» آلبوم : رومی
» آهنگ : از دل سلامت میکنم


ای با من و پنهان چو دل ، از دل سلامت میکنم
تو کعبه ای ، هر جا روم قصد مقامت میکنم
هر جا که هستی حاضری ، از دور در ما ناظری
شب خانه روشن میشود ، چون یاد نامت میکنم
ای با من و پنهان چو دل ، از دل سلامت میکنم
تو کعبه ای ، هر جا روم قصد مقامت میکنم
گه همچو باز آشنا بر دست تو پر میزنم
گه چون کبوتر ، پر زنان ، آهنگ بامت میکنم
گر غایبی ، هر دم چرا آسیب بر دل میزنی؟
ور حاضری ، پس من چرا در سینه دامت میکنم؟
ای با من و پنهان چو دل ، از دل سلامت میکنم
تو کعبه ای ، هر جا روم قصد مقامت میکنم
ای با من و پنهان چو دل ، از دل سلامت میکنم
تو کعبه ای ، هر جا روم قصد مقامت میکنم
ای با من و پنهان چو دل ، از دل سلامت میکنم
تو کعبه ای ، هر جا روم قصد مقامت میکنم
ای با من و پنهان چو دل ، از دل سلامت میکنم
تو کعبه ای ، هر جا روم قصد مقامت میکنم
ای با من و پنهان چو دل ، از دل سلامت میکنم

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۴۷
داریوش » گل بیتا

» آهنگ ها : ۸

» شاعر : مینا جلالی
» آهنگ ساز : صادق نوجوکی
» تنظیم : صادق نوجوکی
» خواننده : داریوش
» آلبوم : گل بیتا
» آهنگ : شام مهتاب


تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل وار به پایم شکستی

قلم زد نگاهت به نقش آفرینی
که صورتگری را نبود این چنینی

پریزاد عشقو مه آسا کشیدی
خدا را به شور تماشا کشیدی

تو دونسته بودی، چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب
تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب

قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی
تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی

همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت
به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت

گذشت روزگاری از اون لحظه ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم

تو از این شکستن خبرداری یا نه
هنوز شور عشقو به سر داری یا نه

تو دونسته بودی، چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب
تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب

قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی
تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی

همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت
به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت

هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری

هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری

من اون ماهو دادم به تو یادگاری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۴۷
شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : آندرانیک
» خواننده : داریوش
» آلبوم : گل بیتا
» آهنگ : هم غصه


بيا لب واكنيم هم غصه ي من

بيا بيدار كنيم خوابيده ها رو

بيا آشتي بديم با قصه هامون

تمام دستاي از هم جدا رو

بيا گلخونه كن ويرونه ها رو

كه قمري جاي زاغا رو بگيره

نمي خوام گلدون مادربزرگم

رو طاقچه از بوي غربت بميره

قفلاي خوني صندوقچه ي ما

هزارون ساله گم كرده كليده

بيا با قلبامون رستم بسازيم

كه اون كه دشمنه ، ديو سفيده

بيا قفل و كليد رو مهربون كن

كه سخته سوت و كور خونه هامون

بيا با دستاي هم پل ببنديم

كه رد شه قاصد از رودخونه هامون

اگه شب مثل زندون تنگ و تاره

كليد صبحمون تو دستاي ماست

اگه امشب ، شب مرگ ستاره ست

چراغ راهمون خورشيد فرداست

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۴۸
شاعر : تورج نگهبان
» آهنگ ساز : توحید عظیمی
» تنظیم : رامین زمانی
» خواننده : داریوش
» آلبوم : گل بیتا
» آهنگ : یاران


یاران زه چه رو رشته الفت بگسستند
عهدی که روا بود دگر باره نبستند
آن مردمکان از سر اندیشه ندیدند
که این بی خردان حرمت انسان بشکستند
ما را دگر از تعنه دشمن گله ای نیست
که آن عهد که بستیم رفیقان بشکستند


افسوس همه سلسله داران بغنودند
آن یکه سواران همه از پا بنشستند
ای قافله سالار کجائی که ببینی
دزدان همگی همره این قافله هستند
دردا در گنجینه بماران بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند
دردا در گنجینه بماران بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند

افسوس که کاشانه به دشمن بسپردند
آن قوم که بیگانه و بیگانه پرستند
افسوس که کاشانه به دشمن بسپردند
آن قوم که بیگانه و بیگانه پرستند

افسوس همه سلسله داران بغنودند
وان یکه سواران همه از پا بنشستند
ای قافله سالار کجائی که ببینی
دزدان همگی همره این قافله هستند
دردا در گنجینه به ما را بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند
دردا در گنجینه به ما را بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۵۰
بيژن مرتضوي


رو به گريه باز جانم…دلم از دنيا گرفته….تپش ترانه هامو ………………..مرگ بي صدا گرفته




گريه كن ..گريه كن…………………..گريه ..اي…………………………………..ا از خاموش




گريه كن ..گريه كن……………………………………… ………………اي ترانه ي فراموش




گريه كن..گريه كن………………….گريه ي…………………………………باغ لاله هاي پر پر




گريه كن ..گريه كن……………………………………… ……………….من لحظه هاي اخر




از كجاي شرجي شب ميشه…………………………………… ……………….دريارو صدا زد




به كدوم لهجه ي غربت ميشه…………………………………… …………….دنيا رو صدا زد




رو به گريه باز جانم..دلم از دنيا گرفته….تپش ترانه هامو………………..مرگ بي صدا گرفته




گريه كن ..گريه كن……………………گريه ..اي…………………………………او ز خاموش




گريه كن..گريه كن……………………………………… ……………….اي ترانه ي فراموش




گريه كن..گريه كن……………………..گريه ي……………………………..باغ لاله هاي پر پر




گريه كن..گريه كن……………………………………… ………………..من لحظه هاي اخر




كي صدا زد منو از شب……………………………………… ………..من،كه مغلوب دوبارم




شب ،شب خاموش و خالي…………………………………… …….من

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۵۳
قصه




تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته , نبودنت فاجعه بودنت امنيته


تو از كدوم سرزمين تو از كدوم هوايي , كه از قبيله ي من يه آسمون جدايي


اهل هر جا كه باشي قاصد شكفتني , توي بهت و دغدغه ناجي قلب مني




پاكي آبي يا ابر نه خدايا شبنمي , قد آغوش مني نه زيادي نه كمي


منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من , خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن


منو با خودت ببر من به رفتن قانعم , خواستني هر چي كه هست تو بخواي من قانعم


اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من چه خوبه با تو رفتن رفتن هميشه


چه خوبه مثل سايه همسفر تو بودن هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن


چي مي شد شعر سفر بيت آخرين نداشت , عمر کوچ من و تو دم واپسين نداشت


آخر شعر سفر آخر عمر منه , لحظه ي مردن من لحظه ي رسيدنه


منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من , خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن


منو با خودت ببر من به رفتن قانعم خواستني هر چي كه هست تو بخواي من قانعم

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۵۴
این هم از هایده خدا بیامرز

وقتي كه ازتودورم


وقتي كه ازتودورم


يك ساله هريه روزم


شمع شبستون ميشم


آروم آروم ميسوزم


وفتي كه ازتودورم


آب واسه من ميميره


دلم ميون سينه


پرنده اي اسيره


هزارويك رازدلم


برات نگفته دارم


وقتي نيگام بهت ميفته


زبونم ميگيره


گلهاي شادي رو ز قلبم نچين


شعله عشقوتوي چشمام ببين


ببين كه ازغمت


دارم آب ميشم آسون


توي دستاي گرمت


منم برف زمستون


به من نخندعزيزم


پريشونم پريشون


وقتي كه ازتودورم


يك ساله هريه روزم


شمع شبستون ميشم


آروم آروم ميسوزم


به دل ميگم شب تاسحر


يادش نكن دوباره


دلم ميگه ديوونشم


دوسش دارم هنوزم


دوسش دارم هنوزم


دوسش دارم هنوزم…

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۵۵
گوگوش


مثه اسم خودم


مثه اسم خودم اينو ميدونم


ميدونم كه يك نفر يه روز مياد


ميدونم كه وقتي از راه برسه


هر چي كه خوبه واسه منم ميخواد


درا رو وا ميكنم پنجره ها رو ميشكنم


مژده ديدنشو تو كوچه ها جار ميزنم


وقتي از را برسه با بوسه اي قفل اين غمستونو وا ميكنه


منو تو يه شهر ديگه ميبره با هواي تازه آشنا ميكنه


درا رو وا ميكنم پنجره ها رو ميشكنم


مژده ديدنشو تو كوچه ها جار ميزنم


توي اين خونه در بسته


توي اين صندوق سر بسته همه آرزوهام كور ميشه


ميون ديواراي سنگي ميون اين همه دلتنگي شوق زندگي ازم دور ميشه


يه نفر داره مياد ديوارارو برداره


يه نفر داره مياد زندگي رو مياره




من و گنجشكاي خونه

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۵۶
این شعر هم خیلی دوست داشتم و خیلی گوش میدادم از گوگوش عزیز


من و گنجشكاي خونه


اي چراغ هر بهانه


از تو روشن ، از تو روشن


اي كه حرفاي قشنگت


منو آشتي داده با من


من و گنجشكاي خونه


ديدنت عاتمونه


از براي ديدن تو


پر مي گيريم از تو لونه


باز ميايم كه مثل هر روز


برامون دونه بپاشي


منو گنجشكا مي ميريم


تو اگه خونه نباشي


هميشه اسم تو بوده


اول و اخر حرفام


بس كه اسم تو رو خوندم


بوي تو داره نفسهام


عطر حرفاي قشنگت


عطر يك صحرا شقايق


تو همون شرمي كه از اون


سرخه گونه هاي عاشق


شعر من رنگ چشاته


رنگ پاك بي رياي


بهترين رنگي كه ديدم


رنگ زرد كهربائي

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۱:۰۰
نگين سبز(سياوش قميشي)




من همون جزيره بودم خاكي و صميمي وگرم


واسه عشق بازي موجا قامتم يه بستر نرم


يه عزيز دوردونه بودم پيش چشم خيس موجا


يه نگين سبز خالص روي انگشتر دريا


تا كه يك روز تو رسيدي توي قلبم پا گذاشتي


غصه هاي عاشقي رو تو وجودم جا گذاشتي


زير رگبار نگاهت دلم انگار زير و رو شد


براي داشتن عشقت همه جونم آرزو شد


تا نفس كشيدي انگار نفسم بريد توسينه


ابر وباد و دريا گفتن حس آشقي همينه


اومدي تو سر نوشتم


بي بهونه پا گذاشتي اما تا قايقي اومد


از من و دلم گذشتي رفتي با قايق عشقت


سوي روشني فردا من ودل اما نشستيم


چشم براهت لب دريا ديگه رو خاك وجودم


نه گلي است نه درختي لحضه هاي بي تو بودن


ميگذره اما به سختي دل تنها و غريبم


داره اين گوشه ميمي رهولي حتي وقت مردن

باز سراغت رو ميگيره ميرسه روزي كه ديگه


قعر دريا ميشه خونم اما تو درياي عشقت


باز يه گوشه أي ميمونه

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۱:۰۲
ویگن


دو كبوتر


خواننده : ويگن


روزي من وتو اي جان ، همچون كبوترها


سرنهاديم با هم ، در بستر پرها


پرگشاده همره


مرغان خوش آواز


گه به كوهستان و گه به صحرا در پرواز


جلوه زندگي را ،‌در چشم هم مي‌ديديم


چون به شب مي‌رسيديم ، كنار هم مي‌آرميديم


تا نسيمي مي‌وزيد ، آشيانه مي لرزيد


ما زبيم جان خود ، بر سر هم پر مي‌كشيديم


اكنون از هم رو گردانيم ، نه من نه تو نمي‌دانيم


چون شد كه آشنا گشتيم ، روز دگر جدا گشتيم


هر كس كه دلدار مرا


از من جدا كرد اي خدا


خواهم بسوزاني دلش


سازي ز دلدارش جدا

سهیلا
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۰۲:۰۷
نام خواننده:خواجه امیری


نميشه باورت كنم نمشه از تو رد بشم
نميشه خوب من بشي نميشه با تو بد بشم
نه دل دارم كه بشكني نه جون دارم فدات كنم
نه پايي موندن مني نمي تونم رهات كنم

نمي تونه تو خلوتش دلم صدا كنه تورو
نمي تونم بگم بمون نمي تونم بگم برو
كجا برم كه عطرتو نپيچه تويي لحظه هام
قصمو از كجا بگم كه پا نگيري تو صدام

چجوري از تو بگذرم تويي كه معني مني
تويي از مني اگر تيشه به ريشه مي زني
نه ساده اي نه خط خطي نه دشمني نه هم نفس
نه با تو جايي موندنه نمونده راه پيشو پس


نمي تونه تو خلوتش دلم صدا كنه تورو
نمي تونم بگم بمون نمي تونم بگم برو
كجا برم كه عطرتو نپيچه تويي لحظه هام
قصمو از كجا بگم كه پا نگيري تو صدام

نميشه باورت كنم نمشه از تو رد بشم
نميشه خوب من بشي نميشه با تو بد بشم
نه دل دارم كه بشكني نه جون دارم فدات كنم
نه پايي موندن مني نمي تونم رهات كنم

نميشه با تو باشمو اسير دست غم نشم
فقط ميخوام با خواستنت تا هستم از تو كم نشم

pooya
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۲۰:۲۰
چون سرابی در کویر ، چون خیالی دلپذیر
رفته بودی آمدی ، اما چه دیر ، اما چه دیر

رفتی و آمد بهار ، بیقرارم بیقرار
خاطراتت را فقط از من مگیر ، از من مگیر

از میان قاب دودی رنگ شیشه
می بریدی از من اما تا همیشه
تا همیشه ، تا همیشه

با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم
پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم

با هزاران آرزو ، با صد هزار شوق و امید
از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید

ای دریغ از عمر رفته ، ای دریغ
قصهٔ ابریشم و بیداد تیغ

خاطراتم لحظه لحظه رنج موعودم شده
چشمه وقت تشنگی آب گل آلودم شده

همچو ماه آسمان از من گریزان میشوی
مثل شب در ظلمت هر سایه پنهان میشوی

چون سرابی در کویر ، چون خیالی دلپذیر
رفته بودی آمدی ، اما چه دیر ، اما چه دیر

ای دریغ از عمر رفته ، ای دریغ
قصهٔ ابریشم و بیداد تیغ
;)

سوته دلان
سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷, ۲۳:۴۸
سیاوش قمیشی

"تو که بارون رو ندیدی
گل ابرا رو نچیدی
گله از خیسیه جاده های غربت می کنی
تو که خوابی تو که بیدار
تو که مستی تو که هشیار
لحظه های شب و با ستاره قسمت می کنی
لحظه های تلخ غربت
هفته های بی مروت
تو نبودی که ببینی شب تار انتظار رو"
ترانه های زیبای زندگی و جزیره (فرح تجلی –تهران) واقعآ تعبیر های زیبایی از زندگی ارایه کرده.
" زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق"
ترانه جزیره.
" تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت
دلم انگار زیرو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد"

سپیدار999
چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۷, ۰۱:۳۹
من اگه خدا بودم شهر من هرگز نمیلرزید


نیمه شب چون غنچه نوزاد از نگاه شب نمیترسید


از ابی

pooya
چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۷, ۲۱:۰۵
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته!
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته!
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست!
جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست!
نه بمب هسته‌ای داره، نه بمب‌افکن نه خمپاره!
دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌زاره!
همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن!
تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن!

جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت!
بدون ظلم خود کامه بدون وحشت و طاغوت!
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی!
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی!

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه!
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه!
تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانه‌س!
تمام جنگای دنیا، شدن مشمول آتش‌بس!
کسی آقای عالم نیست، برابر با هم‌اند مردم!
دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونه‌ی گندم!
بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا!
تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا!
;)

سوته دلان
پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۷, ۰۰:۴۵
پویا جان شعرهات حرف نداره عالیه
راستی گفتی خواننده مورد علاقت کیه ؟؟؟

pooya
پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۷, ۲۱:۱۷
سلام
محمد جان
اول سیاوش قمیشی
بعدش خیلی ها ...
;)

pooya
پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۷, ۲۱:۱۹
بگو نه! به خط کشيدن رو پرِ پرواز رويا
بگو نه! به سنگ پروندن به قناري به شقايق
به سياه کردن آينه به قفس کردن مهتاب
بگو نه! به سنگسار دوتا پروانه‌ي عاشق

رد شو از ترس و به سايه بگو نه!
بگو نه! که کوچه گلبارون شه
به سکوت و شب بگو نه!
بگو نه که عاشقي آسون شه!

بگو آره!
به ستاره
بذار از صدات يخ شب واشه
به رهايي بگو آره!
بگو آره که جهان زيبا شه !

بگو آره به ترانه
بگو آره به شکفتن

بگو نه! به رمز و راز و
به اشاره ها بگو نه!
تو به اين نو شدن از نو
بگو آره بگو آره
به دوباره دلسپردن
به دوباره‌ها بگو نه!

رد شو از ترس و به سايه بگو نه!
بگو نه! که کوچه گلبارون شه
به سکوت و شب بگو نه!
بگو نه که عاشقي آسون شه!

بگو آره!
به ستاره
بذار از صدات يخ شب واشه
به رهايي بگو آره
بگو آره که جهان زيبا شه !
;)

سپیدار999
جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷, ۱۸:۲۹
الان البوم دماوند از محسن نامجو رو گوش میدادم خیلی وقته به هم حال میده

شیوه نوشین لبان جلوه نشان دادن است


پیشه اهل نظر دیدن و جان دادن است

pooya
جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷, ۲۰:۵۰
کاشکی بشهر شما سفر نمیکردم
از سر کویت هرگز گذر نمیکردم
کاشکی دل پاکمو بتو نمیدادم
بپای تو عمرمو هدر نمیکردم
کاش میدونستم بیوفایی
داری زمن قصد جدایی
کاش میدونستم بیوفایی
داری زمن قصد جدایی

وفتی زعشق تو برام بجز خیال و گفتگو نمونده
از ان همه خاطره ها بجز سراب آرزو نمونده
ببرگ زرد چهره ام شبنم سرد آرزو نشسته
گل تمنای منو زرفتن تو رنگ و بو نمونده
کاش میدونستم بیوفایی
داری زمن قصد جدایی
آخه من چه میدونستم که تو یار مهربون یه روز نامهربون میشی
آخه من چه میدونستم که دل از من میکنی همدم دیگرون میشی
;)

pooya
دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۲۸
به جز قصه اين عشق چي گفتم چي شنفتم
همش درد دلم بود اگه قصه مي گفتم
آخ اگه قصه مي گفتم
چه حرفها كه نگفته هنوز روي لبامه
چه شعر ها كه نخونده هنوز توي دلامه
آخ هنوز توي دلامه

تو قلبم تورو دارم اگه خونه به دوشم
من اين عالم عشقو به عالم نفروشم

نري دنبال مستي خودت درز شرابي
واست مي چي بريزم خودت باده نابي
آخ خودت باده نابي

ميگن عالم مستي همين عالم عشقه
چه خوشبخت دل من كه دردش غم عشقه
كه دردش غم عشقه

تو قلبم تورو دارم اگه خونه بدوشم
من اين عالم عشقو به عالم نفروشم

چه خوبه بدوني كه با مهربوني
مي توني تو قلبم بموني بموني
بمون تا بتونم يه عاشق بمونم
يه دنياست تو چشمات واسه من نگاهات

مثل مستي خيام تو شعرام مثل بارونه رو دريا
مثل مهتابه تو صحرا

بمون تا بتونم يه عاشق بمونم
تو تنها تو تنها واسه من تو دنيا
عزيزي مثل مجنون واسه ليلا
مثل وامق واسه عذرا
مثل خورشيد واسه فردا
;)

pooya
دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۷, ۲۱:۳۷
میرم از شهر تو با یه کوله باراز خاطره
دل من مونده پیشت گرچه باهام مسافره
میگذره همراه جاده یاد تو از تو خیالم
توی راه دریغ از ابری که بباره واسه حالم
توی هر گوشه این شهر دارم از عشق تو یادی
میسوزونه منو یاد دلی که به من ندادی
راه میفتم بی هدف مقصد راهو نمیدونم
کاش میشد آروم بگیرم اما افسوس نمیتونم
نه یه قاصدک تو جاده که بشه همسفر من
من یه قصم که جدایی شده فصل آخر من
توی هر گوشه این شهر دارم از عشق تو یادی
میسوزونه منو یاد دلی که به من ندادی
میرم و گم میشم آخر تو غروب دشت غربت
نمیتونم که بمونم توی شهر بی محبت
توی هر گوشه این شهر دارم از عشق تو یادی
میسوزونه منو یاد دلی که به من ندادی
;)

pooya
جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۸۷, ۱۹:۵۰
من برای زنده بودن
جستجوی تازه می خواهم
خالی ام از عشق و خاموشم ،
های و هوی تازه می خواهم
خانه ام گل خانه ی ياس است ،
رنگ و بوی تازه می خواهد
ای خدا بی آرزو موندم ،
آرزوی تازه می خواهم
عشق تازه ، حرف تازه ،
قصه ی تازه کجاست
راه دور خانه ی تو
در کجای قصه هاست
تا کجا بايد سفر کرد ،
تا کجا باید دويد
از کجا بايد گذر کرد
تا به شهر تو رسيد
ای خدا، ای خدا ، بی آرزو موندم ،
آرزوی تازه می خواهم
;)

pooya
دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۷, ۲۱:۳۴
سبد سبد طراوت
ای عشق با سخاوت
دوست دارم رو اینبار
میخونم با شهامت
بذار تو خواب بمونم
اگر حقیقت این نیست
رویای با تو بودن
قشنگ تر از زندگیست

میرم تا جون ببازم
حماسه ای بسازم
میرم که تا قیامت
به عشق تو بنازم
کاشکی که عاشقم بشی
نور حقایقم بشی
تو این همه گل عزیزم
گل شقایقم بشی

سبد سبد طراوت
ای عشق با سخاوت
دوست دارم رو اینبار
میخونم با شهامت
بذار تو خواب بمونم
اگر حقیقت این نیست
رویای با تو بودن
قشنگ تر از زندگیست

اون روزای قشنگمون
نگو که یادت نمیاد
برگای پائیزی عشق
یکی یکی رفته به باد
شکسته از غم چشمات
دلی که مثل یک کوه
بدور از تو شبای من
همش تکرار اندوه
;)

سهیلا
سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷, ۱۴:۴۴
ای دل تنها چی چشم انتظاری
باز یه لحظه یه دم آروم نداری
مثل زمستون تو حسرت بهاری
باز عشقت خیمه زد رو خونم
بازیادت آتیش زد به آشیونم
باز بی تو باید تنها بمانم

بیا سکوت لبهات هنوز حرمت خونس
پرنده ی دل من هنوز بی آشیونس
بیا پر از امیده هنوز این دل خسته
هنوز به پای چشمات پای عشقت نشسته

توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره
واسه من، واسه من تنهایی درده
درد هیچ کسی رو نداشتن
هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن
دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم
تا دم لحظه ی مردن شعر تنهایی بخونم

pooya
چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۷, ۲۲:۱۴
تو چشم تو یه حادثه ست که از ستاره سر تره
نجابتی تو چشماته که آبرومو میخره

خاطره هام مال خودم تموم شعرام مال تو
اگه بری تو قصه ها بازم میام سراغ تو

واسه چشمات پره شعرم تو دلیل قصه هامی
هر نفس هم نفس تو مثل غم توی صدامی

نازکم از تو نوشتم گل من ترانه ای تو
مثل تنهایی عاسق پر عاشقانه ای تو

منو ببر به شهر عشق گلایه ها تو خط بزن
آرزو ی آخری

اگه پر از مصیبتی غماتو هدیه کن به من
آبرومو می خری

یه نیمه جون زخمیم بیا بیا نفس بده
نفس تویی هوا تویی

داغ چشاتو وا کنو ستاره هامو پس بده
که مالک صدام تویی
;)

pooya
يکشنبه ۲ تير ۱۳۸۷, ۲۲:۰۹
همیشه سبز می خشکد
همیشه تیره می بازد
همــیشه لـشـگـر اندوه
به قـلـب ساده می تازد
من آن سـبـزم که رسـتن را
تو آخر بردی از یادم
چـه سـاده هسـتی خود را
به باد سـادگی دادم
به پاس سادگی در عشق
درون خود شکستم زود
دریغا سهم من از عشق
قفس با حجم کوچک بود
درونم مـلتهب از عشق
برونم چهره ای دم سرد
و لـی از عـشق باخـتن را
غـرور من مرمت کرد
به غیر از دوستت دارم
به لب حرفی نشد جاری
و لـی غـافـل که تـو خـنـجـر
درون آستین داری
طــلـوع اولــیـن دیـدار
غــروب شــام آخــر بـود
سرانجام تو با عشقت
حدیث پشت و خنجر بود
;)

pooya
چهارشنبه ۵ تير ۱۳۸۷, ۲۱:۵۰
همه شب نالم چون نی
كه غمی دارم
دل و جان بردی اما
نشدی يارم
با ما بودی
بی ما رفتی
چون بوی گل به كجا رفتی
تنها ماندم تنها رفتی

چون كاروان رود فغانم از زمين بر آسمان رود
دور از يارم خون می بارم

فتادم از پا به ناتوانی
اسير عشقم چنان كه دانی
رهائی از غم نمی توانم
تو چاره ای كن كه ميتوانی
گر ز دل برآرم آهی
آتش از دلم خيزد
چون ستاره از مژگانم
اشك آتشين ريزد

چون كاروان رود فغانم از زمين بر آسمان رود
دور از يارم خون می بارم
نه حريفی تا با او غم دل گويم
نه اميدی در خاطر كه تو را جوبم

ای شادی جان سرو روان
كز بر ما رفتی
از محفل ما چون دل ما
سوی كجا رفتي؟

تنها ماندم ، تنها رفتی
چو ن بوی گل به كجا رفتی
به كجائی غمگسار من
فغان زار من بشنو بازآ

از صبا حكايتی ز روزگار من بشنو
بازآ بازآ سوی رهی
چون روشنی از ديده ما رفتی
با قافله باد صبا رفتی

تنها ماندم ، تنها ماندم.....
(استاد بنان)
;)

pooya
جمعه ۷ تير ۱۳۸۷, ۲۱:۱۹
ای عاشقان ای عاشقان
گلایه دارم از جهان
نا مردمی از هر کران
آتش به دل ها می زند
آتش به دل ها می زند

همچون زمین و آسمان
ستاره های خون چکان
رنگ مصیبت هر زمان
بر سینه ی ما می زند
آتش به دل ها می زند

دنیا به کام اهل ناز
ما بیدلان اهل نیاز
این قلب خونین باغ ما
داغ شقایق داغ ما

ای عاشقان ای عاشقان
گلایه دارم از جهان
نا مردمی از هر کلام
آتش به دل ها می زند
آتش به دل ها می زند

(آتش به دلها می زند
آتش به دلها میزند)

ما خسته از رنگ و ریا
با درد هر داغ آشنا
این آسمان را پر خروش
روی زمین را بی دروغ

خالی ز کین می خواستیم
نیک و نوین می خواستیم
زیباترین می خواستیم
کی اینچنین می خواستیم

روزی که قلب این جهان
با عشق و آزادی زند
دنیا به روی مردمان لبخندی از شادی زند

ای عاشقان، ای عاشقان
از یاد ما یاد آورید
دل دادگان،دل دادگان
با یاد ما داد آورید
از یاد ما یاد آورید

(با یاد ما داد آورید
از یاد ما یاد آورید)

شادا که با یگانگی
از بند غم رها شوی
به رسم قد بیگانگی
من و تو با هم ما شویم

شادا به روزی اینچنین
چون ما چنین می خواستیم
آری همین می خواستیم
آری همین می خواستیم

ای عاشقان ای عاشقان
گلایه دارم از جهان
نا مردمی از هر کران
آتش به دل ها می زند
آتش به دل ها می زند
(ستار)
;)

rojeh
يکشنبه ۹ تير ۱۳۸۷, ۰۶:۴۴
اسكله ناز چشات
حريم امن قايقم
تو ساعت يه رب به عشق
عقربه دقايقم
گرمي دستاي تو رو
به صدتا دنيا نمي دم
هر وقت كه يارم تو بودي
بي كسيو نفهميدم
تو بند دل زندون عشق
حبس نگاتو ميكشم
اما بازم رو ميله هاش
عكس چشاتو ميكشم
آي قصه بي سرو ته
شعر بدون قافيه
براي مرگ اين صدا
نبودن تو كافيه

pooya
جمعه ۱۴ تير ۱۳۸۷, ۲۰:۵۹
آمدي از من گريزان
آشنا با من صدايت
گفته بودي وقت رفتن
مي كند روزي رهايت

ديدي آخر با وفايم
قصه گفت از بي وفايي
از كنارت رفت و گفتي
اي دريغ از آشنايي

با دلي آكنده از غم
آمدي مات و پريشان
در نگاهت مي درخشد
آن قرار و عهد و پيمان

گر چه از عشقم گذشتي
خسته دل ماندم به راهت
تا بيايي شايد از ره
اين زمان بخشم گناهت

همچو دوران گذشته
سر دهم بهر ترانه
سر به روي شانه ي تو
مي گذارم عاشقانه
(گوگوش)
;)

pooya
دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۸۷, ۲۱:۲۲
اگه من آينه شكسته ام
اگه تو غربتم نشستم
خودتو باز تو من نگاه كن
كه هنوز عاشق تو هستم
كه هنوز عاشق تو هستم

اگه تنهاي روزگارم
واسه چشمات يه بيقرارم
واست عاشق منم يه عاشق
همه دنيامو از تو دارم
همه دنيامو از تو دارم

آه.. اي.. داد
منو دل ياري ميداد
با... اين... عشق
چه شبي داريم اي داد

آخه اين دل دله شكسته
دل درد آشناي خسته
واسه تو پاك و بي غباره
همه دنياشو از تو داره

ديگه تنهام و باورم كن
فقط اسم تو آشنامه
تو كه با من غريبه نيستي
غم عشقت تو اين شبامه

اگه تنهاي روزگارم
واسه چشمات يه بيقرارم
واست عاشق منم يه عاشق
همه دنيامو از تو دارم
همه دنيامو از تو دارم

( مهستی )
;)

pooya
شنبه ۲۲ تير ۱۳۸۷, ۲۰:۵۸
آمد آمد
آمد اما در نگاهش
آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلوده اش را
مستی رويا نبود
نقش عشق و آرزو از چهر دل شسته بود
عکس شيدايي در آن آيينه سيما نبود
مست و بی پروا نبود

لب همان لب بود اما
بوسه اش گرمی نداشت
دل همان دل بود اما
مست و بی پروا نبود
مست و بی پروا نبود
در دل بيزار خود جز
بيم رسوايي نداشت
گر چه روزی هم نشين جز
گر چه روزی هم نشين جز
با من رسوا نبود
مست و بی پروا نبود
لب همان لب بود اما
بوسه اش گرمی نداشت
دل همان دل بود اما
مست و بی پروا نبود
مست و بی پروا نبود

بر لب لرزان من
فرياد دل خاموش بود
آخر آن تنها اميد جان من
تنها نبود

(هایده)
;)

pooya
سه شنبه ۲۵ تير ۱۳۸۷, ۱۵:۴۲
تا با تو خندیدم اسبت رو زین کردی
با این من ساده تو بدترین کردی
گفتی که عاشق شد بگزار بتازم من
هر جور دلم میخواد اون رو بسازم من
یک لبخند یک لبخند بود اشتباه من تنها گناه من
یک لبخند یک لبخند بود اشتباه من تنها گناه من
تا با تو خندیدم کج شد کلاه تو
شد غرق خودخواهی طرز نگاه تو
گفتی که عاشق شد بگزار بتازونم
در عین خود خواهی اون رو بسوزونم
تا با تو خندیدم خود را خدا دیدی
از نسل خاکی ها خود را جدا دیدی
یک لبخند یک لبخند بود اشتباه من تنها گناه من
یک لبخند یک لبخند بود اشتباه من تنها گناه من
(مهستی)
;)

pooya
پنجشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۷, ۱۹:۲۲
از روزی که تو رفتی پریده رنگ شادی

اما خورشید میتابه مثله یه روزه عادی

چه طور هنوز پرنده داره هوای پرواز

چه طور هنوز قناری سر میده بانگ آواز

مگرخبر ندارن تو رفتی از کنارم

چرا بهت نگفتن بی تو چه حالی دارم



به چشم خسته ی من آسمون از سنگ شده

لعنت به این تنهایی دلم برات تنگ شده



آفتاب نشسته روی گلهای سرخ قالی

خیال تو کنارم تو این اتاق خالی

عطر تنت پیچیده توی اتاق خوابم

با تو چه جون گرفته ترانه های نابم

از تو هزارتا قصه چه جاودانه ساختم

قلب پر از غرورو چه عاشقانه باختم

به چشم خسته ی من آسمون از سنگ شده

لعنت به این تنهایی دلم برات تنگ شده


شبها با یاد عشقت به قتل خود نشستم

صد بار ازت بریدم صد بار ازت شکستم

اسمت به روی لبهام توی ترانه هامه

بغز گرفته ی عشق توو غربت صدامه

قلب پر از سکوتم دلتنگ ازاین جدایی

بی تو ببین چه سرده تابستونه تنهایی

به چشم خسته ی من آسمون از سنگ شده

لعنت به این تنهایی دلم برات تنگ شده
(اندی)
;)

pooya
يکشنبه ۳۰ تير ۱۳۸۷, ۲۰:۳۵
نام جاوید ای وطن
صبح امید ای وطن
چهره کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
چهره کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که هم آواز تو منم
همه ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم
که نواگر این چمنم
همه ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
;)

pooya
چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷, ۲۰:۳۰
توي تنهايي يك دشت بزرگ
كه مثل غربت شب بي انتهاست
يه درخت تن سياه سر بلند
آخرين درخت سبز سر پا ست
رو تنش زخمه ولي زخم تبره
نه يه قلب تير خورده نه يه اسم!
شاخه هاش پر از پرپر نده هاست
كندوي پاك دخيله و طلسم
چه پرنده ها كه تو جاده كوچ
مهمون سفره سبز اون شدند
چه مسافرا كه زير چتر اون
به تن خستگيشون تبر زدند
تا يه روز تو اومدي بي خستگي
با يه خورجين قديمي قشنگ
با تو نه سبزه نه آينه بود و آب
يه تبر بود با تو با اهرم سبز!
اون درخت سربلند و پر غرور
كه سرش داره به خورشيد ميرسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر
كه واسه پرنده ها دلواپسه منم منم
من صداي سبز خاك سربي ام
صدايي كه خنجرش رو به خداست!
صدايي كه توي بهت شب درد
نعره اي نيست ولي اوج يك صداست
رقص دست نرمت اي تبر به دست
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرين تصوير تلخ بودنه
توي ذهن سبز آخرين درخت
حالا تو شمارش ثانيه ها
كوبه هاي بي امون تبره
تبري كه دشمن هميشه ء
اون درخت محكم و تناوره
من به فكر خستگيهاي پر پرنده هام
تو بزن تبر بزن
من به فكر غربت مسافرام
آخرين ضربه رو محكمتر بزن!
(ابی)
;)

مهری ماه
چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷, ۲۲:۴۰
یه آهنگ غم ناک بذار می خوام یه دل سیر گریه کنم.

BAHAR
پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۳۱
گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمی ده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده

گوشه ی آسمون پر رنگین کمون
من مثل تاریکی
تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من می رم گم می شم تو جنگل خواب

گل گلدون من
ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو
رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه
دلم یه مرداب

آسمون آبی می شه
اما گل خورشید
رو شاخه های بید دلش می گیره
دره مهتابی می شه
اما گل مهتاب
از برکه های خواب بالا نمی ره
تو که دست تکون می دی
به ستاره جون می دی
می شکفه گل از گل باد
وقتی چشات هم میاد
دو ستاره کم میاد
می سوزه شقایق از داغ
گل گلدون من
ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو
رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه
دلم یه مرداب

من که هر وقت این شعر سیمین قانمو گوش می دم گریه می کنم ولی به تو توصیه می کنم گریه نکنی!:-*:-*

خیلی ها به منم این توصیه می کنن!:(;)

pooya
شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷, ۲۰:۵۳
غریبه اومد از راه شد آشناترینم
اومد که باشه عمری امید آخرینم.
غریبه اومد از راه برام بهارو آورد
گل عشقو به من داد دلم رو با خودش برد.
غریبه توی چشماش یه آسمون ستارس
توی عطر نفسهاش انگار عمر دوبارس
در نگاه گرمش د یدم بهار عشقو
هدیه برام آورده شکوفه زاره عشقو .
خواهشم خواهشم خواهش نوازشم
آتشم آتشم آب سرد در آتشم.آ آ آ آی عاشقم کرد.

غریبه اومد از راه با یک بغل ترانه
با کهکشونی از عشق حرف های عاشقانه
وقتی که قلب خستم عشقو توی نگاش د ید
پنجره های بسته وا شد به روی خورشید.
می ترسم از راه سفر. ای آشنا ای هم سفر.
تنها نذار د یگه منو هر جا میری با خود ببر.
دوست دارم غریبه دوسم داری میدونم
می خوام تا زنده هستم کنار تو بمونم
خواهشم خواهشم خواهش نوازشم
آتشم آتشم آب سرد در آتشم.آ آ آ آی عاشقم کرد...
(هلن)
;)

pooya
دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۲۰:۳۶
شبی که آوای نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی؟
از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی؟

من همه شب پی تو گشته ام
از مه و مهر نشان گرفته ام
بوی تو را زگل شنیده ام
دامن گل از آن گرفته ام
تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی؟
از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی؟

دل من سرگشته توست
نفسم آغشته توست
به باغ رویاها چو گلت بویم
در آب و آینه چو مهت جویم
تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی؟

در این شب یلدا ز پی ات پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی؟

مه و ستاره درد من می دانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی؟

(شعر : هوشنگ ابتهاج - آهنگ : همایون خرم - خواننده : قوامی )
;)

pooya
چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷, ۱۸:۳۰
اگه تا روز قیامت
داشتنت نباشه قسمت
چشم به راه تو می مونم
با دلی پر از صداقت

اگه با اشک های گرمم
دل سنگ برام بسوزه
اگه جسم من بپوسه
بعد دنیای دو روزه

اگه نقش قصه ها شی
مه روی قله ها شی
بری و از من جدا شی
اگه باشی یا نباشی

نه فقط عاشقت هستم
مرحمی رو قلب خسته م
این تویی که می پرستم
سر سپرده تو هستم.

اگه جای تو به این دل
همه دنیا رو ببخشن
میگذرم از هر چه دارم
اگه باشی عاشق من

اگه زنجیره به پاهام
اگه قفل و اگه صد بند
می رسم هر جا که هستی
به تو و عشق تو سوگند

اگه باشی تاجی بر سر
یا که از ذره ای کمتر
دل من داغ تو داره
تا ابد تا روز اخر

نه فقط عاشقت هستم
مرحمی رو قلب خسته م
این تویی که می پرستم
سر سپرده تو هستم.

اگه با یک قلب تب دار
بشم از عشق تو بیمار
یا وجود عاشقم رو
ببرن تا چوبه دار

اگه زندگیم فنا شه
طعمه خشم خدا شه
یا که در حسرت عشقت
روحم از بدن جدا شه

اگه قلبم رو شکستی
رفتی و از من گسستی
مهربون یا خود پرستی
هر چه هستی ؛ هر که هستی

نه فقط عاشقت هستم
مرحمی رو قلب خسته م
این تویی که می پرستم
تو بتی من بت پرستم
(اندی)

BAHAR
شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۷, ۰۸:۲۲
مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت


در میان توفان
هم پیمان با قایقرانها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
به نیمه شبها
دارم با یارم پیمانها
که برفروزم آتشها در کوهستانها آه
شب سیه
سفر کنم
ز تیره راه
گذر کنم
نگه کن ای گل من
سرشک غم به دامن
برای من میفکن


مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت


دختر زیبا امشب بر تو مهمانم
درپیش تو میمانم تا لب بگذاری بر لب من
دختر زیبا از برق نگاه تو
اشک بی گناه تو
روشن سازد یک امشب من
مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت

ببخشید اسم خواننده شو نمی دونم!:-?شرمنده ی اخلاق ورزشی دوستان!:d

pooya
يکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷, ۲۰:۴۰
ناامیدی در به در از قلب من گیرد نشان
گر خيال آمدن داري عزيزم زودتر
عمر مي ترسم كه برچيند بساط زندگي
همت عاشق شدن داري عزيزم زودتر
با بهار آرزو با خود سعادت را بيار
چون زمستان مي روم بذر محبت بيار
گر خيال كاشتن داري عزيزم زودتر
گر خيال آمدن داري عزيزم زودتر

زندگي با عشق تو شيرين و رويايي شده
قصر روياهاي من قصر تماشايي شده
تا تو را دارم چرا دل به رويا خوش كنم
بي تو كارم روز و شب احساس تنهايي شده
گر خيال آمدن داري عزيزم زودتر
همت عاشق شدن داري عزيزم زودتر

با بهار آرزو با خود سعادت را بيار
چون زمستان مي روم بذر محبت بيار
گر خيال كاشتن داري عزيزم زودتر
گر خيال آمدن داري عزيزم زودتر

چشم خود مي بندم و با تو سفرها مي كنم
چشم دل در سينه ام مشتاق بينايي شده
از همان روزي كه ديگر انتظار از حد گذشت
طفل بيتاب دلم محتاج لالايي شده
گر خيال آمدن داري عزيزم زودتر
همت عاشق شدن داري عزيزم زودتر

(مارتیک)
;)

pooya
چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷, ۲۰:۳۲
هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

انقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه می شکنی
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بکم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه
یا روی شیشه ی چشات غبار آهم بمونه

تو پاک و ساده مثل خواب،حتی با بوسه می شکنی
شکل همه آرزوهام،تجسم خواب منی

حتی با این که هیچ کس مثل من عاشق تو نیست
پیش تو آینه ی چشام حقیره،لایق تو نیست

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
(سیاوش قمیشی)
;)

bita
جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۸۷, ۲۲:۱۹
شعر كيش مهر شاعر طبابايي خواننده شهرام ناظري

همي گويم و گفته ام بارها

بود كيش من مهر دل دارها

پي نوشت : آقا پويا فكر كنم خيلي سياوش گوش ميكني من قبلا زياد گوش ميكردم اما الان ديگه نه .. يك چيز ديگه فكر كنم به شكلك چشمك علاقه خاصي داري ;)

bita
شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷, ۱۵:۱۵
http://i35.tinypic.com/25svnk3.jpg

چطوره ؟ قیافه شو میگم با اون سبیل هاش ..... ولی خداییش صدای خوبی داره

bita
شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷, ۱۵:۱۸
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود

داغ تــــو دارم این دلـــــم جای دگـــــــر نمی شود

جان ز تو نـــوش می کند دل ز تو جــوش می کند

ابر خـــروش می کند بی تو به ســــــر نمی شود


بی تو به سر نمی شود از شهرام

pooya
يکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷, ۲۱:۰۲
من از سحر می اومدم
تا به سپیده برسم
به جاده ای که لحظه ها
به اون رسیده برسم
وسوسه یار من نبود
خستگی کار من نبود
به جز صدای عاشقم
تو کوله بار من نبود

مثل چراغی از عطش از ته شب می اومدم
تا برسم به ذات نور همیشه سوسو می زدم
مثل هوای مزرعه مثل حقیقت مثل خاک
پر از صفای لحظه ها یه چشمه مونده ام پاک پاک

کدوم سراب راهمو بست
مناعت منو شکست
که روی آیینه ی من
غبار وسوسه نشست
دعوت وسوسه رسید
یه ظهر بی سایه و داغ
من همه ی تنم عطش
اون همه سایه های باغ
یه لحظه خواب و بعد از اون
نه باغی بود و سایه ای
من و کویر برهوت
نه آبی و نه واهه ای
حالا پس از اون همه سال
هنوز میپرسم از خودم
سراب خالی بود یا من
خواستم و وسوسه شدم
من می تونستم با عطش
تا ظهر گرما بسازم
حاصل عمری که گذشت
عآطل و باطل نبازم
من میتونستم ببرم
اگه میخواستم هنوزم
نه اینکه با نام بهشت
تو این جهنم بسوزم

یه لحظه خواب و بعد از اون نه باغی بود و سایه ای
من و کویر برهوت نه آبی و نه واهه ای
حالا پس از اون همه سال هنوز میپرسم از خودم
سراب خالی بود یا من خواستم و وسوسه شدم

(نوش آفرین)
;)

pooya
جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۸۷, ۱۹:۵۰
خدا کنه گلهای غم یکی یکی پرپر بشه
آتیش دشمنی ها کوه خاکستر بشه
کیسه پول مردم الهی پر زر بشه
حال همه مریضا بهتر و بهتر بشه

بگو و بخند ارزونی شه
سر همه چی مهمونی شه
رفاقتای سرسری
از این به بعد جون جونی شه

سر چیزای هیچ و پوچ
هیچ جا بگو مگو نشه
طلسم بد بیاری ها
با کسی روبرو نشه
آشتی کنونا همه راه بیافته
دیو سیاه دشمنی باز ته چاه بیافته
بگو مگو از همه کس دور بشه
حسود نباشه که بلا دور بشه
;)
..................
بیتا خانم
به سیاوش علاقه دارم و زیاد گوش میدم ...
شكلك هم به نوعی امضا شده برایم...

pooya
جمعه ۱ شهريور ۱۳۸۷, ۱۹:۴۳
توي قرن خشم و فولاد
زير يخ باد زمستون
يه گل عاطفه سرشار
توي يك باغچه ويرون
نه يه دست باغبوني
كه ازش خارو بگيره
نه يه نور گرم افتاب
توي فصل برف بارون
اي شقايق، گل قصه
با تو هم سنگر و راهم
توي رگبار زمستون
ياد تو پشت و پناهم
اگه تنهايي و غصه
از تو اميدو گرفته
ابر اميد و سپيدي
دشمن شب سياهم
اي شقايق، شقايق، شقايق، گل قصه

برگاشو پيچيده دورش
توي اين سوزش جلاد
ساقه اما استواره
توي خاك و گل و فولاد
خواب آزادي و رويش
پيچيده تو رگ و ريشه اش
بي قرار اما صبوره
خسته از اين همه بي داد
اي شقايق، گل قصه
با تو هم سنگر و راهم
توي رگبار زمستون
ياد تو پشت و پناهم
اگه تنهايي و غصه
از تو اميدو گرفته
ابر اميد و سپيدي
دشمن شب سياهم
اي شقايق، شقايق، شقايق، گل قصه
(اندی)
;)

pooya
دوشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۷, ۱۹:۴۹
یه دشت سر سبز یه رود پر آب
یه سد محکم داشتیم تو سیلاب
ما از خوشی ها دلامون آزرد
سد رو شکستیم دنیا رو آب برد

حالا از اون در و دشت چیزی نمونده باقی
انگار از این میخونه صد ساله رفته ساقی
حالا غم ما قد یه دریاست
جایی که باید دل به دریا زد همینجاست
نه کار ایناست نه کار اوناست
از این و اون نیست از ماست که برماست
(سیاوش قمیشی)
;)

pooya
پنجشنبه ۷ شهريور ۱۳۸۷, ۱۸:۴۹
خیال کردم تو هم درد آشنایی
به دل گفتم تو هم همرنگ مایی
خیال کردم تو هم در وادی عشق
اسیر حسرت و رنج وبلایی
ندونستم تو بی مهرو وفایی
نفهمیدم گرفتار هوایی
ندونستم پس دیدار شیرین
نهفته چهره تلخ جدایی

تو که گفتی دلت عاشق ترین
دلت عاشق ترین قلب زمین
همیشه مهربونه با دل من
برای قلب تنهام همنشینه
چرا پس به تیغ بی وفایی
شده قربانیت بی خون بهایی
نفهمیدی امید نا امیدی
رها کردی دلم رفتی کجایی
زبس آزار دادی روز و شب دل
دل دیوانه ام آخر شد عاقل
دل غافل شد عاقل دست برداشت
ز امید خیالی خام و باطل
(حبیب)
;)

آپامه
دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۷, ۱۹:۵۰
آهای عزیز خوبم برات آواز می خونم
برای تو نازنینم از غم دلم می خونم

اگه این صدای خسته مثل سایه ای شکسته
اگه بغض بی بهونه راه این گلومو بسته

اما تک تک نفسهام باز داره از تو می خونه
اما تک تک نفسهام باز داره از تو می خونه
خواننده: سروش کریمی

valium
جمعه ۱۵ شهريور ۱۳۸۷, ۱۷:۱۱
اه دلم گـــــرفت! همه اینجا پیشکسوت هستن که
من نمیدونم چه مرگم هست, آهنگ ایرانی گوش نمیدم.... از الفبای فارسی خشم نمیاد اصلا!

خواننده مورد علاقم tomas anders
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:572NYhvX9s-GxM:http://www.figurystar.ru/admin/spaw2/uploads/images/stars/TA_NEU_4__2006.jpg
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:CWLzlJLUW4gyqM:http://www.figurystar.ru/admin/spaw2/uploads/images/stars/TA_NEU_5_2006.jpg

آهنگساز مورد علاقم dieter bohlen
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:agLgDR13WFvOIM:http://www.pressebox.de/attachment/110531/Dieter_Bohlen.jpg
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:cO2CJWUO5IJyRM:http://www.geocities.com/dieterbohlen_web/images/dieter.jpg

شعــر و آهنگ مورد علاقم که هیچوقت برام تکراری نمیشه!

بالـــــــــهای شکســــــــــــــــــــــ ــته!

Baby
don't understand why we can't just hold on
to each other's hands
This time might be the last if fear unless
I make it all too clear

I need you so.

Take these broken wings
And learn to fly again
learn to live so free.
And when we hear the voices sing

The book of love will open up and let us in.

Take these broken wings -
Baby
I think tonight we can take
what was wrong and make it right.
Baby
it's all I know
that you're half of the flesh @c
And blood that makes me whole
need you so.
So take these broken wings . . .

Let us in - let us in -
Baby
it's all I know

That you're half of the flesh
And blood that makes me whole

Yeah
yeah
yeah
yeah
yeah!
So take these broken wings . . .
Take these broken wings . . .

به سلیـــــــــقه شما نمیخوره و آپلودش کردم....
http://helena.razavi.googlepages.com/broken-wings-94.mp3
2mb

آپامه
يکشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۷, ۱۱:۴۹
لحظه ها همیشه خواستن
که تو رو بگیرن از من
چه غریب و ناشناسه
جاده ی به تو رسیدن

همیشه یه چیزی بوده
شوقتو از دلم ربوده
ولی یک تپش دل من
از غمت جدا نبوده


یه روز چشاتو وا کنی
می بینی من تموم شدم
می بینی جام چه خالیه
یا رفته ام پی خودم

اگه یه روز و روزگار
پیش خودت باز بشینی
تمام این روزا رو
جلو چشات باز می بینی
چقدر ما فاصله داریم
چرا اینو نفهمیدم
کاش اون روزا می مردمو
یه جور اینو می فهمیدم
دیگه برام نمی مونی
تو چشمات اینو می خونم
چقدر دلم گرفته باز
نمی دونم چی بخونم
خواننده :شادمهر

آپامه
يکشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۷, ۱۱:۵۲
این هم واسه عزیزانی که شعر انگلیسی دوست دارن.;)

Just Like An Angel
City lights spinning in my head
Here comes the night and go to bed
I'm sitting here in that night café
My love won't go away
Neverending dreams of you
Lonely hours passing through
Still missing you
Where will you go, tonight ?

Just like an angel - you are
Hotline to heaven - you're my star
Just like an angel - in the night
Ice in the fire - melt in the light

Just like an angel - waiting for you
Let me down easy - like angels do
You are my angel - oh, call me
Give me high, high energy

Cross the streets - hear a telephone
Shadows dancing - still on my own
I'm sitting here in that night café
My love won't go away
Café is empty - the night goes by
A million stars shine in the sky
Still missing you
Where will you go tonight ?

Just like an angel - you are
Hotline to heaven - you're my star
Just like an angel - in the night
Ice in the fire - melt in the light

Just like an angel - waiting for you
Let me down easy - like angels do
You are my angel - oh, call me
Give me high, high energy

Just like an angel - waiting for you
Let me down easy - like angels do
You are my angel - oh, call me
Give me high, high energy


Singers: Thomas Anders , Dieter Bohlen from the modern talking’s album

pooya
يکشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۷, ۱۵:۱۷
نمی دونی .نمی دونی
وقتی چشمات پر خوابه
به چه رنگه به چه حاله
مثل یک جام شرابه
نمی دونی .نمی دونی.نمی دونی چه عمیقه
چه سخن گو مثل اشعار مسیحایی حافظ
یه کتابه یه کتابه
مثل یک جام شرابه

نمی دونی .نمی دونی.نمی دونی
که چه رنگه چه قشنگه
رنگ آفتاب بهاره
مثل یک جام بلوره
شایدم چشمه نوره
مثل یک جام شرابه

نمی دونی به جز من دگری هم نمی دونه
که یه دنیا توی اون چشم سیاه
هر کی گفته هر کی می گه همه حرفه
تو رو می خواد بفریبه
جز دل من
جز دل من که پر از عشقو جنونه
حرف اون چشم سیارو
دل دیگه نمی دونه
چشم دیگه نمی خونه

نمی دونی .نمی دونی.نمی دونی
وقتی چشمات پر خوابه
به چه رنگه به چه حاله
مثل یک جام شرابه
مثل یک جام شرابه

(شاهرخ)
;)

pooya
چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۷, ۲۲:۲۵
در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست
هیچ شاهی به گدا سرور نیست

باورم کم کرده اند این بهترین
اما تو باور کن مرا
اما تو باور کن مرا
زورقی در موج دریا باش و ناگه یار و یاور کن مرا
یار و یاور کن مرا
یار و یاور کن مرا

سربلند کن ماه من شو غرق حیرت کن مرا
عاشقم من پیش مردم درس عبرت کن مرا

دو چشم عاشقت دردیست که بر جان من افتاده است
بنازم این قلندر را هنوز از پا نیافتاده است
هنوز از پا نیافتاده است
اگر عاشق کشی رسم و مرامه خوب رویان است
بکش مارا بکش مارا که دایم عید قربان است

که دایم عید قربان است

پریشان خاطرآن آواره در صحرای گیسویت
هزاران شب خراب افتاده در کنج سر مویت
من از سمت سپاه عشق بازان آمدم سویت
که بنویسم خجالت می کشد ماه از گل رویت
ماه از گل رویت
(امید)

pooya
شنبه ۲۳ شهريور ۱۳۸۷, ۲۱:۵۶
من و مزرعه یه عمر ه
چشم براهه یه بهاریم
زیر شلاق زمستون
ضربه ها رو میشماریم

توی این شب غیر گريه
کار دیگه ای نداریم
هرکی خوابه خوش به حالش
ما به بیداری دچاریم

تن این مزرعه خشک
تشنه ي بزره دوبارست
شب پر از حضور تلخ
جای خالی ستارست
مزرعه دزدیدنی نیست
فردا میلاد بهار
دیگه اين مزرعه هرگز
ترسی از خزون نداره

نفس بکش نفس بکش
اینجا نفس غنیمته
توی سکوت مزرعه
صدای تو یه نعمته
(سیاوش قمیشی)
;)

bita
يکشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۷, ۰۶:۰۴
عصار

كي ميگه تو نباشي دنيا ديگه تمومه

بذار همه بدونند كه عاشقي دروغه

pooya
دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۷, ۲۲:۲۱
پاييز آمد
درميان درختي
لانه كرده كبوتر
از تراوش باران
مي گريزد
خورشيد از غم
با تمام غرورش
پشت ابر سياهي
عاشقانه به گريه
مي نشيند
من با قلبي به سپيدي روز
با اميد بهاران
ميروم به گلستان
همچو عطر اقاقي
لابه لاي درختان
مي نشينم
باشد روزي به نداي بهاران
روي دامن صحرا لاله روييد
شعر هستي
بر زبانم جاري
پر توانم آري
مي روم در كوه و دشت و صحرا
ره پيماي قله ها هستم
من راه خود
در طوفان
در كنار ياران
مينوردم
در كوهستان يا كوير تشنه
يا كه در جنگل ها
رهنوردي شاد و پر اميدم
دارم اميد
كه دهد سختي
كوهستان بر روان وجانم
پاكي اين كوه و دشت و صحرا
باشد روزي
برسد شعر هستي بر لب
جان نهانده بر كف راه انسانها را در نوردم
شعر هستي
بودن و كوشيدن
رفتن و پيوستن
از كژي بگسستن جان فدا كردن در راه خلق است

مردی گمنام در دل کوهستان ره به سوی قله می سپارد

بر پشت او کوله ای از لاله، لاله های رنگین می درخشد

;)

pooya
يکشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۷, ۲۰:۵۳
خودم تنها و تنها دلم

چو شام بی فردا دلم

چو کشتی بی ناخدا

به سینه دریا دلم

به سینه دریا دلم

تو ای خدای مهربان

تو ای پناه بی کسان

به سنگ غم مشکن دگر

چو شیشه مینا دلم

چو شیشه مینا دلم

تو هم برو ای بی وفا

مبر بر لب نام مرا

دل تنگم بیگانه شد

نمی خواهد دیگر تو را

نشان من دیگر مجو

حدیث دل دیگر مگو

دلم شکسته زیر پا

نمی خواهد دیگر تو را

نمی خواهد دیگر تو را

(هایده)
;)

bita
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷, ۱۷:۴۴
يار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا
يار تويي غار تويي خواجه نگه دار مرا
نور تويي روح تويي فاتح و مفتوح تويي
سينه مشروح تويي بر در اسرار مرا

شعر مولانا
خواننده شهرام